حضور ایران در «ورسای»
فروغی و کنفرانس صلح پاریس
یحیی آریابخشایش
پژوهشگر تاریخ
در اواخر سال 1918میلادی که جنگ جهانی اول به پایان رسیده بود، همه کشورهای درگیر، در کنفرانسی در «ورسای» پاریس گردهم آمدند تا درباره وضعیت غنایم جنگی و روابط آینده دولتهای پیروز با کشور شکستخورده آلمان و متحدانش به مذاکره بنشینند. ایران در این جنگ شرکت نداشته و رسماً اعلام بیطرفی کرده بود. اما بهدلیل ورود قوای متخاصم به این سرزمین و هزینههای ناشی از اشغال در زمینههای مختلف، در آذر 1297 هیأتی را به فرانسه روانه کرد تا با ادعای غرامت بخشی از ضرر و زیان خود را تأمین کند. از اعضای برجسته این هیأت، میرزامحمدعلیخان ذکاءالملک فروغی (1254- آذر 1321 تهران) بود که نامهها و یادداشتهای بهجامانده از او در اینباره جملگی دارای اهمیت هستند. ریاست هیأت اعزامی ایران را میرزاعلیقلیخان مشاورالملک (انصاری) بر عهده داشت که چندی پیشتر، از سمت وزارت امور خارجه برکنار شده بود. علاوه بر آن دو، میرزاحسینخان معینالوزرا (علاء)، سیدابوالقاسم انتظامالملک (عمید)، اماناللهخان جهانبانی و مسیو آدلف پرنی نیز از اعضای این هیأت بودند. عبدالحسین فرزند مشاورالممالک (مشهور به مسعود انصاری) هم منشی آنها بود. او خاطرات این سفر را که در واقع سفرنامه هیأت اعزامی ایران به کنفرانس صلح ورسای به شمار میرود در جلد اول کتاب خود با نام «زندگانی من و نگاهی به تاریخ معاصر ایران و جهان» منتشر کرده است.
افزون بر او، فروغی هم درباره چند و چون سفرشان به پاریس و موضوعات مطرح شده در کنفرانس ورسای یادداشتهایی را از خود بهجا نهاده است. او بعد از مشاورالممالک، مهمترین، مشهورترین و پرکارترین عضو هیأت اعزامی ایران به پاریس بود که بسیاری از یادداشتها، بیانیهها، لایحهها، نامهها و مقالههای مربوط به اهداف و انگیزههای نمایندگان ایران را در آن کنفرانس تهیه و تدوین و به مراجع مختلف ارسال میکرد. گذشته از این، در کنار حسین علاء در دیدارها و گفتوگوهایی که با «اشخاص صاحبنفوذ، چه با ادبا و مبعوثین و چه با رؤسای مطبوعات» انجام میدادند، همکاری و همفکری کامل داشته و از کمترین تلاشی دریغ نمینمود. به سخنی دیگر او از جمله افراد مؤثر در میان اعضای هیأت ایرانی بود که در متن حوادث و اخبار مربوط به آن قرار داشت. از اینرو، بخشی از نوشتههای بهجامانده از فروغی در اینباره، که بهصورت پراکنده در جاهای مختلف به چاپ رسیده است، اطلاعات مفید و گاه بکری را دربردارند. همین ویژگیها نوشتههایش را در میان منابع موجود در موضوع شرکت هیأت ایران در کنفرانس ورسای متمایز و بلکه ممتاز گردانده است. این نوشتهها بیشتر نامههایی را دربرمیگیرد که فروغی به افراد متعدد فرستاده و در ضمن آنها مسائل گوناگونی را شرح داده است.
از نوشتههایی که از فروغی در اینباره بهجامانده، تاکنون چهار فقره چاپ شده است. اولی متن سخنرانی اوست که قرار بود در یکی از جلسات کنفرانس ایراد کند. این نوشته ابتدا در فروردین 1342 در مجله یغما با عنوان «نطق فروغی در کنفرانس صلح پاریس» به چاپ رسید. به باور ایرج ذوقی مطلب چاپ شده در مجله یغما به اشتباه عنوان نطق فروغی در آن کنفرانس نام گرفته است. او شواهدی را هم بر این مدعا به دست داده که علاوه بر تصریح بر اشتباه بودن این عنوان، نشان میدهد فروغی در مدت مأموریت هیأت نمایندگان در آنجا، اصلاً چنین سخنرانی را انجام نداده است. ذوقی برای اثبات گفتههای خود به این واقعیت هم اشاره کرده که اصولاً نمایندگان ایران اجازه حضور در کنفرانس را نیافتند و نتوانستند دعاوی خود را در آن مطرح کنند؛ چه برسد به اینکه در جلسه جداگانهای، فروغی به نمایندگی از آنان سخنرانی کرده باشد. اما نقد ذوقی بر عنوان مطلب چاپ شده در مجله یغما از اهمیت محتوای آن نمیکاهد، چه آگاهیها و نکتهها و حقایقی در لابهلای سطور و عبارات آن نهفته است که در صورت ایراد نشدن آن بهعنوان سخنرانی در کنفرانس صلح ورسای، برای خواننده و علاقهمند امروزی و در یک سخن برای تاریخ معاصر کشور، مهم و راهگشاست.
