به مناسبت اولین سالگرد درگذشت حمید هوشنگی معاون ستاد تبلیغات جنگ

من حمید هوشنگی خبرنگار جنگ




«حمید هوشنگی» از روزنامه‌نگاران برجسته و پیشکسوت بود که در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کرده و کار خود را از سال ۱۳۵۲ در رادیو و تلویزیون ملی ایران آغاز کرد. از سال ۱۳۵۹ سمت‌های مختلفی در خبرگزاری «پارس» (ایرنا فعلی) برعهده گرفت. از معاونت خبر تا مدیریت دفتر ایرنا در لندن. او در زمان جنگ ایران و عراق، معاون ستاد تبلیغات جنگ بود و در امور رسانه‌ای جنگ نقش مؤثری داشت. او سال گذشته براثر بیماری درگذشت و جایش همچنان درمیان اصحاب قلم خالیست. متن زیر زندگینامه خودنوشت وی است.
من حمید هوشنگی هستم قبل از انقلاب در رادیو تلویزیون جام جم بودم، برای سه سال، سال 56 استعفا دادم و رفتم برای ادامه تحصیل، بعد به ایران برگشتم. در هفته دوم بعد از انقلاب، اواخر بهمن 57 مسئول رپرتاژهای انقلاب شدم. تا مرداد 58، بعد از آن به‌عنوان رایزن فرهنگی مطبوعاتی ایران به سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن رفتم. در 13 تیر 59 به‌عنوان یکی از همکاران آقای دکتر خرازی به خبرگزاری جمهوری اسلامی که آن زمان خبرگزاری پارس نامیده می‌شد رفتیم تا اینکه جنگ شروع شد. بعد از جنگ بلافاصله من شدم مدیر اخبار، یادم می‌آید که آقای دکتر خرازی دو سه روز بعد از جنگ و در زمانی که مدیرعامل خبرگزاری بودند تشریف بردند به جبهه، وقتی از جبهه برگشتند شورای عالی دفاع ایشان را به‌عنوان مسئول ستاد تبلیغات جنگ منصوب کردند. خبرگزاری به نوعی شد پایگاه آن تشکلی که با عنوان ستاد تبلیغات جنگ شکل گرفت. دو هفته یا یک هفته قبل از هر عملیاتی یک ساختمان بزرگ زیر زمین احداث می‌شد، شاید به عمق 10 متر، یک ساختمان 20اتاقه ساخته می‌شد، روی آن را با خاک می‌پوشاندند و با عوامل طبیعی استتار می‌کردند. حتی روی آن درخت و درختچه می‌کاشتند. تا معلوم نباشد اینجا ستاد عملیات جنگ است. ستاد تبلیغات جنگ هم آنجا یک اتاق داشت و یک نفر حق داشت تا به آن اتاق رفت و آمد کند و آن یک نفر هم از خوشی حادثه یا بدی حادثه من بودم. چون کارت ستاد جنگ را داشتم. من خواهش کردم از قسمت فنی خبرگزاری که به اتاق ستاد تبلیغات جنگ در قرارگاه خط تلکس کشیدند تا با آن تلکس ارتباط ما مستقیم با دفترخبرگزاری در تهران و ستاد تبلیغات جنگ برقرار باشد و آخرین اخبار روز عملیات تا دوازده شب که در مونیتورینگ خبرگزاری و در تلکس خبرگزاری و در قسمت‌های مختلف اتاق اخبار جنگ تهیه شده بود به مقر فرماندهی مخابره شود. آنجا ما دستگاه چاپ و استنسیل برده بودیم و اجازه گرفته بودیم تا دو سه نفر را به تیم خودمان اضافه کنیم. در آنجا از ساعت 3 تا 5 صبح بولتنی را آماده می‌کردیم و5 صبح برای فرماندهان و افراد مؤثر در جنگ می‌فرستادیم. وقتی 5 صبح آن فرمانده وآن نفر مؤثر در جنگ بولتن را ورق می‌زد می‌دانست تا ساعت 3 صبح رادیو بغداد راجع به این عملیات چه گفته، رادیو بی‌بی‌سی چه گفته، رادیو امریکا چه گفته، تلویزیون‌های مختلف دنیا احیاناً چه گفته‌اند. خبرگزاری‌ها چگونه گزارش کرده‌اند؟ اتاق شنود خبرگزاری تعداد زیادی از رادیو‌های خارجی را شنود می‌کرد. دستگاه‌های متعددی بود که رادیو‌های بیگانه را 24ساعته شنود می‌کرد. رادیو بغداد هم 24ساعته شنود می‌شد. اخبار فارسی وانگلیسی و عربی خیلی از کشورهای منطقه شنود می‌شد. خیلی از قسمت‌های خبرگزاری کار مکتوب انجام می‌دادند. این شنود‌ها خیلی مؤثر بودند و در همان بولتن‌ها هم می‌آمد. درواقع رادیو بغداد برای تبلیغات خودش اگر اسیری را احیاناً می‌گرفت و نحوه تبلیغاتی که در هر عملیاتی انجام می‌داد برای ما مهم بود و مفید بود تا ببینیم که آنها چگونه برخورد می‌کنند با مسائل جنگ. آنها با اسرای جنگ مصاحبه می‌کردند، طبیعی است ما هم این کار را می‌کردیم. به محضی که اسامی اسرا گفته می‌شد، ذخیره می‌کردیم. تمام آن برنامه‌های رادیو بغداد را برای 8سال 24 ساعته شنود کرده بودیم. این اسامی پیاده می‌شد، اسامی سریعاً به هلال احمر داده می‌شد. هلال احمر آن اسامی را به صلیب سرخ می‌داد و ازاین طریق ما عزیزان اسیرمان را در عراق می‌توانستیم رد‌یابی کنیم چون آنها ناگزیر بودند وقتی اسیری در رادیو حرف زده وما نوارش را داشتیم وسندش را داشتیم و صدایش پخش شده بود آن را به صلیب سرخ گزارش کنند. به همین علت من فکر می‌کنم تعداد زیادی از اسرای جنگ با فعالیت قسمت شنود، اسامی‌شان ثبت شد و توانستند جان به در برند از کشتاری که عراق در رابطه با اسرای ما متأسفانه انجام می‌داد. از شهدای خبرگزاری در دوران جنگ مرحوم احمد اخلاص که از بچه‌های باصفای یزد بود، مرحوم علی نبی‌پور انگزی از بچه‌های آذربایجان بود که فکر می‌کنم در عملیات رمضان شهید شد. حسین فرهادی کوهپایه بودند که تصور می‌کنم شهید شدند. حسین ضامن و آقای گودرزی بودند که عکاس خبرگزاری بودند. قطعاً باید یاد کرد از جاوید الاثرمحمد کاظم اخوان از بچه‌های خوزستان که تمام صحنه‌های جنگ تا زمانی که در لبنان ربوده شد را ثبت کرد. بعداً گفته شد که به اسرائیل برده شده است. او در جنگ شرکت داشت عکس‌هایی که ایشان گرفته بسیار زنده است. در خط اول جبهه بود. گاهی اوقات در عکس‌هایش می‌بینید که گرد و خاک به‌دلیل اصابت گلوله یک خمپاره یا توپ برخاسته است. بسیار آدم نترسی بود. عکس‌های فوق‌العاده‌ای دارد و باید همیشه در یادش بود. من در مصاحبه‌هایی که در انگلستان داشتم از ایشان یاد کردم و نام بردم و گفتم که ما خودمان قربانی گروگانگیری بوده‌ایم. کاظم همراه سه دیپلمات دیگر ربوده شد. توسط گروه سمیر جعجع از فالانژهای لبنان و بعداً به اسرائیل برده شد.‌

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7236/16/530149/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها