ذهن روشن و وجدان بیدار عصر ما


اسعد نقشبندی
عکاس
بیست و چهار سـال پیش با اسـتاد منوچهر طیــــاب در کویرهای کرمان آشــــــــنا شدم، ایشــان داشتند فیلم «همراه باد در دل تنهایی کویر» را می‌ساختند و چنان مجذوب شخصیت این انسان والا گشتم که از آن زمان تا کنون در تمام پروژه‌ها، فیلم‌ها و نگارش کتاب‌ها همراهش بودم، چه به‌عنوان یک عکاس، یک مجری طرح، یک مدیر تولید و یک دوستی عمیق و صمیمانه...
آقای طیاب انسان بخشنده‌ای بودند، برایش مهم نبود که مخاطبش چند سال دارد یا میزان سوادش چقدر است، فقط کافی بود بفهمد که طرف مقابل مشتاق یادگیری و تشنه دانستن است و با زبانی ساده و گاهی همراه با کمی طنز و شیرینی خاص خود، دنیایی از دانش و اطلاعات به مخاطبش می‌داد و چنان مخاطب را به شوق می‌آورد که تو خود به‌دنبال ادامه آن حکایت‌ها و صحبت‌های شیرین می‌رفتی. هرگز طرف مقابل را دست‌کم نمی‌گرفت، جهان را گشته بود سال‌های زیادی را در اروپا و امریکا گذرانده بود، به چند زبان مسلط بود و شناخت زیادی از آنجا داشت اما هرگز شیفته غرب نشد. هم از معایبش می‌گفت و هم از محاسنش.
اهل اغراق نبود. فرهنگ و زیست بوم ایران را خوب می‌شناخت و وقتی می‌خواست فیلمی بسازد یا کتابی بنویسد، هیچ کتاب، نوشته و مقاله‌ای نبود که در آن پیشینه و زمینه‌ای وجود داشته باشد و ایشان نخوانده باشد و از آنها یادداشت‌برداری نکرده باشد. استاد پژوهش، تحقیق و دانایی بود، تمام سلول‌های وجودش عشق به سرزمین مادری و شناخت و اشاعه فرهنگ غنی ایران بود. در این مجال نمی‌گنجد که از همسفری سخن بگویم که هزاران کیلومتر همراهش بودم و صدها ساعت گپ و گفت زدیم، فقط می‌توانم بگویم این مرز و بوم گوهر گرانبهایی را از دست داد.


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7429/11/552860/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها