یارانه پنهان اقتصاد را با چالش مواجه کرد
محمود جامساز
اقتصاددان
پرداخت یارانه و برقراری خریدهای کوپنی برای مصارف معیشتی خانوارها آخرین راه حلها است که برای اقتصاد بیمار دولتی به اجرا درمیآید. آن هم به علت تأمین بخشی از نیازهای ضروری جامعه در راستای مهار نارضایتیها و اعتراضها به وضعیت معیشتی زندگی روزمره آنها. در اخبار آمده که 600 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان در بودجه وجود دارد که البته معلوم نیست مربوط به کدام بخش است. آنچه مسلم است این ارقام بیشتر مربوط به بخش انرژی است. گفته شده بهای واقعی هر لیتر بنزین حدود 7 هزارتومان است و اکنون دولت بابت هر لیتر بنزین 6 هزار تومان یارانه پرداخت میکند. این عدد با توجه به مصرف روزانه بنزین در کشور که 100 هزار لیتر است پیشبینی میشود حدود 600 میلیون تومان در روز یارانه انرژی پرداخت میشود.
این یارانه به کسانی تعلق میگیرد که صاحب خودروهستند اما 53 درصد مردم زیر خط فقر هستند بنابراین اگر اتومبیلی در اختیار داشته باشند وسیله معاش آنها است و هزینه زندگی خود را با سختی با آن تأمین میکنند.این نشان میدهد روزی 100 هزارلیتر بنزین که میتوانست بر اساس برنامههایی که در مورد مابهالتفاوت پرداخت فروش انرژی وجود داشت به درستی تقسیم بندی شود به اشتباه به همه مردم و عین بیعدالتی تقسیم شد و اکنون آن پرداختی (ماهی 45 هزار تومان) با توجه به کاهش ارزش پول ملی هیچ ارزشی ندارد و دردی از افراد بیبضاعت درمان نمیکند.
قرار بود یارانهها در جهت کاهش مصرف سوخت، استانداردسازی وضعیت جادهها و کیفیت خودروها استفاده شود اما متأسفانه چنین اتفاقی رخ نداد. وقتی ما صحبت از این میکنیم که میخواهیم سوخت را به قیمت واقعی بفروشیم، باید مابقی موارد را هم طبق استانداردها کنیم یعنی نمیتوان با خودروهایی که مصرف سوخت بالایی دارند از مردم بخواهیم که مصرفشان را کم کنند و مردم پول بیشتری برای بنزین پرداخت کنند. زمانی میتوان به سمت واقعیسازی قیمتها رفت که مصرف بنزین خودروهای داخلی استاندارد شود. خودروهای ایرانی 3 برابر خودروهای ژاپنی و کرهای مصرف سوخت دارد. وقتی یارانهها به صورت همگانی توزیع شد و افرادی که به آن نیاز نداشتند، گرفتند کشور با چالشهای جدی روبهرو شد. در دولت روحانی هم پرداخت یارانه با علم بر اینکه کشور با مشکلات متعددی روبهرو خواهد شد، ادامه پیدا کرد. تنها سال گذشته دولت از مردم خواست افرادی که نیاز به یارانه ندارند، انصراف دهند که تصور میکنم میزان انصرافیها به بیش از 2 میلیون نفر هم نرسید.
اقتصاددانان زمانیکه موضوع یارانهها مطرح شد به دولت هشدار دادند که پرداخت یارانه به همه مردم مشکل ساز خواهد بود و با حرفهای پوپولیستی نباید مردم را وارد اقتصادی کرد که با بحران روبهرو میشود. به رغم تمام هشدارها دولت احمدینژاد دست به اقدام غیرکارشناسی زد به گونهای که اکنون مردم باید تاوان آن را با افزایش قیمتها و تورمی که انتظارشان را میکشد، بدهند.
اوایل اجرای طرح هدفمندی یارانهها خانوادههای بیبضاعت از پرداخت یارانه رضایت داشتند اما با تورمی که در کشور ایجاد شده و ماه به ماه در حال افزایش است مردم به جای آنکه پولی در جیب شان بیاید، پول از جیب شان میرود. اگر یارانه نقدی پرداخت نمیشد اکنون مردم با این حجم از گرانی روبهرو نمیشدند.
دولتها از ذخایر کشور که از میلیونها سال پیش شکل گرفته است، کسب درآمد میکنند این در حالی است که مردم حتی رنگ آن پولها را نمیبینند. اگر دولت به جای خام فروشی به سمت ایجاد محصول رفته بود، وضعیت کشور به این شکل نبود. در شأن مردم ایران نیست که در صف گوشت و مرغ بایستند و دنبال مرغ ارزانقیمت باشند. با کوپن که در بودجه 98 تصویب شده به سال 60 برمیگردیم. آقایان میگویند دهه 60 سالهای خوبی بوده است و در آن زمان رانت و فسادی نبوده است اما من چنین نظری ندارم چرا که در کوپن همواره فساد وجود داشته و برخیها بواسطه آن ثروتمند شدند. قرار است سال آینده کوپن مدرن و الکترونیکی صادر شود.در یک برهه از زمان یعنی همان دهه 60، دولت از نظر اقتصاددانان استفاده میکرد و آن زمان اقتصاددانان از دانشگاههای بزرگی چون هاروارد مشاوره میدادند. اقتصاددانان توانایی آن را داشتند تفکر مدیران دولتی را تغییر و به سمت بهبود ببرند. یعنی آن زمان شاهد اصلاحات فکری و رفتاری بودیم. اما اکنون مدیران دولتی هیچ اصلاح و تغییر تفکری را قبول نمیکنند و به زبان ساده، ظرفیت اصلاح پذیری ندارند. اگر مدیران به دیدگاه کارشناسان توجه میکردند اکنون اقتصاد کشور با چنین روزهایی مواجه نبود.
همانگونه که عنوان کردم 100 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان در بودجه پیشبینی شده است و زمزمه واقعی شدن قیمت بنزین شنیده میشود، اما دولت باید به نکته خیلی مهمی توجه کند و آن این است که بنزین کالای استراتژیک است. وقتی گران میشود نابسامانی بسیار وسیعی در اقتصاد ایجاد میشود چرا که با اکثر حوزهها در ارتباط است. وقتی هزینه حمل و نقل افزایش پیدا میکند؛ کالا گران و این رشد باعث تورم میشود و در چرخه ناامید کننده است، تمام بخشها با رشد قیمت روبهرو میشوند و به مرور زمان قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.اگر قرار است یارانه پنهان حذف شود باید تبعات آن را پذیرفت. اما هیچ زمان در تصمیم گیریها تبعات پیشبینی نمیشود و اقداماتی صورت میگیرد که کوتاه مدت است و در نهایت باعث نارضایتی مردم میشود. نمونه این نارضایتیها را در دی ماه سال 96 دیدیم. معترضان به معیشت خود به خیابانها آمدند و شعار دادند، لذا برای آنکه به سمت درستی برویم باید با تصمیم درست و پیشبینی تبعات آن برنامهریزی کنیم. با اعتراضاتی که صورت گرفت از فشار اقتصادی به سمت فشار سیاسی رفتیم و این برای دولت خطرناک است. در این میان دولت برای آنکه مردم را راضی نگه دارد سراغ تصمیمهای درست نرفت و راه رئیس جمهوری سابق را ادامه داد. این در حالی است که دولت قبل از اعتراضات مردمی میتوانست به سمت بهبود اقتصاد با حذف یارانه پنهان برود.
نکته دیگر که باید بگویم این است که علاوه بر یارانه پنهان ما کسری بودجه پنهان هم داریم. کسری بودجه پنهان اگر بانک مرکزی از صندوق توسعه ملی برداشته باشد بایستی تبدیل به اسکناس شود که این امر پایه پولی را بالا میبرد و باعث تورم میشود و اگر دولت برداشته باشد ضمن ایجاد قرض باعث تورم و افزایش پایه پولی میشود.
این موضوع همواره در تمام بودجهها بوده است. در اقتصاد 98 که با شرایط حاد و ویژه روبهرو خواهیم شد و دولت در مضیقه درآمدهای ارزی قرار خواهد گرفت رفتن به سمت صندوق توسعه ملی بیشتر خواهد شد لذا دولت باید به گونهای حرکت کند که هزینههایش را بیش از گذشته مدیریت کند. دولت دیگر درآمدهایی ندارد که به آن خوشبین باشد و دست به ولخرجی بزند. لذا معتقدم با درآمدهای خوشبینانهای که در بودجه 98 دیدند با مشکلات جدی تری روبهرو میشوند. فروش نفت کشور به کمتر از یک میلیون بشکه رسیده و احتمال دارد سال آینده این عدد بسیار کمتر شود. از طرفی این نگرانی وجود دارد که قیمت نفت کاهش بیشتری پیدا کند و حتی به قیمت کمتر از 54 دلار هم برسد. نکته دیگر اینکه ما سال آینده چقدر میتوانیم نفت بفروشیم و صادر کنیم و آیا پول ما برمیگردد؟
متأسفانه باید بگویم که وضعیت فعلی ما به کشور عراق بعد از جنگی که داشتند، بسیار نزدیک شده است. آنها در ازای فروش نفت کالا میگرفتند. اما آنها توانایی تولید کالا را نداشتند حال ایران با آنکه تولید کننده دارد به خاطر مواد اولیه با مشکلات بیشتری مواجه میشود و مانند عراق هم نمیتواند کالا وارد کند. لذا فشارها بیشتر خواهد شد. در این میان از دولت میخواهم که به نظام مالیاتی تکیه کند.پرداخت یارانه و تغییر شیوه آن در شرایط کنونی که ما در دنیا حتی یک دوست معتبر نداریم چرا که همه آنها پول ما را میخواهند و حاضربه کمک نیستند بسیار ریسک دارد. این موارد راهکارهایی نیست که اقتصاد کشور را از بحران نجات دهد. مگر اینکه با شرکای تجاری خود کنار بیاییم.اگر بخواهیم روند گذشته را تکرار کنیم کشور روز به روز ضعیفتر و نظم اجتماعی با چالش مواجه میشود.
اقتصاددان
پرداخت یارانه و برقراری خریدهای کوپنی برای مصارف معیشتی خانوارها آخرین راه حلها است که برای اقتصاد بیمار دولتی به اجرا درمیآید. آن هم به علت تأمین بخشی از نیازهای ضروری جامعه در راستای مهار نارضایتیها و اعتراضها به وضعیت معیشتی زندگی روزمره آنها. در اخبار آمده که 600 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان در بودجه وجود دارد که البته معلوم نیست مربوط به کدام بخش است. آنچه مسلم است این ارقام بیشتر مربوط به بخش انرژی است. گفته شده بهای واقعی هر لیتر بنزین حدود 7 هزارتومان است و اکنون دولت بابت هر لیتر بنزین 6 هزار تومان یارانه پرداخت میکند. این عدد با توجه به مصرف روزانه بنزین در کشور که 100 هزار لیتر است پیشبینی میشود حدود 600 میلیون تومان در روز یارانه انرژی پرداخت میشود.
این یارانه به کسانی تعلق میگیرد که صاحب خودروهستند اما 53 درصد مردم زیر خط فقر هستند بنابراین اگر اتومبیلی در اختیار داشته باشند وسیله معاش آنها است و هزینه زندگی خود را با سختی با آن تأمین میکنند.این نشان میدهد روزی 100 هزارلیتر بنزین که میتوانست بر اساس برنامههایی که در مورد مابهالتفاوت پرداخت فروش انرژی وجود داشت به درستی تقسیم بندی شود به اشتباه به همه مردم و عین بیعدالتی تقسیم شد و اکنون آن پرداختی (ماهی 45 هزار تومان) با توجه به کاهش ارزش پول ملی هیچ ارزشی ندارد و دردی از افراد بیبضاعت درمان نمیکند.
قرار بود یارانهها در جهت کاهش مصرف سوخت، استانداردسازی وضعیت جادهها و کیفیت خودروها استفاده شود اما متأسفانه چنین اتفاقی رخ نداد. وقتی ما صحبت از این میکنیم که میخواهیم سوخت را به قیمت واقعی بفروشیم، باید مابقی موارد را هم طبق استانداردها کنیم یعنی نمیتوان با خودروهایی که مصرف سوخت بالایی دارند از مردم بخواهیم که مصرفشان را کم کنند و مردم پول بیشتری برای بنزین پرداخت کنند. زمانی میتوان به سمت واقعیسازی قیمتها رفت که مصرف بنزین خودروهای داخلی استاندارد شود. خودروهای ایرانی 3 برابر خودروهای ژاپنی و کرهای مصرف سوخت دارد. وقتی یارانهها به صورت همگانی توزیع شد و افرادی که به آن نیاز نداشتند، گرفتند کشور با چالشهای جدی روبهرو شد. در دولت روحانی هم پرداخت یارانه با علم بر اینکه کشور با مشکلات متعددی روبهرو خواهد شد، ادامه پیدا کرد. تنها سال گذشته دولت از مردم خواست افرادی که نیاز به یارانه ندارند، انصراف دهند که تصور میکنم میزان انصرافیها به بیش از 2 میلیون نفر هم نرسید.
اقتصاددانان زمانیکه موضوع یارانهها مطرح شد به دولت هشدار دادند که پرداخت یارانه به همه مردم مشکل ساز خواهد بود و با حرفهای پوپولیستی نباید مردم را وارد اقتصادی کرد که با بحران روبهرو میشود. به رغم تمام هشدارها دولت احمدینژاد دست به اقدام غیرکارشناسی زد به گونهای که اکنون مردم باید تاوان آن را با افزایش قیمتها و تورمی که انتظارشان را میکشد، بدهند.
اوایل اجرای طرح هدفمندی یارانهها خانوادههای بیبضاعت از پرداخت یارانه رضایت داشتند اما با تورمی که در کشور ایجاد شده و ماه به ماه در حال افزایش است مردم به جای آنکه پولی در جیب شان بیاید، پول از جیب شان میرود. اگر یارانه نقدی پرداخت نمیشد اکنون مردم با این حجم از گرانی روبهرو نمیشدند.
دولتها از ذخایر کشور که از میلیونها سال پیش شکل گرفته است، کسب درآمد میکنند این در حالی است که مردم حتی رنگ آن پولها را نمیبینند. اگر دولت به جای خام فروشی به سمت ایجاد محصول رفته بود، وضعیت کشور به این شکل نبود. در شأن مردم ایران نیست که در صف گوشت و مرغ بایستند و دنبال مرغ ارزانقیمت باشند. با کوپن که در بودجه 98 تصویب شده به سال 60 برمیگردیم. آقایان میگویند دهه 60 سالهای خوبی بوده است و در آن زمان رانت و فسادی نبوده است اما من چنین نظری ندارم چرا که در کوپن همواره فساد وجود داشته و برخیها بواسطه آن ثروتمند شدند. قرار است سال آینده کوپن مدرن و الکترونیکی صادر شود.در یک برهه از زمان یعنی همان دهه 60، دولت از نظر اقتصاددانان استفاده میکرد و آن زمان اقتصاددانان از دانشگاههای بزرگی چون هاروارد مشاوره میدادند. اقتصاددانان توانایی آن را داشتند تفکر مدیران دولتی را تغییر و به سمت بهبود ببرند. یعنی آن زمان شاهد اصلاحات فکری و رفتاری بودیم. اما اکنون مدیران دولتی هیچ اصلاح و تغییر تفکری را قبول نمیکنند و به زبان ساده، ظرفیت اصلاح پذیری ندارند. اگر مدیران به دیدگاه کارشناسان توجه میکردند اکنون اقتصاد کشور با چنین روزهایی مواجه نبود.
همانگونه که عنوان کردم 100 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان در بودجه پیشبینی شده است و زمزمه واقعی شدن قیمت بنزین شنیده میشود، اما دولت باید به نکته خیلی مهمی توجه کند و آن این است که بنزین کالای استراتژیک است. وقتی گران میشود نابسامانی بسیار وسیعی در اقتصاد ایجاد میشود چرا که با اکثر حوزهها در ارتباط است. وقتی هزینه حمل و نقل افزایش پیدا میکند؛ کالا گران و این رشد باعث تورم میشود و در چرخه ناامید کننده است، تمام بخشها با رشد قیمت روبهرو میشوند و به مرور زمان قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.اگر قرار است یارانه پنهان حذف شود باید تبعات آن را پذیرفت. اما هیچ زمان در تصمیم گیریها تبعات پیشبینی نمیشود و اقداماتی صورت میگیرد که کوتاه مدت است و در نهایت باعث نارضایتی مردم میشود. نمونه این نارضایتیها را در دی ماه سال 96 دیدیم. معترضان به معیشت خود به خیابانها آمدند و شعار دادند، لذا برای آنکه به سمت درستی برویم باید با تصمیم درست و پیشبینی تبعات آن برنامهریزی کنیم. با اعتراضاتی که صورت گرفت از فشار اقتصادی به سمت فشار سیاسی رفتیم و این برای دولت خطرناک است. در این میان دولت برای آنکه مردم را راضی نگه دارد سراغ تصمیمهای درست نرفت و راه رئیس جمهوری سابق را ادامه داد. این در حالی است که دولت قبل از اعتراضات مردمی میتوانست به سمت بهبود اقتصاد با حذف یارانه پنهان برود.
نکته دیگر که باید بگویم این است که علاوه بر یارانه پنهان ما کسری بودجه پنهان هم داریم. کسری بودجه پنهان اگر بانک مرکزی از صندوق توسعه ملی برداشته باشد بایستی تبدیل به اسکناس شود که این امر پایه پولی را بالا میبرد و باعث تورم میشود و اگر دولت برداشته باشد ضمن ایجاد قرض باعث تورم و افزایش پایه پولی میشود.
این موضوع همواره در تمام بودجهها بوده است. در اقتصاد 98 که با شرایط حاد و ویژه روبهرو خواهیم شد و دولت در مضیقه درآمدهای ارزی قرار خواهد گرفت رفتن به سمت صندوق توسعه ملی بیشتر خواهد شد لذا دولت باید به گونهای حرکت کند که هزینههایش را بیش از گذشته مدیریت کند. دولت دیگر درآمدهایی ندارد که به آن خوشبین باشد و دست به ولخرجی بزند. لذا معتقدم با درآمدهای خوشبینانهای که در بودجه 98 دیدند با مشکلات جدی تری روبهرو میشوند. فروش نفت کشور به کمتر از یک میلیون بشکه رسیده و احتمال دارد سال آینده این عدد بسیار کمتر شود. از طرفی این نگرانی وجود دارد که قیمت نفت کاهش بیشتری پیدا کند و حتی به قیمت کمتر از 54 دلار هم برسد. نکته دیگر اینکه ما سال آینده چقدر میتوانیم نفت بفروشیم و صادر کنیم و آیا پول ما برمیگردد؟
متأسفانه باید بگویم که وضعیت فعلی ما به کشور عراق بعد از جنگی که داشتند، بسیار نزدیک شده است. آنها در ازای فروش نفت کالا میگرفتند. اما آنها توانایی تولید کالا را نداشتند حال ایران با آنکه تولید کننده دارد به خاطر مواد اولیه با مشکلات بیشتری مواجه میشود و مانند عراق هم نمیتواند کالا وارد کند. لذا فشارها بیشتر خواهد شد. در این میان از دولت میخواهم که به نظام مالیاتی تکیه کند.پرداخت یارانه و تغییر شیوه آن در شرایط کنونی که ما در دنیا حتی یک دوست معتبر نداریم چرا که همه آنها پول ما را میخواهند و حاضربه کمک نیستند بسیار ریسک دارد. این موارد راهکارهایی نیست که اقتصاد کشور را از بحران نجات دهد. مگر اینکه با شرکای تجاری خود کنار بیاییم.اگر بخواهیم روند گذشته را تکرار کنیم کشور روز به روز ضعیفتر و نظم اجتماعی با چالش مواجه میشود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7018/14/504099/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه












