دومین یادداشتی که از فروغی در اینباره به زیور طبع آراسته شده، نامهای است که خطاب به «دوستان خویش» نوشته است. چاپ این نامه را نخستین بار مجله راهنمای کتاب بر عهده گرفت و در اواخر 1351 برای انتشار آن پا پیش گذاشت. دو سه ماه بعد، در 18 فروردین 1352، اینبار مجله خواندنیها دست به انتشار آن یازید. با این تفاوت که دستاندرکاران خواندنیها از درون و محتوای نوشته فروغی عنوانی برای آن برگزیدند و متن منتشرشده در مجله راهنمای کتاب را با عنوان «ایران نه ملت دارد نه دولت» به چاپ رسانیدند. به گفته ایرج افشار انتشار، این نوشتار شهرت عمومی مجله خواندنیها را بهدنبال آورد. پس از آن، در اوایل سال 1353 که مجموعه مقالات فروغی به همت حبیب یغمایی در شُرف گردآوری و انتشار بود و چون یغمایی، هم در انتشار راهنمای کتاب و هم در گردآوری مقالات فروغی دست داشت، عین همین نوشته فروغی را در مجلد نخست مقالات فروغی گنجاند. پیشتر راهنمای کتاب در مقدمه چاپ این نامه، که به قلم ایرج افشار تهیه شده بود، توضیح داده بود: «مکتوبی که در ذیل چاپ میشود بسیار با اهمیت است و روشنکننده حقایقی چند، مخصوصاً درباره قرارداد 1919 و وضع ناگوار ایران در آن دوره سخت و تاریک که مطلوب ایرانی نبوده و نیست. این مکتوب به قلم مرحوم محمدعلی (ذکاءالملک) است. فروغی این مکتوب را توسط مرحوم ابراهیم حکیمی (علیالظاهر) به «دوستان خویش» در آن عصر از پاریس نوشته است.» در ادامه هم، چگونگی دستیابی مجله به اصل نامه را آورده است: «اصل این مکتوب متعلق است به آقای پرویز حکیمی از منسوبان مرحوم ابراهیم حکیمالملک که به لطف جناب آقای عبدالله انتظام عکس از آن تهیه شد.»حدود سه دهه بعد، بار دیگر مجله نگاه نو نامه فروغی را درباره کنفرانس پاریس زنده ساخت و متن آن را با مقدمهای که به قلم غلامحسین میرزاصالح تهیه شده بود، به دست انتشار سپرد. با توجه به اختلافهای جزئی که در برخی از کلمات و اسامی مندرج در هر دو متن منتشر شده، یکی در کتاب هفته و دیگری در نگاه نو، به چشم میخورد چنین به نظر میرسد که منبع دستیابی آنها متفاوت بوده است. بههر روی میرزاصالح عنوان مقدمهاش را «مصیبت تاریخی بیاعتنایی به افکار عمومی در ایران» نهاده و در مقدمهای موجز و مفید به چگونگی آغاز جنگ جهانی اول پرداخته است. آخرین نوبتی هم که از این نوشتار فروغی زیر چاپ رفت مربوط به کتاب سیاستنامه ذکاءالملک است. دست برقضا در انتشار این نوبت هم ایرج افشار دست داشته است. او ضمن تکرار قسمتی از آنچه پیشتر در راهنمای کتاب آورده بود، برای نامه فروغی مخاطبی تعیین و با توجه به اینکه نامه متعلق به پرویز حکیمی (برادرزاده ابراهیم حکیمالملک) بوده، در سرعنوان آن قید کرده بود: «نامه به ابراهیم حکیمالملک». بنابراین بهنظر میرسد که گیرنده و مخاطب اصلی نامه فروغی، شناخته نبوده، به زعم افراد گاه دوستان وی و گاه ابراهیم حکیمی بوده است. با وجود این میتوان احتمال داد که با توجه به دارنده نامه فروغی، ایرج افشار در تشخیص و شناسایی مخاطب آن گمان قریب به یقین برده بود.
طُرفه آنکه تلاش پیوسته افراد متعدد برای چاپ و انتشار همین نامه در فرصتهای مختلف، اعم از کتاب و نشریه، خود دلالت آشکار بر این دارد که نوشته فروغی درباره کنفرانس صلح با هر عنوانی، یا خطاب به هر شخص و نهادی که باشد، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بوده، موضوعات مهم تاریخی را مطرح کرده است.
سومین یادداشت نامهای است که فروغی خطاب به میرزامحمود وقارالسلطنه نوشته است. وقارالسلطنه شوهرخواهر فروغی و متخلص به «اورنگ» از خاندان وصال شیرازی است که با هم سابقه نامهنگاری داشتند. شماری از نامههای آنها، در کتاب باغ بزرگ از وصال تا فروغی: خاطرات و یادداشتهای هوشنگ وصال به چاپ رسیده است. این یادداشت حاوی نکات مهمی است که فروغی، پیشتر در نامه «دوستان خویش» به آنها پرداخته بود. یادداشت او با عنوان «نامه خصوصی به محمود وصال (وقارالسلطنه)» اولینبار در مجله یغما به چاپ رسید. بعدها هم در مجموعه مقالات فروغی و سیاستنامه ذکاءالملک، مکرراً منتشر شده است.
چهارمین فقره از یادداشتهای فروغی درباره کنفرانس صلح ورسای نوشتهای است که وی با هدف «پاسخ به مطبوعات انگلیس» دست به نگارش آن برده است. او در این نوشته کوشیده است به انتقاداتی که جراید انگلیس نسبت به دعاوی هیأت نمایندگی ایران در آن کنفرانس ایراد کرده بودند پاسخ بگوید و دلایل دولت متبوع خود را مبنی بر اعزام هیأت نمایندگی برای شرکت در کنفرانس پاریس بیان دارد. همین یادداشت نیز بار نخست در مجله یغما، بار دوم در مقالات فروغی و بعدها در سیاستنامه ذکاءالملک به چاپ رسیده است.
منابع در دفتر روزنامه موجود است
متن کامل این مقاله را در ایران آنلاین بخوانید
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7236/15/530146/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

























