صباح زنگنه در گفت و گو با «ایران» بررسی کرد
تأثیر استعفای حریری در پیشبرد اهداف ریاض، واشنگتن و تل آویو در لبنان
عبدالرحمن فتح الهی/ استعفای ناگهانی سعد حریری، نخستوزیر لبنان پس از تظاهرات ۱۳ روزه مردم در این کشور تحلیلهای متعددی را از علل این اقدام حریری و سناریوهای پیش روی لبنانیها بهدنبال داشته است. برای بررسی بیشتر این سناریوها، گفتوگویی را با صباح زنگنه، کارشناس و پژوهشگر مسائل منطقه انجام دادیم که در ادامه میخوانید:
چرا سعد حریری اقدام به استعفا از مقام نخستوزیری کرد؟
استعفای سعد حریری از مقام نخستوزیری بیش از آنکه ناشی از جریان اعتراضات مردمی و فشارهای داخلی افکار عمومی در لبنان باشد بواسطه تحرکات منفی و مخرب برخی بازیگران بیرون از لبنان صورت گرفت. در این خصوص و طی روزهای گذشته به موازات شکلگیری اعتراضات، برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با محوریت عربستان سعودی، امارات، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده امریکا برنامهریزی گسترده و مفصلی برای موج سواری بر جریان این اعتراضات بهمنظور پیگیری اهداف و منافع خود داشته و کماکان دارند. آنها فشارهای جدی را به دولت سعد حریری وارد کردند که در نهایت به استعفای او از مقام نخستوزیری لبنان انجامید تا به تبع آن یک خلأ سیاسی طولانی مدت و نامعلومی را به موازات تنشهای اجتماعی در این کشور ایجاد کرده و شرایط را به مراتب پیچیدهتر از گذشته کنند. اما وضعیت سیاسی و اجتماعی در لبنان با استعفای سعد حریری با یک دوگانگی یا چندگانگی رو به رو شده است که میزان تشتت را بشدت پررنگتر از چند روز گذشته کرده است و این احتمال وجود دارد که شرایط به سمت برگزاری انتخابات زود هنگام پیش رود. این شرایط پیچیده و مبهم همان بستر لازم را برای پیگیری اهداف و منافع این بازیگران منطقه و لبنان فراهم خواهد کرد. پس طبیعی بود که سینرژی(هم افزایی) تحرکات این کشورها به سمت استعفای سعد حریری برود که چنین هم شد.
پارامترهای داخلی در لبنان چه تأثیری داشتند؟
برخی شخصیت ها، جریانات و احزاب داخلی در لبنان در راستای اهداف و منافع همان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با برخی اقدامات خود مانند استعفای وزرای منتسب به جریان و حزبشان از کابینه، فشارهای جدی را به دولت حریری برای ناکام گذاشتن طرحهای دولت و در نهایت استعفای نخستوزیر وارد کردند. البته بهنظر نمیرسد سعد حریری از نظر شخصیتی دارای پتانسیل و توان بالایی در جهت کنترل و مدیریت شرایط باشد. این ویژگی وی هم مزید بر علت بود تا برابر برخی فشارهای جریانات داخلی حتی همسو با حریری، به موازات تحرکات خارجی، نخستوزیر نهایتاً چاره را در استعفا ببیند. مؤید این نکته خوشحالی و استقبال ایالات متحده، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، رژیم صهیونیستی و برخی از احزاب و شخصیتهای داخلی لبنان از استعفای آقای حریری بود که نشان میدهد مجموعه تلاشهای بیرونی و فشارهای داخلی در یک هماهنگی، نخستوزیر و مهمتر از آن لبنان را وارد یک برهه پیچیده و سخت سیاسی کرده است.
آیا نخستوزیر لبنان با این استعفا خود را بهصورت خواسته یا ناخواسته بهعنوان مکمل طرح جریان ۱۴ مارس با محوریت القوات اللبنانیه و شخص سمیر جعجع و نیز سوسیالیستهای ترقی خواه و دروزیها با محوریت ولید جنبلاط به موازات تحرکات امریکا، عربستان، امارات و اسرائیل عمل کرده است؟
اگر چه این نکته شما درست بهنظر میرسد، اما نمیتوان بهطور قاطع گفت که آقای سعد حریری به عمد با استعفای خود سعی کرده است برنامه و طرح این بازیگران را در لبنان تکمیل کند و به تبع آن این کشور را به یک ورطه بسیار پیچیده سیاسی بکشاند. با وجود این یقیناً حریری با استعفای خود در راستای ریلگذاری این بازیگران داخلی و خارجی لبنان گام برداشت. البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت اکنون وضعیت نابسامان سیاسی در رژیم صهیونیستی و از آن سو کینه سیاسی شخص محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از سعد حریری بواسطه پس گرفتن ادعای استعفایش بعد از آزادی وی از بازداشت سعودیها و بازگشت به لبنان و در ادامه اعلام حمایت پررنگ رئیس جمهوری لبنان، حزبالله و برخی جریانات ۸ مارس از نخستوزیری سبب شد که حریری گزینه مناسبی برای پیگیری منافع این کشورها در لبنان نباشد.
لذا در سایه این نکات یقیناً خود حریری نیز با اشراف بر این واقعیت به این یقین رسیده بود که هرگونه طرح و برنامهای از جانب وی و دولتش برای حل مشکلات و چالشهای اقتصادی، مبارزه با فساد و نظایر آن در لبنان به شکست کشیده میشود.
با این تفاسیر جریانات داخلی و خارجی مذکور برای طرح تکمیلی خود در لبنان پس از استعفای حریری چه برنامهای در نظر دارند؛ آیا گزینههایی مانند بهاء حریری (برادر سعد حریری)، اشرف ریفی، فؤاد سنیوره و... بهعنوان نخستوزیر بعدی از سوی این جریانات مطرح هستند؟
یقیناً استعفای آقای حریری تنها بخش آغازین مشکلات و چالش های ناشی از تداوم و تشدید خلأ سیاسی در لبنان است. پس هر کدام از این دو گزینه (انتخاب و انتصاب گزینه نزدیکتر به جریان عربستان و امریکا بهعنوان نخستوزیر آتی لبنان و تحمیل آن به میشل عون یا مسأله برگزاری انتخابات زود هنگام) که بتواند به پیگیری هر چه بیشتر منافع و اهداف این بازیگران کمک کند، آن را در دستور کار قرار میدهند. چرا که مجموعه بازیگران داخلی و خارجی که قبلتر از آنها نام بردیم بهدنبال ایجاد آشوب بیشتر و ناکارآمدی هر چه پررنگتر در ساختار سیاسی لبنان هستند. لذا علاوه بر مقام،حمله به نخستوزیری که در نهایت به استعفای او انجامید، امکان حمله و اتهام زنی به میشل عون، رئیس جمهوری لبنان و نبیه بری، رئیس پارلمان این کشور وجود دارد، بخصوص اینکه هر دو نفر از شخصیتهای مهم در جریان 8 مارس و همسو با حزبالله لبنان هستند. البته در این میان چند نکته مهم را نباید فراموش کرد. نخست اینکه اکنون وضعیت مسیحیان در لبنان بشدت وابسته به جایگاه و نفوذ حزبالله در ساختار سیاسی و اجتماعی در این کشور است. لذا اگر طرح عربستان سعودی و امریکا برای ایجاد دولت نزدیک به آنها با تحمیل گزینه نخستوزیری مدنظرشان به میشل عون تحقق پیدا کند، یقیناً جایگاه خود مسیحیان در لبنان و شخص میشل عون با مخاطرات جدی روبهرو خواهد شد. در لایه بعدی حتی اگر ما احتمال این فرض را هم بدهیم که انتخابات زودهنگام برگزار شود، یقیناً در سایه بازی جریانات داخلی و خارجی در لبنان دیگر شخص میشل عون و نزدیکان او مانند جبران باسیل هرگز به این میزان از آرا و کرسیهای پارلمانی دست پیدا نخواهند کرد و به تبع آن در دولت آتی احتمالی جایی نخواهند داشت. نکته مهمتر این است که ما نباید تأثیرات سرنوشت ساز تحولات میدانی در لبنان را نیز فراموش کنیم. از اینرو دولت و شخص رئیس جمهوری به هر میزان که بتواند کنترل بیشتر و اشراف کامل تری بر وضعیت میدانی تظاهرات و اعتراضات مردمی داشته باشد از موضع قدرت با جریانهای سیاسی داخلی و خارجی مخالف برخورد خواهد کرد.
متن کامل این گفت و گو را در «ایران آنلاین» بخوانید
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7192/13/525451/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















