سانسور نظامی در مطبوعات



محمد بلوری
روزنامه نگار پیشکسوت
قسمت بیستم/ با گذشت بیش از چهار ماه از نخست‌وزیری جمشید آموزگار با فشار افکار عمومی و اعتراض پیگیر روزنامه‌نگاران دوره دو ماهه ممنوع القلم بودن من و همکارانم پایان یافت و برای ادامه کار به واحدهای مطبوعاتی مان برگشتیم در حالی که موج اعتراضات مردمی با ادامه راهپیمایی‌ها و مقابله خونبار خیابانی مأموران نظامی با مردم در حال گسترش بود آموزگار که در نیمه مرداد ماه سال ۵۶ به نخست‌وزیری رسیده بود در مدت زمامداری یک ساله‌اش نه تنها موفق به فرو نشاندن خشم و خروش دامن گستر مردمی نشد بلکه در بسیاری از شهرهای مختلف از جمله تبریز شیراز تهران و اصفهان هر روز در فضای تیره از دود و باروت و شلیک گلوله‌ها ده‌ها نفر در مقابله مسلحانه مأموران با مردم هم کشته یا زخمی می‌شدند ولی برقراری حکومت نظامی در شهرهای بزرگی چون اصفهان و تبریز هم نمی‌توانست شعله‌های خشم مردمی را فرو بنشاند تا اینکه در فاجعه آتش‌سوزی در سینما رکس آبادان و مذاب شدن پیکر حدود بیش از ۴۰۰ زن و مرد و کودک در پشت درهای قفل شده سالن سینما و گسترش تظاهرات و اعتصابات مردمی در سراسر کشور دولت آموزگار سقوط کرد و پنجم شهریور ماه سال ۱۳۵۷ مهندس شریف امامی رئیس مجلس سنا از طرف شاه به نخست‌وزیری انتخاب شد که با شعار فریبنده «آشتی ملی» بر مسند صدارت نشست و وعده داد دولت تجاوز به حقوق مردم و جان و مال آنها را از جانب هیچ‌کس نمی‌پذیرد و با تقویت کامل قوه قضائیه مستقل عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد و تعقیب مفسدان را سرلوحه خود قرار داد و مدعی شد که تجمل پرستی را در دستگاه‌های اداری پایان خواهد داد و آنهایی که به وظایف قانونی خود عمل نکنند تحت تعقیب قرار می‌گیرند. امکان مداخله قانونی و توجیه و سفارش به امور مملکتی به احدی داده نمی‌شود و اماکنی چون کاباره‌ها و کازینوها برچیده خواهد شد.
اما بسیاری از مخالفانش شیوه شریف امامی را برای رسیدن به مسند نخست‌وزیری همچون رفتار معاویه دانستند که برای فریب سپاهیان حضرت علی(ع) به کار برد.
به گفته آنها همانگونه که معاویه فریبکارانه در برابر مردان سپاه مولا قرآن کریم را بر سر نیزه فرو برده بود مهندس شریف امامی هم در برابر موج عظیم مردم لوح «آشتی ملی» را بر سر دست گرفت تا دروازه سراب
پر فریبی را به روی یک ملت بگشاید. اما در این میان مرد دیگری هم بود که برای فرونشاندن شعله‌های خشم مردمی پا به میدان می‌گذاشت اما نه همچون شریف امامی با وعده آشتی ملی بلکه ژنرالی بود که با شمشیر آخته در دست و با توپ و تفنگ در پشت می‌آمد تا به قهر و کین فریاد اعتراض مردمی را با خون‌های ریخته بر کف خیابان بشوید.
این ژنرال کین خواه ارتشبد غلامعلی اویسی از جمع ژنرال‌هایی بود که سعی داشتند با خون و خونریزی کودتای نظامی را با سرکوب مردمی به انجام برساند. از این رو مهندس شریف امامی به شاه قول داده بود برای جلوگیری از اقدام قهرآمیز این دسته از ژنرال‌ها برنامه آشتی ملی‌اش را پیش ببرد ولی ژنرال‌ها به شاه اطمینان می‌دادند که شیوه مسالمت جوی شریف امامی با موفقیت روبه‌رو نخواهد شد مگر...! در جریان کشمکش این دو نیرو بود که به دستور ارتشبد اویسی سرهنگ‌های ارتش وارد تحریریه دو روزنامه کیهان و اطلاعات شدند تا از داخل روزنامه‌ها سانسوری قهرآمیز را برای کنترل خبرهای مربوط به تظاهرات گسترده مردمی اعمال کنند که این شیوه سانسور منجر به اعتصاب تاریخی روزنامه‌نگاران شد.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7182/12/524375/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها