ساختار قدرت «جامعه مدنی» را رقیب خود میداند
مریم حاجیانیان
بسیاری از مواقع، «بحرانهای اجتماعی» و پیدا کردن راهحل برای برونرفت از آنها، نقطه عطفی برای تعامل «جامعه مدنی» و «کارگزاران سیاسی» میشود. اما در برخی جوامع، ساختار قدرت بیشتر میل به «کنترل» جامعه مدنی دارد تا «تعامل» با آن. حال اگر چنین نگرشی بر یک جامعه حاکم شود چه مصائبی را به دنبال خواهد داشت؟ به منظور بررسی عمیقتر این موضوع و اینکه جامعه مدنی در جامعه ما چقدر عاملیت و کارایی دارد؟ به سراغ سعید مدنی رفتیم. مدنی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه آسیبهای اجتماعی است که اکنون سردبیری «فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی» را نیز برعهده دارد. او در این گفتوگو به نکات قابلتأملی اشاره میکند که میتواند برای موقعیت امروز جامعه ما در بسیاری از مسائل، افقگشا باشد.
جناب مدنی، از میان انواع آسیبهای اجتماعی به اعتقاد شما کدامیک در جامعه ما مسألهمندتر است؟
وقتی از اولویت صحبت میکنیم باید ملاکها و معیارهای خود را برای اولویت دادن به یک مسأله یا مشکل اجتماعی روشن کنیم. یکی از ملاکهای اولویت یک آسیب، «شیوع» آن است؛ یعنی سهم افرادی از جامعه که با آن درگیرند. ملاک دیگر «شدت آسیب» است؛ یعنی آن آسیب نسبت به دیگر آسیبها ضرر و زیان بیشتری به انسانها و جامعه وارد میکند. برای مثال ابتلا به ایدز صدمات به مراتب وخیمتری در مقایسه با سایر آسیبها وارد میکند و با ملاک شدت در اولویت قرار میگیرد. با این وجود اجازه دهید بدون آنکه همه این ملاکها را مورد بحث قرار دهیم وضعیت کلی را ترسیم کنیم.
واقعیت این است که الگوی واحدی در کل کشور از آسیبهای اجتماعی نداریم. آسیبهای اجتماعی با توجه به ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هرمنطقه، متفاوت است. بنابراین، به سختی میتوان یک مشکل خاص را در اولویت جامعه ایران قرار دارد و نمیتوان در این خصوص پاسخ دقیقی داد.
ترکیب مشکلات اجتماعی در جامعه شهری با جامعه روستایی تفاوت دارد، حتی مشکلات اجتماعی در شهرهای بزرگ و کوچک نیز باهم متفاوت است. مشکل اجتماعی در مناطق مرزی الگوی کاملاً متفاوتی با مشکلات مناطق مرکزی دارد. به این اعتبار، تعیین مشکلات اجتماعی در اولویت در سطح ملی دشوار است.
میدانیم که شما روی «فقر» پژوهشهای میدانی انجام دادهاید. آیا چون «فقر» را مهمترین آسیباجتماعی جامعه ما میدانستید سراغ چنین پژوهشی رفتید؟
بطور کلی مشکلات اقتصادی مثل «فقر» و «بیکاری» و «نابرابری» در ردیف اول مسائل و آسیبهای اجتماعی است و در اولویت رسیدگی و توجه باید قرار گیرند؛ زیرا وجود این مشکلات زمینهساز گرایش به دیگر مسایل از جمله اعتیاد یا ابتلا به اختلالات روانی میشود.
شواهد نشان میدهد که برخی از مشکلات تقریباً عمومیت دارند و یکی از مهمترین آنها «اعتیاد» است. این مشکل به نوعی در همه مناطق کشور، البته با الگوهای متفاوتی شایع است و خود این مشکل ابتدای زنجیره مجموعهای از مشکلات دیگر است. برای مثال، اعتیاد مردان یکی از دلایل مهم و اساسی در بروز طلاق است یا بطور مشخص برخی مشکلات دیگر از جمله تکدیگری و حتی تنفروشی هم بعضا با اعتیاد مرتبط است. از سوی دیگر، معتادان چون به گروههای فقیر تعلق دارند احتمال اینکه برای تأمین هزینه خرید مواد به سرقت و سایر جرایم دست بزنند، بسیار محتمل است.
مسأله فراگیر جامعه امروز ما چیست؟
میتوان به «خشونت» به عنوان یک مسأله فراگیر اشاره کرد. خشونت ابعاد متنوع و گستردهای دارد از جمله خشونت علیه کودکان، زنان و سالمندان.
چه عواملی باعث فراگیر شدن «خشونت» در جامعه ما شده است؟
تحولات اجتماعی در ایران و مجموعه شرایط پراسترس در جامعه ایران، زمینههای گرایش به خشونت را بیشتر کرده است برای همین در آمارهای منتشر شده میزان نزاع و کشمکش چه در سطح بین افراد و چه در سطح گروهها و جمعیتها بسیار بالا بوده و روند آن رو به افزایش است. بنابراین در کنار «اعتیاد» میتوان از «خشونت» نیز به عنوان مسألهای که کمابیش در مناطق مختلف ایران مشکلات و مسائل مختلفی را ایجاد کرده، سخن گفت.
خشونت علیه زنان تقریباً بطور عام در تمام مناطق دیده میشود ولی خشونت علیه کودکان در خانهها در شهرهای بزرگ نسبت به شهرهای کوچکتر، کمتر دیده میشود ولی بطور مشخص خشونت علیه سالمندان در شهرها بیشتر از روستاها گزارش شده است. بنابراین هر کدام از این مشکلات میتواند یک بعد «ملی» و یک بعد «منطقهای» داشته باشد.
در چه بستری آسیبهای اجتماعی امکان ظهور و بروز بیشتری پیدا میکنند؟
یکی از وجوهی که در گزارشهای اخیر بسیار مورد تأکید واقع شده «فقدان سرمایه اجتماعی» است. در واقع، نبود سرمایهاجتماعی به عنوان یک عامل استرسزا در جامعه ایران مسأله مهمی است. مطالعات نشان میدهند که کاهش سرمایهاجتماعی یکی از مهمترین عوامل افزایش آسیبهای اجتماعی و مشکلات اجتماعی است.
چقدر حل آسیبهای اجتماعی، دغدغه «جامعه مدنی» ما است؟ و به اعتقاد شما، ما اصلاً جامعه مدنی کارآمدی داریم؟
جامعه مدنی ایران در شرایط بسیار سختی زیست میکند. محدودیتهای بسیار زیادی برای آن وجود دارد و از عاملیت کافی برخوردار نیست. دولت و نظام، جامعه مدنی را به عنوان یک رقیب و تهدید مینگرند. به همین دلیل، زیست جامعه مدنی در چنین فضایی بسیار دشوار و سخت است. با وجود این، آن بخش از جامعه مدنی که در حوزه مسائل اجتماعی کار میکند، تلاشهای قابل توجهی را انجام داده است و آنچه که از دستش برمیآمده برای بهبود وضعیت اجتماعی انجام داده است.
طبیعتاً، این امر با در نظر گرفتن منابع بسیار محدود و شرایط دشوار، محدود و محدودتر هم شده است. یا به عبارت دیگر، جامعه مدنی با وجود امکانات بالقوه زیادی که برای افزایش مداخلات اجتماعی دارد اما متأسفانه این محدودیتها و برخوردهایی که با آن میشود، مانع از اثرگذاری بیشتر آن در جامعه میشود.
بین «جامعه مدنی» و «کارگزاران سیاسی» ما، برای حل مسائل اجتماعی چقدر «گفتوگوی سازنده» درمیگیرد؟
جامعه مدنی اساساً همواره به دنبال گفتوگو بوده است و کوشیده تا از راه فرآیند گفتوگو با ساخت قدرت بتواند آن را در خصوص ایجاد اصلاحات و تغییرات در جامعه ایران متقاعد کند. مطبوعات و رسانهها سهم زیادی در این زمینه داشتهاند، احزاب و گروههای سیاسی تلاش کردهاند که از رهگذر گفتوگو ساختار قدرت را برای ایجاد تغییراتی متقاعد کنند.
در سطح اجتماعی هم سازمانهای مردم نهاد سعی کردهاند با ایجاد الگوهایی از مداخلات اجتماعی که کارایی و اثربخشی دارد و به بهبود وضعیت اجتماعی منجر میشود، دولت را به استفاده از این الگوها مجاب کنند. اما همانطور که پیشتر گفته شد، ساختار قدرت به جامعه مدنی به عنوان رقیب و تهدید مینگرد و بیشتر از آنکه به دنبال گفتوگو با آن باشد، میکوشد تا آن را کنترل کرده و تهدید کند. به این اعتبار، بدون تغییر نگرش اساسی در ساخت قدرت نسبت به جامعه مدنی و توجه به جامعه مدنی به عنوان یک فرصت، امکان شکلگیری گفتوگوی مؤثر و مفید بین ساختار قدرت و جامعه مدنی برای حل آسیبهای اجتماعی وجود ندارد.
چگونه میتوان این تغییر نگرش را در ساختار قدرت نسبت به جامعه مدنی ایجاد کرد؟
جامعه مدنی میکوشد با الگوسازی و نشان دادن حسن نیتاش در فعالیتهایی که انجام میدهد به نحوی این وضعیت را بهبود بخشد و نگرش ساختار قدرت را تغییر دهد؛ اما آنچه که مهم است و باید به ساختار قدرت منتقل شود این است که بدون مشارکت جامعه مدنی امکان حل مسأله ایران وجود ندارد. بدون ایجاد فضای دموکراتیک و جلب مشارکت عمومی در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها امکان خروج از بحرانهای جاری نیست. دوران دولتمحوری، امنیتمحوری یا زورمحوری در حل مسائل اقتصادی– اجتماعی گذشته و بدون مشارکت جامعه در یک فرآیند خلاق و مبتنی بر همبستگی اجتماعی امکان حل انبوه مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ایران ممکن نیست.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7236/14/530144/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

























