مجنون دیروزها
محمدعلی آقامیرزایی
مرد این نوشتار شهید علی هاشمی، ملقب به «سردار هور» یکی از حماسهآفرینان هشت سال دفاع ملت ایران در برابر عراق است که به دلایل امنیتی تا پس از سقوط صدام در گمنامی به سر میبرد و به گفته محسن رضایی- فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- سرّیترین عملیات تاریخ دفاع مقدس را جوانان دشت آزادگان به فرماندهی وی انجام دادند.علت گمنامی علی هاشمی این بود که مسئولان تا مدتها از وضعیت او اطلاعی نداشتند. هنوز مشخص نبود که او به شهادت رسیده یا به اسارت دشمن درآمده است و از آنجا که احتمال اسارت وی نیز میرفت، مسئولان تصمیم گرفتند تا به دست آمدن اطلاعات دقیقتر، نامی از این سردار سپاه ایران برده نشود. چرا که در صورت اسارت، ممکن بود مورد اذیت و آزار قرار بگیرد یا این که اطلاعاتی به دست دشمن بیفتد.
شهید علی هاشمی سال 1340 هجری شمسی در لاین پنج محله فقیرنشین حصیرآباد اهواز دیده به جهان گشود و قبل از انقلاب به واسطه لمس کردن ظلمی که بر مردم، از جمله خانواده و همسایههاشان میرفت، به جریان مبارزه با رژیم پهلوی پیوست. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 به عضویت کمیته انقلاب اسلامی در آمد. در سال 1359 پس از حمله ارتش متجاوز عراق به خاک ایران، علی هاشمی و 40 نفر از نوجوانان و جوانان محلههای حصیرآباد و آخر آسفالت اهواز به حمیدیه عزیمت کردند و در نهایت تیپ 37 نور را تشکیل دادند. علی هاشمی در تاریخ چهارم مردادماه سال 67 در یک درگیری نابرابر با دشمن در سن 27 سالگی جاویدالاثر شد.
ë قرارگاه نصرت
شهید علی هاشمی در دوران دفاع مقدس توانست قرارگاه نصرت را در منطقه هورالهویزه راهاندازی کند. او با مطالعات و تحقیقاتی که در خصوص این منطقه انجام داده بود، شرایطی را فراهم کرد که پس از چند عملیات ناموفق، شرایط جبههها به نفع ایران تغییر کند. در این زمان سپاه به این نتیجه رسیده بود که برای تصرف جاده عماره - بصره میتواند عملیاتی را از منطقه هورالهویزه به سمت مواضع ارتش بعثی انجام دهد و منطقه وسیعی را به تصرف دربیاورد تا از این طریق فشار بر ارتش عراق افزایش یابد. در شرایطی که عملیات نظامی ایران به بنبست رسیده بود، قرارگاه نصرت توانست منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون را برای عملیات آماده کند. در سال 67 شهید علی هاشمی و همراهانش در قرارگاه نصرت کار بزرگی انجام دادند و یکی از این عملیات جنگ در سوم اسفند سال 62 در این منطقه به اجرا درآمد که «خیبر» نام گرفت. در سال بعد (63) نیز عملیات دیگری به نام «بدر» در این منطقه انجام شد. مرد این قصه یکی از فرماندهان سپاه خوزستان در جبهه جنوب بود که از ابتدای جنگ حضور فعالی داشت. بویژه در زمانی که جنگ در جبهه سوسنگرد شدت داشت، وی در آن منطقه فعال بود، اما نام شهید علی هاشمی با قرارگاه نصرت و تلاشهای شبانهروزی وی و گروهش برای بررسی منطقه هورالهویزه و انجام عملیات خیبر و بدر گره خورده است.
محسن رضایی- فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ- در مورد علی هاشمی چنین میگوید: «او جوانی انقلابی بود که در کوچه پس کوچههای حصیرآباد اهواز با رژیم شاه میجنگید و در سال 57 چند بار دستگیر شد، اما بهطور معجزهآسا خودش را از دست ساواک و نیروهای شهربانی نجات داد؛ جوانی انقلابی که در صف ملت ایران برای آزادی کشورش مبارزه میکرد و پس از پیروزی انقلاب در تشکیل کمیته انقلاب اسلامی حصیرآباد و کمیته اهواز نقش مؤثری داشت.
وی با تشکیل سپاه پاسداران وارد سپاه شد و سپاه حمیدیه را تشکیل داد. تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب، کاری انقلابی و سخت بود و کمتر از دفاع در برابر دشمن و مقابله با تجاوزات ضدانقلاب نبود، چرا که سازماندهی نیروهای جوان انقلابی در قالب نیروی نظامی و با حفظ ارزشها و فرهنگ مردمی و انقلابی کاری بسیار پیچیده و سخت بود.
ë مدیریت جنگ
علی هاشمی قبل از شروع جنگ، جوانان انقلابی حمیدیه را به خوبی سامان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ، هم در برقراری امنیت نقش ارزندهای داشته باشد و هم در مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات. به محض شروع جنگ در یک مقطع ما نیاز پیدا کردیم که تیپها را شکل دهیم، عملیات فتحالمبین را انجام دادیم و احساس کردیم که باید در بخش «طراح» و در «کرخه نور» در جبهه سوسنگرد عملیاتی انجام دهیم و علی هاشمی مسئول عملیات شد و عملیاتی را آنجا انجام دادند و وقتی این مقطع از نبرد را بررسی میکنیم، میبینیم که علی هاشمی یکی از فرماندهانی است که مسئول تشکیل تیپهای جنگ میشود و تیپ 37 نور را شکل میدهد.
یک بار چند روز مانده به عملیات خیبر، من و آقای علی هاشمی و دوستانش سوار قایق شدیم و کیلومترها رفتیم تا نزدیک جزیره شمالی، بهطوری که سیلبندهای جزیره شمالی را میدیدیم و من شخصاً حتی قدم زدن نیروهای عراقی را هم میدیدم؛ نیروهای بومی که علی هاشمی سازماندهی کرده بود، آنچنان به خوبی ما را به منطقه بردند و برگرداندند و بعد هم از لو رفتن عملیات جلوگیری کردند که فکر نمیکنم در هیچ ارتشی چنین مهارتی برای فرماندهان آنها حاصل شده باشد.
بعد از عملیات فاو، شهید علی هاشمی را فرمانده سپاه ششم کشور کردیم که هم سپاه و هم بسیج خوزستان زیر نظرش بود و هم لشکر 5 نصر و چند تیپ دیگر. از گوشه کوشک تا چزابه که حدود 200 کیلومتر میشد، خط پدافندی سپاه ششم امام جعفر صادق(ع) بود و در واقع علی هاشمی در این میدان از سطح یک فرمانده لشکر به سطح یک فرمانده سپاه که چندین لشکر زیر نظرش است ارتقا پیدا کرد.
ë نبرد نابرابر
در اردیبهشت، خرداد و تیر سال 67 وضع جبهه عوض شد، چون عراق وضعیت جدیدی پیدا کرد و تمام دنیا پشت سر عراق قرار گرفتند تا جنگ را پایان دهند. همچنین مجوز استفاده از سلاحهای شیمیایی و غیر متعارف از طرف دنیا به عراق داده شده بود و به عراق اجازه دادند از خط قرمز عبور کند. آنها حتی به کشتیها و هواپیماهای مسافربری هم حمله کردند. همه محدودیتها را در جنگ از روی صدام برداشتند، لذا دشمن به فاو و جزایر ما حمله کرد و در ماجرای حمله به جزایر، آقای علی هاشمی که مسئول آن منطقه بود و دفاع از جزایر را بر عهده داشت، تا آخرین فشنگ و تا آخرین نفس مقاومت سختی انجام داد.
این نبرد کاملاً نابرابر بود. دشمن به
300 - 200 متری قرارگاه نصرت رسیده بود. تا آن نقطه مقاومت کرد که اگر عقب نمیآمدند، به دست دشمن میافتادند. به آنها گفتم که نباید اسیر شوید و سریع منطقه را تخلیه کنید، اما عراق آمد با هلیکوپتر پشت سر آنها نیرو پیاده کرد و آنها در حال آمدن به عقب با نیروهای عراقی مواجه شدند.
بر اثر استقامت شدید علی هاشمی و قرارگاه نصرت، تعداد نیروهای باقیمانده حدود 15 نفر شده بود؛ در مقابل چند لشکر تا دندان مسلح بعث، از آن 15 نفر، حدود 9 نفر از طریق اختفا در نیزارها به ایران آمدند و 2 نفر اسیر و 4 نفر هم مفقود شدند. علی هاشمی هم جزو همین افراد بود و بعدها ما مطمئن شدیم که شهید شده و به لقای الهی پیوسته است، اما نحوه شهادت او در پرده ابهام است. زندگی شهید علی هاشمی و مجاهدت و مبارزات ایشان در مقابل عراق یکی از بهترین الگوها برای اتحاد ملی است، چوننژاد عراقیها عرب بود و بیشترین مقاومت در مرزهای خوزستان هم از برادران عرب ما بود و اعراب خوزستان ثابت کردند که ایرانیاند و به ایران وفادار هستند. نمونه بارز اتحاد ملی را ما در قرارگاه نصرت و تلاشهای فراوان شهید علی هاشمی میبینیم. علی هاشمی را میتوان به عنوان نماد اتحاد ملی معرفی کرد.
آقای علی هاشمی و قرارگاه نصرت بهترین الگو برای اتحاد ملی هستند. یعنی برادری که از نژاد عرب بود، اما در مقابل اعراب متجاوز بعثی و وابسته به استکبار، ایستاد و مقاومت کرد و با تمام وجود از سرزمینش، از وطنش و از ملتش دفاع کرد و با اینکه برخی از سریترین راز و رمزهای عملیات جنگ تحمیلی در اختیارش بود، آنها را در دل خود حفظ کرد و با کمال صداقت و اخلاص در تحقق دفاع مقدس از جان خود گذشت و عاقبت هم جان خود را به ملت ایران و کیان اسلام تقدیم کرد.»
در روزهای آخر جنگ، دشمن حملات خود را به جبهههای ایران آغاز کرد و در پی استقرار ارتش عراق در پشت قرارگاه نصرت، علی هاشمی و تعدادی از دوستانش به این منطقه عزیمت کردند و علی هاشمی ظاهراً در داخل هور مورد اصابت آتش دشمن قرار گرفت و در خود هور به شهادت رسید.
پس از سقوط دیکتاتوری صدام، پیگیریهای وسیعی برای یافتن اثری از علی هاشمی در اردوگاههای اسرای ایرانی در بند عراق انجام شد و در نهایت مسئولان مجاب شدند که سردار علی هاشمی به شهادت رسیده است.
سرانجام پس از بیست و دو سال انتظار، پیکر مطهر این شهید بزرگوار به همراه دوستانش، در انتهای جاده شهید همت در مقابل جزیره مجنون شمالی در سال 89 تفحص شد و پیکر مطهر وی به همراه 88 شهید گمنام دیگر ابتدا در تهران و سپس روز یکشنبه 26 اردیبهشت ماه 89 با همراهی باشکوه و خیرهکننده مردم خوزستان تشییع و تدفین شد. حالا او چندی است بعد از این همه سال آمده و در خانه آرام گرفته تا قصه دلاوری او برای همیشه تاریخ در این سرزمین روایت شود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5588/12/254411/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
























































