نگاهی به پایان بندی مغشوش سریال «دلدادگان»
یک دنیا علامت سؤال
فرهاد خالدی نیک
منتقد تلویزیون و سینما
سریال دلدادگان که فصل نخستش از اواسط مرداد ماه سالجاری به روی آنتن شبکه سوم سیما رفته و توانسته بود اقبال عمومی قابل قبولی را نیز رقم بزند، عاقبت پس از نمایش آخرین قسمت فصل سوم سریال به پایان راه رسید. آن هم با پایان بندی سؤال برانگیزی که چندان به مذاق علاقهمندان پیگیر و پر و پاقرص این سریال خوش نیامد. یقیناً این که سریالی چنان بینندگان تلویزیونی را جذب کند که کیفیت پایان بندی و سرنوشت شخصیتهای مختلف آن برای مخاطبان اهمیت پیدا کند، نشان از موفقیت نسبی آن سریال دارد. دلدادگان با فیلمنامهای از بابک کایدان و مهدی محمدنژادیان، از قصهای پرکشش و درگیر کننده برخوردار بود که مخاطب را در قالب وقایع قصه به گذشتههای دور سوق داده تا از دل آنچه در گذشته شخصیتها رخ داده، حوادث فصل سوم سریال شکل گیرد.
از حیث زیبایی شناسی بصری، قصه پردازی و حتی شخصیت پردازی، فصل دوم سریال، موفقترین فصل دلدادگان محسوب میشود. جایی که منوچهر هادی در مقام کارگردان سریال، قصه عشق و جدایی مالک (آرش مجیدی) و فرزانه (لیندا کیانی)، توطئههای نادر (حمید گودرزی) و ازدواجش با فرزانه و سایر رخدادهای مربوط به شخصیتهای فرعی را طی قصه پرکششی که پیگیری مخاطب را طلب میکرد، به تصویر درآورد. با این حال نقاط ضعف و ابهام برانگیز سریال درست از قسمتهای انتهایی همین فصل دوم سریال رخ مینماید. از صحنه انفجار منزل نادر که فیلمنامه نویسان سریال تعمداً در ارائه اطلاعات لازم به مخاطب خست به خرج دادهاند تا شاید در جایی دیگر اسباب غافلگیری وی را فراهم کنند. این چنین است که زنده بودن نادر و فرزانه و پسرشان (که این یکی درست در قسمت آخر سریال برملا میشود) تنها در حد همان غافلگیری باقی مانده و مخاطب کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی این امر پیدا نمیکند. این چنین است که سؤالهای بیجوابی نظیر اینکه چطور مالک و نیروهای انتظامی، از زنده ماندن و البته سوختن فرزانه در خانه اطلاع حاصل نکرده ولی پسرش را در آن حادثه آتش سوزی نجات دادهاند، آزاردهنده مینماید. اینکه فیلمنامه نویس در قسمتی از فیلمنامه اطلاعات خاصی را از مخاطب دریغ کند، امری مرسوم در فیلمنامه نویسی است به شرطی که در جایی دیگر از فیلمنامه، اطلاعات موردنظر را در اختیار مخاطب قرار دهد تا ذهنش را از علامت سؤالهای مختلف پیرامون شخصیتها و سرنوشتشان خالی کند. دلدادگان اما سرشار از این علامت سؤالهاست، علامت سؤالهایی که تا قسمت پایانی ادامه یافته و در پایان بندی سریال به اوج خود میرسد. جایی که به یکباره خبری از حضور پانته آ بهرام (بازیگر نقش افسانه یا فرزانه) نمیشود تا حوادث پایانی سریال به گونهای عجیب به تصویر درمیآید. در حالی که مالک (مسعود رایگان) و مرضیه (مهرانه مهین ترابی) از منزل فرزانه به سمت کردان کرج در حرکت هستند، ناگهان طی دیالوگی کوتاه از رسیدن فرزانه به مرز و دستگیری وی سخن به میان میآید که یقیناً در باور هیچ عقل سلیمی نمیگنجد؛ یا صحنه اغراقآمیز کشته شدن هاتف (شاهرخ استخری) طی حادثه تصادفی که آنچنان که باید باورپذیر نمینماید.
البته پس از اعتراضات گسترده مخاطبان سریال در شبکههای مجازی، عوامل کلیدی سریال عدم حضور پانته آ بهرام در هنگام تصویربرداری قسمت پایانی و تغییراتی که ناگزیر در فیلمنامه اتفاق افتاده است را دلیل این امر دانستهاند. دلیلی که شاید از جهاتی موجه قلمداد شود ولی مطمئناً نمیتواند قانع کننده باشد و نارضایتی گسترده مخاطبی که مدتها وقت گذاشته و پیگیر سریال بوده است را برطرف کند. در چنین شرایطی انتشار فیلمنامه سکانس پایانی سریال در فضای مجازی نیزدردی دوا نکرده و مخاطب احساس میکند وقت گرانبهایش را بیهوده تلف کرده و شاید انگیزههایش را برای پیگیری فصول احتمالی آتی این سریال یا سریالهای دیگر سیما از دست بدهد. کاش تهیه کنندههای سیما و البته بازیگران ما حرفهایتر از این عمل کرده و تا آخرین لحظه پای تعهدات خود بایستند تا اینچنین سرنوشت یک سریال پربیننده، به خواستهها و منافع شخصی یک فرد یا یک گروه گره نخورد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6911/24/487719/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه













































