ادامه از صفحه اول
از نسل طلایی روزنامه نگاران وطن دوست
3- اگر کسی از او درباره علایق و مطلوبهایش میپرسید، در کمال ناباوری میشنید روزنامه، رادیو و کتاب، این ها عشق های سهگانه زندگی او بودند؛ فضایلی که برای یک مرد رسانهای شایسته و بایسته است. دوستان سالهای دور و نزدیکش خواهند گفت که لذت پیرمرد از خواندن و نوشتن غیر قابل وصف بود. هر روز صبح را با خواندن روزنامه آغاز میکرد و با گوش دادن به رادیو و مطالعه کتابهای تازه به شام می رساند. حتی در روزهای پررنج بیماری و بستری بودن، از خواندن و شنیدن دست برنداشت.
4- از سکون و رکود در روزنامهنگاری رنج میبرد. ترجیعبند گفتار او در همه محافل و مجالس، تعلیم و تربیت نیروهای حرفهای برای رسانه بود و دلواپسی، او بازماندن رسانههای ایران از قافله رسانههای مدرن بود. تسلط او بر زبان انگلیسی در کنار تجربه دوران خبرنگاری در نیویورک دست به دست هم داده بود تا او دائم فاصله سطح و کلاس روزنامهنگاری ایران با آن سوی آبها را بکاود. از سوی دیگر او تاریخ 170 ساله روزنامهنگاری در ایران را با همه فراز و فرودهایش بازگو میکرد و در این نگاه واگویهاش این بود که مبادا شأن روزنامه و روزنامهنگاری در ایران تنزل یابد. او خبرنگاری و اطلاعرسانی را شریفترین حرفه میشناخت و از این رو، هیچ گاه مشکلات و موانع موجود بر سر راه اهل رسانه مانع از این نشد که او از اصول و استانداردهای روزنامهنگاری تنزل کند. روا نمیدید ساحت این حرفه به غبار تمنیات امروز آلوده شود. رابطه و رفاقت در قاموس حرفه ای او راه نداشت؛ میگفت هر کسی را به سرای اهل قلم راه نیست. این شعار زیبا و نانوشته بر سر دفتر وطن دوست در همه ایامی بود که در کرسی کشف و جذب استعدادهای خبرنگاری مینشست.
اکنون آن صدای متین و مردانه از نفس افتاده است و آن قامت رسا و استوار خرقه خاکی را زمین گذاشته است. آنچه اما هنوز در خیال و خاطره اهالی خبر زنده است میراث یک روزنامه نگار آگاه، مسئول و منضبط است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6118/23/354297/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.








































