گمنامی که نام آور شد




اسماعیل  علوی
دبیر گروه پایداری
از نگاهی خاص دهه 1340 دهه شکل‌گیری گروه‌های اغلب مذهبی به‌صورت علنی و غیرعلنی است؛ پدیده‌ای که بی‌ارتباط با تحولات واقدامات رژیم پهلوی درتحدید نهادهای مذهبی به بهانه نوسازی جامعه نبود. در این دوران شاه که درپی کودتای 28 مرداد و  با حمایت خارجی برسرکار برگشته و با بحران مشروعیت مواجه بود، تلاش وسیعی را جهت توسعه باستانگرایی(آرکائیسم) به‌کار بست و سعی نمود سلسله پهلوی را امتداد پادشاهی کوروش و داریوش قلمداد کند و از این طریق برای خود تکیه گاهی بیابد. در همین راستا بدون آنکه بسترهای لازم فراهم باشد، تلاشی همه جانبه جهت کوچ اجباری جامعه از سنت به مدرنیسم با قالب‌ها و الگوهای نامأنوس و غیرمرتبط با فرهنگ عمومی به‌کار گرفته شد؛ راهکاری که تضعیف نهادهای دینی را نیز وجه همت خود قرار داده بود. جامعه در واکنش به این نوع اقدامات به بروز تمایلات مذهبی به‌صورت‌های مختلف روی آورد که از جمله آنها تأسیس و راه‌اندازی جلسات و هیأت‌های دینی در سطح شهرها و روستاها در سطحی وسیع بود. طوری که در مقطعی خاص در هر کوی و برزنی ده‌ها هیأت و نهاد دینی به ‌نحو معناداری ایجاد و فعال شدند. هیأت‌های دینی علاوه برتعلیم و تقویت باورهای دینی، محل آشنایی و به‌هم پیوستن افراد با گرایش سیاسی – مذهبی و شکل دادن مبارزات زیرزمینی نیز بودند، امری که در تاریخ مبارزات مردم ایران ذیل نهضت اسلامی وضوح یافته و جذب افراد از جمله چهره‌های نظامی به ایده‌های مبارزاتی اغلب از این طریق صورت پذیرفته است. از این رهگذر ده‌ها گروه مخفی شکل گرفت که در مخالفت با رژیم پهلوی اشتراک مساعی داشتند. از جمله این گروه‌ها که بخش عمده اعضای آن را افسران عالیرتبه ارتش شامل می‌شدند، تشکیلاتی با عنوان «گروه بی‌نام» است. افراد این گروه به‌دلیل حضور درموقعیت‌های کلیدی و برخورداری از دسترسی‌های وسیع در درون ارتش قبل از انقلاب و برای مصون ماندن از مجازات‌های سخت در صورت کشف، پوشش هیأت های مذهبی و جلسات قرآنی را رها نکرده و حاضر به انتخاب نام برای گروه خود نشدند. همچنین افراد این گروه در دوران فعالیت مخفی خود دردرون یکی از ارکان رژیم قبل، باوجود نفوذ در موقعیت‌های گوناگون و توان وارد آوردن ضربه برپیکر آن، از رفتار هیجانی پرهیز نموده و به‌جای اقدامات ایجابی و تهاجمی به اقدامات سلبی در بزنگاه‌های حیاتی روی آوردند که از جمله آنها به بازداشتن کلیت ارتش از اعمال خشونت بیشتر می‌توان اشاره کرد. مرحوم سرهنگ محمدمهدی کتیبه که چندی پیش جان‌به‌جان آفرین تسلیم نمود یکی از چهره‌های شاخص گروه بی‌نام، تنها تشکیلات مخفی و مذهبی دردرون ارتش قبل از انقلاب است که پس‌از پیروزی انقلاب نیز با تمام توان کمر به خدمت مردم بست و در جهت دو مأموریت بزرگ ارتشیان، یعنی تأمین امنیت و حراست از تمامیت ارضی کشور اقدامات مؤثری را صورت داد. وی کار خود را از فردای پیروزی انقلاب با پذیرش فرماندهی پادگان درآستانه سقوط سنندج آغاز کرد و نشان داد سرباز فداکار میهن است. وی پس‌از چندی با فروکش کردن بحران کردستان و سنندج، این بار در کسوت مشاور فرماندهان عالیرتبه و از جایگاه تصمیم‌سازی درامور نظامی، کنارمدیرانی که برای جامعه امنیت به ارمغان می‌آوردند قرار گرفت و چند ماه بعد به‌دلیل شایستگی‌هایش به‌سمت ریاست رکن 2 ارتش منصوب و مشغول به‌کار شد. مرحوم کتیبه در این پست ازچیزی فروگذار نکرد و خطر وقوع جنگ را بارها گوشزد نموده  و آن را حتمی الوقوع دانست. تا اینکه در طرح دیدگاه‌های خود در نحوه مدیریت جنگ وعدم استفاده از ظرفیت‌های ارتش به نحو کامل و شایسته درسال 1366 دچار بی‌مهری شده و مجبور به ترک ارتش شد. اما با وساطت رهبری پس از وقفه‌ای چند ساله بار دیگر به عرصه خدمت بازگشته و با سمت معاون وزیر دفاع بازنشسته و ادامه عمر خود را صرف امور خیریه نمود.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7481/15/559025/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها