وفاداری والاتر

شوخ طبعی اوباما


جیمزکومی
مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی

بر اساس تجارب قبلی‌ام در جاهای مختلف، معتقدم که بسیاری از افراد نسبت به بیان همه حقیقت، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، به رؤسای خود تردید دارند و برای این امتناع خود هم دلایل به ظاهر موجهی ارائه می‌کنند. من می‌توانستم صدای کارکنان باسابقه و فرتوت اف‌بی‌آی را بشنوم که با تقلید از یکی از شخصیت‌های فیلم «مُردگان» می‌گفتند: «انجام این کار چه نفعی دارد به جز اینکه ممکن است به تو آسیب بزند. رؤسا مثل قارچ هستند، آنها را در تاریکی و بی‌خبری نگه دارید و بعد هر آشغالی که خواستید، به خوردشان بدهید.» من باب را تحسین می‌کردم و از اینکه توانسته بود بعد از 11 سپتامبر اف‌بی‌آی را متحول کند و با پشت سرگذاشتن مشکلات، بر میراث غلطی که این سازمان را فقط مبتنی بر فرهنگ کارآگاه بازی می‌دانست، غلبه کند، شگفت‌زده شدم. او همچنین با تقویت همگرایی، اف‌بی‌آی را به یکی از اعضای مهم جامعه اطلاعاتی امریکا تبدیل کرد. باب ثابت کرده بود که تقسیم اف‌بی‌آی به دو بخش مجزای تحقیقات جنایی و مبارزه با تروریسم، اشتباه خواهد بود چرا که در آن صورت نباید انتظار داشت که این تشکیلات در هر دو بخش عالی باشد. من نسبت به آنچه که او انجام داده بود، به دیده تحسین و احترام می‌نگریستم ولی در عین حال می‌خواستم علائمی را بفرستم و نشان دهم که من خواهان شیوه مدیریتی بازتری هستم. من در روز چهارم سپتامبر 2013 به‌طور رسمی به‌عنوان هفتمین رئیس اف‌بی‌آی سوگند یاد کردم. بررسی لایحه بودجه در کنگره و بروز اختلافات شدید در مورد آن که با تعطیلی دولت فدرال به دلیل عدم وجود نقدینگی همراه بود، باعث شد که مراسم معارفه‌ عمومی من در ماه اکتبر و در ستاد مرکزی اف‌بی‌آی برگزار شود. رئیس جمهور اوباما نیز در این مراسم حضور داشت و من توانستم یک دیدگاه کلی و اولیه نسبت به چیزی که از او رهبری جذّاب ساخته بود، پیدا کنم. پاتریس و بچه‌ها هم در مراسم شرکت داشتند و دو دختر بزرگم با نامزدهایشان آمده بودند و همه ما در پایان برای گرفتن عکس یادگاری به رئیس جمهوری پیوستیم. اوباما در حالی که لبخند می‌زد، کنار ما جلوی دوربین‌ها قرار گرفت. بعد از اولین عکس، رئیس جمهوری ژستی گرفت و گفت: «چرا ما یک عکس هم بدون حضور نامزد دخترها نگیریم. فقط برای احتیاط شاید روابط‌شان به نتیجه نرسد!» او این حرف‌ها را با لحنی خوب و با شوخ‌طبعی گفت به گونه‌ای که به هیچ کس هم بر نخورد. اما من می‌توانم بگویم که اوباما بسیار باهوش بود و هوشمندانه این کار را کرد، به گونه‌ای که کمتر رهبری این گونه رفتار می‌کند. واقعاً اگر حتی نامزدی یکی از دخترها با این پسرها به هم می‌خورد، چه می‌شد؟ حضور آنها در عکس در کنار رئیس جمهوری، این خاطره خانواده کومی را برای همیشه نابود نمی‌کرد؟ بنابراین با اشاره‌ اوباما و به گونه‌ای که باعث سرگرمی و تفریح همه ما شد،  پسرها از کادر خارج شدند (خوشحالم که اعلام کنم یکی از پسرها، الان داماد ما است و دیگری هم بزودی به‌طور رسمی داماد خانواده کومی‌ خواهد شد). اگر چه این اتفاقی کوچک در لحظه‌ای کوتاه بود، اما آنچه که در تذکر اوباما مرا تحت تأثیر قرار داد، این بود که او این کار را با یک نمایش عالی از شوخ‌طبعی، بصیرت و توانایی ارتباط با مخاطب به نمایش گذاشت که بعدها هم من از این چشمه‌ها از او زیاد دیدم و تحسینش کردم. اینها ویژگی‌هایی هستند که برخورداری از آنها برای رهبرانِ خوب بسیار ضروری و حیاتی است.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6902/22/486257/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها