شوک واقعی

دنیای افسردگی




   قاسم گرجی


مدت‌ها می‌شد احساس عجیبی داشت، گاهی سرش درد می‌گرفت و گاهی احساس می‌کرد از زندگی سیر شده است. شب‌ها خواب به چشمانش نمی‌رفت. گاهی تا دو روز لب به هیچ نوع غذایی نمی‌زد و تمایلی به حرف زدن با همسرش نداشت، با کمترین سر و صدایی عصبی می‌شد و با پرخاشگری به اطرافیانش حمله می‌کرد. از حضور در جاهای تاریک بشدت متنفر بود و حوصله رفتن به بیرون از خانه را نداشت، اگر زمانی به بیرون می‌رفت سریع وارد محل کارش شده و در گوشه‌ای کز کرده و دست و دلش به کار نمی‌رفت. در حالی که همسر و فرزندان وی از این وضع به تنگ آمده بودند، همچنین این رفتارش نارضایتی رئیس و همکارانش را نیز در پی داشت.
با کوتاه شدن طول روز و سرد شدن هوا مشکلات وی بیشتر شد. خیلی زود این وضع و افزایش سردردهای شدید وی را بر آن داشت به پزشک مراجعه کند. نظر پزشک معالج بعد از این‌که اطمینان پیدا کرد بیمارش دچار سردرد شدید است با توجه به سردی هوا در فصل زمستان در همان گام نخست این بود که وی دچار سرماخوردگی شدید شده  اما وقتی در جریان خلق تنگ و بی‌‌اشتهایی و دیگر مشکلاتش قرار گرفت احتمال داد مراجعه‌کننده‌اش افسرده شده باشد، همین کافی بود تا پیشنهاد دهد وی به یک روانپزشک معتبر مراجعه کند. پس از مراجعه به روانپزشک به داروخانه رفت و پـــــــس از تحویل نسخه پزشک با پلاستیکی پر از انواع داروهای آرامبخش به خانه بازگشت،‌ وقتی داروهای آرامبـــــــخش را استفاده می‌کـــــــرد برای مدتی آرام می‌گرفت و به خواب عمیقی فرو می‌رفت اما پس از آن‌که داروها تأثیر خود را از دست می‌دادند، چنان سردردی می‌گرفت که دنیا در برابر چشمانش تیره و تار می‌شد و هر لحظه آرزوی مرگ می‌کرد.
پس از مدت‌ها استفاده از این داروهای آرامبخش با اطرافیان خود چنان به تندی برخورد می‌کرد که آن‌ها برای رهایی از اخلاق تند مرد مدام داروهایش را در دسترس وی قرار می‌دادند تا مبادا در زمان پرخاشگری‌هایش از استفاده از این دارو و بازگرداندن آرامش به محیط خانه محروم شوند.
با نتیجه نگرفتن از دارودرمانی مراجعه به روانپزشک تنها راه چاره آن‌ها نبود بلکه پس از مدتی به یکی از روانشناسان معتبر نیز مراجعه کردند که وی در چند نوبت مراجعه ابتلای بیمار به افسردگی عمده را دلیل همه مشکلاتش دانست.
این روانشناس از وی خواست به جای استفاده از هرگونه دارودرمانی، در رفتار خود با کمک اطرافیانش به شیوه‌های بسیار راحت و ممکن تجدیدنظر کرده تا آرامش را برای خود و خانواده‌اش به ارمغان بیاورد.
قدم زدن در فضای باز، روی آوردن به ورزش‌هایی نرم از جمله انجام حرکات کششی و شرکت در برخی کارهای گروهی، استفاده نکردن از برخی غذاهایی که طبیعتاً بسیار سنگین و محرک سیستم عصبی بوده، فاصله گرفتن از اماکن شلوغ و پرسر و صدا، داشتن تحرک و فعالیت جسمی و به یادآوری خاطرات خوش گذشته از جمله مهم‌ترین دستوراتی بودند که پزشک برای بهبودی حال بیمار خود برای وی تجویز کرد.
وی ترک کردن داروهای آرامبخش را مایه آرامش و در بهبودی حال خود بسیار تأثیرگذار می‌دانست.
وی پس از مدتی که بهبودی نسبی یافت، کوهپیمایی، همچنین استفاده از موسیقی سنتی را در برنامه روزانه خود قرار داد.
این بیمار افسرده در کمتر از سه ماه بویژه با تغییر فصل یعنی رفتن زمستان و فرا رسیدن بهار مخصوصاً وقتی که هوا آفتابی بود و می‌توانست برای هواخوری و ورزش به بیرون از خانه و حتی دامن طبیعت پناه ببرد سرحال‌تر و بانشاط‌تر می‌شد.
 


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5621/12/258947/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها