خاطرات یک دیپلمات
روایت گمشده
فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری
پیامهای ابلاغی اسد:
نامه پانزده صفحهای که منتقل کردم
اسد در تلاش برای روشنسازی خطرات قرارداد [صلح لبنان و اسرائیل] بر امنیت قومی عربی برای رهبران کشورهای عربی، یک نامه بلند خطی در ۱۵ صفحه نوشت و مرا مکلف کرد آن را تقدیم تعدادی از پادشاهان و رؤسای عرب کنم و احمد اسکندر وزیر تبلیغات را نیز مکلف به تقدیم آن به بقیه رهبران کشورهای عربی کرد. نامه در منطق نامههای متبادله میان رؤسای کشورها، بسیار طولانی و توسط خود اسد نوشته شده بود. چکیده نامه این بود که کشورهای عربی که با اجماع نظر خود، قراردادهای کمپ دیوید را رد کردهاند، میبایست قرارداد ۱۷ مه را بدلایل بیشتری و با توجه به خطرات شدید آن، رد کنند زیرا کالبد مصر، از خود ایمنی بیشتری از کالبد لبنان برخوردار است.
رئیسجمهوری اسد، خود از جمله رهبرانی بود که میخواند و بیشترش را طلب میکرد. آیا چنین پنداشته بود که همتایانش نیز چنینند؟ حدس میزنم که این گونه میاندیشید، از اینرو چنین نامه بلندی ارسال کرد. اما برداشت او اشتباه بود و تردید دارم هیچیک از رهبرانی که نامه را تقدیمشان کردم آن را خوانده باشد. برخی مانند حبیب بورقیبه رئیسجمهوری تونس، پیر بودند و اساساً نمیتوانستند چنین کنند. اما بلندی نامه، دلیل گویایی بر این بود که این قرارداد، آن قدر خطرناک بوده که نوشتن این تعداد صفحات را الزامی کرده است.
ساقط کردن قرارداد ۱۷ مه: حادثه خلبان اسیر امریکایی
در همین لحظات، عملیات از ناموفقسازی قرارداد [۱۷ مه] آغاز شده و درگیریها از جبل به بیروت منتقل شده بود. در این مقطع، امین جمیل رئیسجمهوری لبنان در ۲۰ ژوئیه در واشنگتن اظهارات خطرناکی کرد که رئیسجمهوری [اسد] را برافروخت و اصرار او برای تعجیل در ساقط کردن قرارداد را بیشتر کرد. جمیل خود را با اظهاراتی ستیزه جویانه گرفتار کرد که میگفت:گلولهها و موشکهایی که به بیروت پرتاب میشود به دمشق بازخواهد گشت. تأکید بر این جمله [به معنای] انجام آن، توسط نیروهای چند ملیتی و [ناو هواپیمابر] نیوجرسی بود، نه با نیروهای ویژهای که جمیل در اختیار داشت و میتوانست چنین کاری بکند.
مترجم: حسین جابری انصاری
پیامهای ابلاغی اسد:
نامه پانزده صفحهای که منتقل کردم
اسد در تلاش برای روشنسازی خطرات قرارداد [صلح لبنان و اسرائیل] بر امنیت قومی عربی برای رهبران کشورهای عربی، یک نامه بلند خطی در ۱۵ صفحه نوشت و مرا مکلف کرد آن را تقدیم تعدادی از پادشاهان و رؤسای عرب کنم و احمد اسکندر وزیر تبلیغات را نیز مکلف به تقدیم آن به بقیه رهبران کشورهای عربی کرد. نامه در منطق نامههای متبادله میان رؤسای کشورها، بسیار طولانی و توسط خود اسد نوشته شده بود. چکیده نامه این بود که کشورهای عربی که با اجماع نظر خود، قراردادهای کمپ دیوید را رد کردهاند، میبایست قرارداد ۱۷ مه را بدلایل بیشتری و با توجه به خطرات شدید آن، رد کنند زیرا کالبد مصر، از خود ایمنی بیشتری از کالبد لبنان برخوردار است.
رئیسجمهوری اسد، خود از جمله رهبرانی بود که میخواند و بیشترش را طلب میکرد. آیا چنین پنداشته بود که همتایانش نیز چنینند؟ حدس میزنم که این گونه میاندیشید، از اینرو چنین نامه بلندی ارسال کرد. اما برداشت او اشتباه بود و تردید دارم هیچیک از رهبرانی که نامه را تقدیمشان کردم آن را خوانده باشد. برخی مانند حبیب بورقیبه رئیسجمهوری تونس، پیر بودند و اساساً نمیتوانستند چنین کنند. اما بلندی نامه، دلیل گویایی بر این بود که این قرارداد، آن قدر خطرناک بوده که نوشتن این تعداد صفحات را الزامی کرده است.
ساقط کردن قرارداد ۱۷ مه: حادثه خلبان اسیر امریکایی
در همین لحظات، عملیات از ناموفقسازی قرارداد [۱۷ مه] آغاز شده و درگیریها از جبل به بیروت منتقل شده بود. در این مقطع، امین جمیل رئیسجمهوری لبنان در ۲۰ ژوئیه در واشنگتن اظهارات خطرناکی کرد که رئیسجمهوری [اسد] را برافروخت و اصرار او برای تعجیل در ساقط کردن قرارداد را بیشتر کرد. جمیل خود را با اظهاراتی ستیزه جویانه گرفتار کرد که میگفت:گلولهها و موشکهایی که به بیروت پرتاب میشود به دمشق بازخواهد گشت. تأکید بر این جمله [به معنای] انجام آن، توسط نیروهای چند ملیتی و [ناو هواپیمابر] نیوجرسی بود، نه با نیروهای ویژهای که جمیل در اختیار داشت و میتوانست چنین کاری بکند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7639/4/578170/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





























