پنجره

پنجره‌های بدون ضربدر




پنجره ورودی در دیوار، برای وارد شدن روشنایی، هوا یا هر دو و دیده شدن فضای بیرون یا درون. (فرهنگ معین)
جنگ برای ما که در آن سال‌ها بچه مدرسه‌ای بودیم  صدای آژیر بود  و سوت کشیدن مرگی که دیوانه‌وار می‌دوید به سمتی که نمی‌دانستیم کجاست.جنگ بیدار شدن از خواب و هراسان میان کابوس پایین رفتن از پله‌های  تاریک خانه بود و پناه گرفتن زیر شیب راه پله هایی  که می‌گفتند امن ترین جای دنیا است.
جنگ بستن اجباری چشم‌ها بود به روی زندگی، تکان خوردن  خانه بود و فشرده شدن میان بغل آدم بزرگ هایی که ترس‌شان از ما بیشتر بود که ما بچه بودیم ودنیا همه برایمان همان روز و لحظه بود و فردا را نمی‌دانستیم چه برسد به دانستن فردا،فردای جنگ.... سال‌های جنگ بود و ما بچه‌های آن روزها برایمان پنجره شکل و معنایی دیگر داشت. پنجره هایی که نوار پوش چسب، ضربدری روی آنها خورده بود و ما دنیا را از پشت آن ضربدرها می‌دیدیم...درخت‌ها پشت ضربدر،حیاط پشت ضربدر،تن کوچک دوچرخه  آهنی مان که تکیه داده بود به دیوار پشت ضربدر،کوچه پشت ضربدر، صورت دوست کنار وانتی که همه اثاث هایشان را کول کرده بود پشت ضربدر. جنگ ضربدر بزرگ روی دهان پنجره بود که جسارت می‌داد به دیدن، دویدن، بازی کردن،خیال کردن ولی آن روزها پنجره ترس بود و احتمال ریختن. برای ما بچه‌های کودک در جنگ، پنجره شکل و معنای دیگر داشت.پنجره ایستا نبود،پنجره پا داشت،می دوید.دور می‌شد و آنها را که دوست‌شان می‌داشتیم،که آویزان شده بودند از پنجره با آن لباس‌های  همه سبز  سربازی و کلاه‌هایی که در هوا تکان می‌دادند به «خداحافظ زود بر می‌گردیم» با خود می‌برد.
برای ما بچه‌های آن سال‌ها پنجره شکل به شکل می‌شد.یک روز ضربدری می‌شد،یک روز نزدیک شدن به آن ممنوع می‌شد و یک روز آزاد و یک روز همان طور که راه گرفته بود و رفته بود بر می‌گشت و می‌شد پنجره‌های اتوبوسی با نوار سفید سربازان آزاد وطن که از شهرهایمان که شهرهای خودشان نبود می‌گذشتند و ما کنار خیابان برای آنها که مثل بچه‌ها آویزان شده بودند از پنجره‌های کوچک دست تکان می‌دادیم و راز اشک و خنده شان را نمی‌دانستیم. پنجره این روزها  برای ما که کودکی در جنگ کرده‌ایم و از پشت ضربدرها حیاط خانه را دیده ایم، آوارگی همسایه را دیده ایم، رفتن آنکه جان عزیز بوده را دیده‌ایم، آزادی را دیده ایم معنای دیگر دارد... این روزها که  سایه سیاهی جنگ از سر کودکانمان کم شده و پنجره راه می‌دهد به دیدن،دویدن و خیال کردن...
 


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5987/24/320044/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها