علیرضا توکلی کاشی در گفت‌وگو با «ایران»:

جلوی سقوط بهمن یارانه‌های پنهان را بگیریم




ریحانه یاسینی
خبرنگار
«عدالت یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی بود؛ اما با وجود تلاش‌های فراوان، نسبت به آنچه در نظر داشتیم، در زمینه عدالت عقب مانده‌ایم. ریشه ناکامی در عدالت اقتصادی را می‌توان در نوع سیاست حمایتی‌مان یافت.» این مقدمه بیانیه‌ای بود که هفته گذشته ۴۰ نفر از محققان جوان به‌همراه برخی از چهره‌های پیشکسوت از جمله محمد فاضلی، پویا ناظران، علی سرزعیم، مسعود نیلی و حسین عبده تبریزی آن را امضا و منتشر کردند. به اعتقاد آنها، تا زمانی که یارانه‌های پنهان که بیش از هر گروهی به افراد ثروتمند و پرمصرف می‌رسد حذف نشوند، عدالت اجتماعی محقق نخواهد شد. علیرضا توکلی کاشی، یکی از چهره‌های اصلی تهیه این بیانیه می‌گوید:«اگر نظام یارانه‌ای ما اصلاح نشود، وضعیت رو به وخامتی که در این چند ساله داشته‌ایم، با سرعت بیشتری رو به تخریب بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد. باید یک‌جا جلوی این بهمنی را که مدام بزرگ‌تر می‌شود و به سمت سقوط می‌رود، بگیریم.»توکلی کاشی کارشناس ارشد مدیریت مالی و معاون توسعه کانون‌ نهادهای سرمایه‌گذاری ایران است. او در پاسخ به ۴ سؤال کلی و اساسی «ایران» به تشریح زوایای مختلف ماجرای یارانه‌های پنهان پرداخته است.

چرا نظام فعلی یارانه‌ای، ضد عدالت اجتماعی است؟
از یک مثال شروع می‌کنم. اعتقاد داریم که قیمت‌های ما در ایران پایین‌تر از قیمت‌های تعادلی است. یعنی یک لیتر بنزین در ایران، ارزان‌تر از قیمت‌ بنزین در کشورهای اطراف است. در ادامه توضیح می‌دهم که چرا با کشورهای اطراف مقایسه می‌کنم. در این شرایط کسی که یک لیتر بنزین استفاده می‌کند، به اندازه مابه‌التفاوت قیمت بنزین اینجا و آن‌طرف مرز منتفع می‌شود. فرض کنید قیمت بنزین در ایران ۱۰۰۰ تومان و در کشورهای اطراف حدوداً ۵۰۰۰ تومان باشد. پس ما در ازای هر یک لیتر بنزین، ۴ هزار تومان یارانه دریافت می‌کنیم. این یارانه در قیمت انرژی پنهان است. در کالاهای دیگر هم همین نظام برقرار است. کسی که در این شرایط مصرف بیشتری می‌کند، مثلاً هر روز از ماشین استفاده می‌کند، ماشین پرمصرف دارد، همه اعضای خانواده‌اش ماشین دارند، آخر هفته‌ها به سفر می‌رود و در نهایت ۲۰۰ لیتر در ماه بنزین مصرف می‌کند؛ عملاً در ماه به اندازه ۲۰۰ لیتر ضرب در ۴ هزار تومان از یارانه بهره‌مند می‌شود. حالا این را مقایسه کنید با شخصی که به خاطر خوب نبودن وضع مالی، ماشین ندارد یا خیلی کم از ماشین شخصی استفاده می‌کند. طبیعی است که این آدم از یارانه بهره‌مند نیست یا خیلی کم بهره‌مند است. اینجاست که ما می‌گوییم عدالت اجتماعی رعایت نشده است. منظور من از عدالت البته قطعاً مساوات نیست. عدالت یعنی چیزی که متناسب با وضعیت مالی افراد باشد. ما انتظار داریم کسی که وضع مالی بهتری دارد، مثلاً ماشین ۳ هزار سی‌سی دارد و دائم می‌تواند از ماشین استفاده کند، هزینه استفاده‌اش را هم بدهد و حداقل بنزین را به قیمت واقعی دریافت کند. این مسأله‌ای است که در شرایط فعلی اتفاق نمی‌افتد. اینجا در فاز اول بحث عدالت، مجبوریم که آن را با مساوات حل و فصل کنیم. کمااینکه در دولت قبلی هم چه در بحث سهمیه‌بندی و چه یارانه نقدی، در هر دو حالت با مساوات کار را انجام دادند و به همه خودروها به یک میزان سهمیه دادند. تنها تفاوتی که ایجاد کردند این بود که به مشاغل خاص سهم بیشتری دادند و خودروهای بالای ۳ هزار سی سی را حذف کردند. این یعنی ایجاد یک عدالت نسبی که باید قبول کنیم همان هم به‌طور کامل نبود. چرا که وقتی همه ماشین‌ها به یک اندازه سهمیه بگیرند، چندان عادلانه نیست. کمااینکه در سال ۸۹ به همه به یک اندازه یارانه نقدی پرداخت شد، اما اگر قرار بود عدالت رعایت شود باید قشر ضعیف‌تر مبلغ بیشتری بگیرد و قشر قوی، مبلغ کمتر. اما من اعتقاد دارم که آن‌ هم فاز اول طرحی بود که می‌خواست به سمت عدالت جلو برود. بنابراین، فاز اول ایجاد این عدالت به هر حال مساوی پرداخت کردن است و فاز بعدی، شناسایی افراد جامعه و تخصیص منابع به آنها به اندازه سهم هر قشر با رعایت منافع اجتماعی.
نکته دیگر درباره بحث عدالت، آلودگی هوا و ترافیک است. بدون شک علت اصلی آلودگی و ترافیک، استفاده زیاد از خودرو است. البته ممکن است عده‌ای بگویند که این استفاده زیاد، به‌خاطر تعداد بالای آن، بی‌کیفیت بودن خودروها یا این است که حمل‌ونقل عمومی مناسب نداریم. بله، همه این‌ها درست است. اما قطعاً چیز بسیار مهمی هم وجود دارد که آنقدر بدیهی است که فراموشش می‌کنیم یا وزن آن را کم در نظر می‌گیریم. آن‌هم اینکه هزینه استفاده از خودرو اندک است. این هزینه اندک، شاید ۸۰ درصد علت استفاده زیاد از خودروست و بقیه مسائل روی هم ۲۰ درصد نقش داشته باشند. حالا در موضوع عدالت، ما با مسأله‌ای مواجه هستیم که بعضی افراد با استفاده بیشتر از خودرو، بجز آنکه از یارانه پنهان بیشتر منتفع می‌شوند، آلودگی بیشتری هم تولید می‌کنند. آن‌کسانی که ماشین ندارند، نه تنها از آن یارانه پنهان منتفع نیستند بلکه باید آلودگی هم استشمام کنند. عدالت این را می‌گوید کسی که هزینه‌ای به جامعه تحمیل می‌کند، باید هزینه آن را بدهد. علت اینکه کشورهای اروپایی به بحث محیط‌ زیست خیلی اهمیت می‌دهند و قیمت‌های بنزین و سوخت اصولاً در آنها خیلی بالاتر است، این است که ضمن تشویق مردم به مصرف کمتر، پول اضافه‌تر مالیات صرف توسعه حمل‌ونقل عمومی و توسعه انرژی‌های پاک می‌شود. دولت‌ها از محل این پول افزایش قیمت بنزین، برای مثال برای ایجاد تسهیلات خاص برای دوچرخه‌سواری استفاده می‌کنند.
 چرا دولت‌ها تاکنون اقدام به اصلاح ساز و کار این نظام یارانه‌ای نکرده‌اند؟
عدم درک صحیح موضوع، یکی از علت‌های اصلی بوده است. استدلال‌هایی شبیه به اینکه در کشور نفت‌خیز هستیم، نفت در کشور ما فراوان است و از بنزین باید حتی مجانی استفاده کنیم؛ از استدلال‌هایی است که عده‌ای بیان می‌کنند و چون پاسخ صحیحی به حرف‌هایشان داده نمی‌شود، برنامه‌ریزی‌ها این‌طور می‌شود که بنزین ارزان ارائه می‌شود. از آن‌طرف ما سال‌های سال بنزین را ارزان داده‌ایم. به همین دلیل شرکت‌های خودروساز هیچ انگیزه‌ای پیدا نمی‌کنند که خودروهایشان را از نظر کیفیت و مصرف سوخت بهتر کنند. چون هزینه استفاده از خودرو ارزان بوده، مردم بیشتر و بیشتر استفاده کرده‌اند و الان گرفتاری آلودگی شدید و ترافیک ایجاد شده است. همه این‌ها اثرات همان استدلال‌ غلط زندگی در کشور نفت‌خیز و عرضه بنزین ارزان است. علت اصلی این است که وضعیت فعلی قطعاً ذینفعانی دارد. بخشی از آن کسانی‌ است که دو سه تا ماشین دارند. ذینفعان دیگری هم هستند که قیمت‌های ارزان فعلی به نفع‌شان است. مثل صنایعی مانند کارخانه‌های سیمان که بهره‌وری پایین دارند اما سودآور بودن کارخانه‌هایشان به خاطر قیمت‌های پایین سوخت است. چنین مجموعه‌ای که از حامل‌های انرژی مختلف با قیمت‌های پایین استفاده می‌کند، هیچ انگیزه‌ای برای حمایت از اصلاح یارانه‌ها ندارد و علاقه‌مند است که وضعیت به همین شکل باقی بماند. متأسفانه این ذینفعان خودشان را به دولت نزدیک کرده‌اند و با استدلال‌هایی مثل اینکه در کشور نفت زیاد داریم و برای حمایت از صنعت باید قیمت‌های یارانه ای داده شود دولت را قانع کرده‌اند که این سیاست‌ها ادامه پیدا کند. هرجا هم که دولت خواسته است حرکت اصلاحی انجام دهد، بلافاصله برای دولت نگرانی ایجاد کرده‌اند که کارگرها را تعدیل می‌کنیم و ناآرامی‌های اجتماعی اتفاق خواهد افتاد. البته این مسائل راه حل دارد و ما در بیانیه‌ای که نوشته‌ایم، به همین موضوع هم پرداخته‌ایم که برای توجه به صنایع، حتماً باید اصلاحات را تدریجی انجام داد چرا که هم مردم، هم صنایع و همه فعالان اقتصادی با توجه به مشکلات یک سال اخیر، همه در مضیقه هستند و باید فرصت دهیم که با روند تدریجی و قدم به قدم، این فضا را اصلاح کنیم. این اصلاح شاید ۱۰۰ قدم هم نیاز داشته باشد و ۵ سال هم طول بکشد اما باید امروز یک قدم از آن را برداریم.
 در صورتی که این یارانه‌ها حذف نشود، چه پیش‌بینی از وضعیت شاخص‌های کلان اقتصادی و اجتماعی در آینده نزدیک دارید؟
وضعیت رو به وخامتی که در این چند ساله با مصرف بیشتر بنزین، آلودگی و ترافیک بیشتر و عدم بهره‌مندی صنایع داشته‌ایم، با سرعت بیشتر رو به تخریب بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد. پس طبیعتاً باید بالاخره یک‌جا جلوی این بهمنی را که مدام بزرگ‌تر می‌شود و به سمت سقوط می‌رود، بگیریم. تقریباً ما تمام شاخص‌های واقعی‌ اقتصادی‌مان از جمله رشد اقتصادی، تورم و رفاه اجتماعی وضعیت خوبی ندارند و روز به روز بیشتر می‌شوند. ما اعتقاد نداریم که اصلاح نرخ حامل‌های انرژی و وضعیت یارانه‌های پنهان همه مشکلات اقتصادی کشور را حل می‌کند، ولی اعتقاد داریم که بخش بزرگی از مشکلات را می‌تواند حل کند.
 فکر نمی کنید که حذف این یارانه‌ها باعث افزایش نارضایتی اجتماعی می‌شود؟ چرا که در ظاهر قیمت حامل‌های انرژی افزایش می‌یابد و به نظر می‌رسد که در شرایط کنونی این مسأله بازتاب بدی در جامعه داشته باشد.
این سؤال بسیار مهم است و عده‌ای از ذینفعان با دستاویز قرار دادن همین موضوع نارضایتی اجتماعی دولت را از اصلاح قیمت‌ها منصرف می‌کنند. اول یک چیز را باید روشن کنیم، اعتقاد داریم که قیمت‌های بعضی کالاها در ایران پایین‌تر از قیمت‌های جهانی است و البته همین‌طور بعضی کالاها گران‌تر از کالاهای جهانی هستند. مثل خودرو که اعتقاد داریم قیمت‌های آن در ایران با توجه به کیفیت عرضه، از قیمت‌های جهانی بالاتر است. همچنین اعتقاد داریم که قیمت‌های نادرست سیگنال‌های نادرست را به بدنه جامعه انتقال می‌دهد. پس باید جلوی قیمت‌های نادرست را بگیریم. بر این مبنا خیلی از کالاها و خدمات دولتی مثل آب و برق و بنزین و... قیمت‌های نادرست پایین داریم. طبیعتاً برای اصلاح این قیمت‌ها آنها باید افزایش یابند و طبیعتاً با این افزایش قیمت، شاخص‌های تورم رو به رشد می‌روند. البته این توضیح را بدهم که شاخص‌های تورم چون رشد قیمت را اندازه‌گیری می‌کنند، تا زمانی که رشد قیمت داریم افزایش پیدا می‌کنند. از زمانی‌که قیمت‌ها به ثبات برسند و در سطحی ثابت شوند، شاخص‌های تورم شروع به کاهش می‌کنند، اما به هر حال، افزایش تورم در حقیقت موضوع بسیار مهمی است که باعث نارضایتی مردم می‌شود. نکته دیگر این است که همین الان به خاطر افزایش نرخ ارز و به‌دنبال آن افزایش تمام کالاها و خدمات بخش خصوصی، قیمت‌ها بالا رفته‌اند. یعنی الان در شرایطی صحبت می‌کنیم که در کشور تورم بالا اتفاق افتاده و اتفاقاً این تورم روند رو به رشد آن تا اواسط سال آینده هم ادامه خواهد داشت.
یعنی از ارقام ۳۰ تا ۴۰ درصد فعلی، افزایش تورم را تا نیمه سال ۹۸ با ارقامی بین ۴۰ تا ۵۰ درصد شاهد خواهیم بود. این موضوع به مردم فشار می‌آورد و اصلاح قیمت‌ها هم قطعاً فشار مضاعفی وارد خواهد کرد. اما پیشنهاد من و بسیاری از دوستانم که روی این موضوع کار کرده‌ایم، این است که قسمتی از این فشار ناشی از افزایش قیمت‌ها را جبران کنیم. در واقع آنچه ما می‌گوییم، چیزی شبیه به طرح هدفمندسازی یارانه‌هاست که هنوز هم اعتقاد داریم برای اقتصاد ما بسیار خوب است. اما متأسفانه به خاطر اجرای بد در تجربه قبلی در سال ۸۹، بدبینی نسبت به قانون هدفمندسازی یارانه‌ها اتفاق افتاد. من برای توضیح تفاوت‌های طرح، مجبورم که اشتباهات طرح هدفمندسازی یارانه‌ها را با وجود قبول داشتن اصل طرح برشمارم. همین الان در دانشگاه‌های خوب دنیا یکی از روش‌هایی که برای ایجاد عدالت اجرا می‌شود، طرح UVI یا پرداخت مبلغ نقدی یکسان به همه آحاد جامعه است. اتفاقاً ایران هم به‌عنوان یکی از تجربه‌های خوب در سال ۸۹ تا ۹۰ مثال زده می‌شود. اما به‌دلیل اجرای بد، این طرح بعد از این دوره موفق نبود. اجرای آن سه اشکال اساسی داشت. اشکال اول اینکه مقدار یارانه نقدی تصویب شده عدد ثابتی بود. ما اعتقاد داریم این عدد نباید ثابت باشد. باید شناور باشد و متناسب با بقیه شاخص‌های اقتصادی و فرمول‌های کاملاً مشخص، این عدد باید شناور باشد. یعنی یک ماه ۴۰ هزار تومان، ماه بعد ۶۰ هزار تومان و ماه بعد از آن حتی ۳۰ هزار تومان. یعنی شناور بودن لزوماً به معنای افزایش تدریجی نیست. نکته دوم خیلی مهم که در همان مقطع سال ۸۹ هم خیلی‌ها به آن اشاره کردند، این بود که در زمان شروع، رقم نقدی یارانه‌ها بالا بود. عددی که کارشناسان محاسبه کردند، در آن زمان بین ۱۷ تا ۲۵ هزار تومان به ازای هر نفر بود. یعنی مبلغ پرداخت شده، دو برابر مبلغ کارشناسی آن زمان بود. البته در حال حاضر هم اگر این عدد کارشناسی شود، چیزی بالای ۱۵۰ هزار تومان خواهد بود. یعنی اگر عدد یارانه درست و شناور بود، الان احتمالاً عدد ۱۷ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان خواهد رسید.اشکال سوم در سال ۸۹ که دولت‌های بعدی را هم دچار مشکل جدی کرد، این بود که یارانه نقدی سوار بر بودجه بود. یعنی اینکه منابع تأمین آن از محل بودجه عمومی کشور و درآمدهای دولت از مالیات، فروش نفت و... باید تأمین می‌شد. حقیقت این است که از سال ۹۱ با شروع تحریم‌های ظالمانه و کاهش تدریجی حجم فروش نفت و قیمت نفت، دولت دیگر نتوانست  تعهدات قبلی‌اش را به سادگی انجام دهد و چون نمی‌توانست یارانه نقدی را حذف کند، عملاً از دیگر قسمت‌های اقتصاد کم گذاشت. ما در چند سال اخیر می‌بینیم که دولت بسیاری از تعهداتش را در مورد طرح‌های عمرانی، پرداخت بدهی پیمانکاران و برخی طرح‌های توسعه‌ای، کاملاً متوقف کرده است. پس خیلی ساده و صریح، باید گفت که هدفمندسازی یارانه‌ها به نفع اقتصاد ما بود و هست. در سال ۸۹ اشتباه اجرا شد. اعتقاد ما این است که یارانه‌های نقدی باید از محل درآمدهای مشخص خود طرح باشد که اگر این کار را بکنیم و این اتصال را هم برای شناور بودن، متعادل بودن و مستقل بودن از بودجه پیاده کنیم، طرح بدرستی پیش خواهد رفت. در مورد افزایش نارضایتی‌های اجتماعی، اعتقاد داریم که اگر ما قیمت‌ها را بتدریج افزایش دهیم و متناسب با آن یارانه نقدی پرداخت کنیم، اتفاقاً رضایت اجتماعی ایجاد کرده‌ایم. به‌دلیل ناعدالتی که در حال حاضر وجود دارد و عده‌ای از منافع یارانه پنهان بیش از اندازه استفاده می‌کنند، با واقعی کردن قیمت‌ها می‌توانیم یارانه ثابتی را به همه بدهیم. حالا افراد عدد ثابتی دریافت می‌کنند، ممکن است که یکی عین آن را برای داشتن همان مصرف قبلی مطابق با متوسط مصرف جامعه صرف کند که برای آن هیچ افزایش هزینه‌ای اتفاق نمی‌افتد؛ برای مثال هزینه‌هایش ۲۰۰ هزار تومان افزایش پیدا می‌کند و ۲۰۰ هزار تومان هم یارانه دریافت می‌کند. آن کسانی که مصرف کمتری داشتند، قاعدتاً هزینه‌هایشان ۵۰ هزار تومان افزایش پیدا می‌کند ولی از آن طرف یارانه بیشتری می‌گیرند. به این ترتیب بیشتر به نفع قشر پایین خواهد بود.
طبیعتاً در این شرایط عده‌ای برایشان مشکل ایجاد می شود، آن هم کسانی هستند که مصرف بالایی داشتند. الان اگر بخواهند که این مصرف بالا را حذف کنند، باید به آنها یک میلیون تومان یارانه پرداخت شود، اما در عمل ۲۰۰ هزار تومان دریافت می‌کنند. اما با توجه به اینکه این افراد تعداد کمی نسبت به بقیه قشرهای جامعه هستند و ثروت زیادی هم دارند، مشکلی در وضعیت زندگی‌شان ایجاد نمی‌شود. در این شرایط دولت باید حواسش به این باشد که این افراد با تریبون‌های زیادی که در اختیار دارند و می‌توانند صدای بلندی داشته باشند، سیاستگذار را از هدفش دور نکنند. دولت باید حواسش باشد که این قشر به خاطر داشتن مصرف بالا، متضرر شده و حالا اعتراض دارد.




آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7018/14/504097/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها