نگاهی به دفتر شعر برهنه‌تر از بلور آتش‌تر از زن/ کوثر شیخ‌نجدی

خلق جهان خویش



ارمغان بهداروند
نویسنده و شاعر
غلبه رفتار شورشی در آثار زنانه، متأثر از نادیده‌انگاری‌ها و معلولِ به‌ تکلیف زیستن‌هایی است که زن را از ادراک و اشتغال بر حذر داشته و به هیچ بدعتی در این جهانِ حداقلی رضایت نداده است. متولد چنین جهانی نمی‌تواند خود و دیگران را از تمکین به در سایه بودن و در سایه ماندن نکوهش نکند. عصیان و عصبیتی که بن‌مایه محتوم شعر زن شده است هم اعتراض به چنین باوری است و هم مؤاخذه تفکری است که نمی‌خواهد اضمحلالِ تفکیک جنسی را بپذیرد و همچنان با تأکید بر آن، هویتی مردانه‌ برای «پیشه» و «اندیشه» متصور است. دفتر شعر «برهنه‌تر از بلور آتش‌تر از زن» یکی از همین جهان‌های شخصی‌شده‌ای است که از هر ضلعش بوی شورش برمی‌خیزد. شاعر این مجموعه اگر چه تلاش می‌کند بیشتر در تخاطب‌ها و لایه‌های معنایی، نظام اعتراضی خود را پیاده کند اما ناخودآگاه اندام شعر او مرتعش از لرزش‌های عصبی و تکانه‌های شورشی است. شاعر با پیش‌اندیشی می‌نویسد؛ بنابراین هر چه از ذهن مشوّش و مضطرب او برمی‌خیزد،  از یک سو میل به تخریب وضعیت دارد و از سوی دیگر گزارش موضع اوست:
‌    و این جنوبی‌ترین زخم/ مادر مخملی من است/ که فواره می‌کند از شریان‌های زمین و/ از شناسنامه‌ام می‌گذرد (ص5)
    خوبیم/ چیزی نیست/ چیزی در انتظار تعبیر عصایی بلند/ که یک شب از صورت آسمان ببارد و/ زمین را بشکافد (ص13)
    قطاری می‌آید/ مردگان را می‌دزدد/ و در کوپه‌های مخوفش/ درون بشکه‌های حبس ابد زندگی می‌افکند (ص44)
‌دیگر وضعیتی که به وضوح در لایه‌های متنی و فرامتنی این اثر قابل اشاره است، موقعیت‌سنجی اجتماعی و تعارضات زیستی است که همواره فقدان آن به‌عنوان وجه انفعالی شعر زن مطرح بوده است؛مواجهه‌ای غالباً عاطفی که حضور زن به‌عنوان هویتی مستقل را یادآوری می‌کند. شعر امروز زن ایرانی نه عزلتگاهی برای بروز رمانتیک‌نویسی‌های عقیم که رسانه‌ای است معترض که به بایدها و نبایدهای پیرامونی ورود می‌کند و با پرسشگری، چرایی اتفاقات را جویاست.
‌    از خاندان درختان خیابانی‌ام/ که نمی‌بینی‌ام/ با شاخه‌های خشک/ شکسته/ سوخته/ مادرم هم درخت بود/ کارتن کارتن خواب از شاخه‌هاش/ می‌چید هر شب (ص88)
    یک بسته شمع خریدم/ و به خیابان رفتم/ تا با گل‌های اطراف مجسمه/ همدردی کنم/ مجسمه‌ای که در باران اسیدی/ از هر دو چشم نابینا شد... (ص94)
    ما جنگ‌زده‌ایم عزیزم/ و هر کجا که برویم/ جنگ/ ما را خواهد یافت... (102)
‌شاید اکنون بتوان گفت آن چه که در کالبد شعر امروز زن می‌گذرد؛ فرآوری واقعیت‌هایی است که همواره با صدایی مردانه شنیده می‌شدند اما اکنون می‌توان تاریخی را متصور بود که از منظر زن کتابت شده است و درستی و نادرستی آن هیچ از ارج و اعتبار آن نمی‌کاهد. آنچه در این‌باره و در بررسی دفتر «برهنه‌تر از بلور آتش‌تر از زن» باید یادآور شوم؛ حفظ نشانه‌های ارتباطی با جامعه هدف و تأکید بر معنا در سروده‌هاست؛چیزی که شاید عدول از آن را در سطرهای زیر بتوان متوجه شد:
‌و من چقدر تنفس خالی مرطوب را دوست دارم/ و من چقدر پرده‌های بنفش/ در نشت حرارت حروف نام تو بر پیشانی‌ام (ص8)
    وقتی که دلش/ دلم.../ و خوشبخت نور نیمدار غروب/ دلم/ خوشبخت/ ماهی سفره‌ هفت سین پنج سالگی (ص23)
    با این توده عظیم مه/ نتوانی اگر بباری/ شبیه چشم‌های کرگدنی هستی/ که پوستش را کنده‌اند (ص70)

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7460/20/556550/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها