اعضای بدن ارشا اقدسی بدلکار ایرانی اهدا خواهد شد

در غربت مرگ ، بیم تنهایی نیست


گروه فرهنگی: پیکر ارشا اقدسی، بدلکار و هنرمند ایرانی طی چند روز آینده به ایران می‌آید تا در کنار دوست و استادش پیمان ابدی به خاک سپرده شود. این اما آخر کار اقدسی 39 ساله نیست و حالا بنا به وصیت خودش اعضای بدنش به نیازمندان اهدا می‌شود تا اگر چه جوانی او به پایان رسید و چهره در نقاب خاک می‌برد اما روح زندگی و حیات را در بدن‌های بسیاری به جریان بیندازد و شاید آنها داستان زندگی جوانی را که از ورزش به بدلکاری و سینما و تلویزیون رسید برای نسل‌های دیگری که از پی خواهند آمد تعریف کنند تا او تنها نباشد. ارشا اقدسی با آن‌همه میلی که به زندگی داشت، مردن را هم یکی از شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی هر انسانی می‌دانست که تنها یک بار رخ می‌دهد و حالا این صرفاً یکبار اتفاق برای خودش رخ داد. البته به نظر می‌رسد تصورش برای یک بدلکار، لحظه دور و دیری نیست و همین نزدیکی به مرگ و احتمال
قریب الوقوعش باعث شده بود به خانواده‌اش تأکید کند برای اهدای اعضای بدنش.
ارشا اقدسی که علیرغم تصور بیرونی از او به عنوان مردی که انگار از هیچ چیز نمی‌ترسد، از سرعت، تاریکی و ارتفاع می‌ترسید اما با همه این ترس‌ها ارتباط برقرار کرد ولی مرگ را ترسناک نمی‌دانست و باور داشت می‌تواند تجربه‌ای پرلذت باشد. می‌دانست که مرگ دست خداست ولی خوش نداشت روی تخت بیمارستان بمیرد و این تنها اتفاقی بود که گریزی انگار از آن وجود نداشت. ارشا اقدسی ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد و درست زمانی که قصد عزیمت به ایتالیا برای ادامه تحصیل داشت، یک آگهی در روزنامه کلاً او را از سفر منصرف کرد و سر کلاس‌های آموزش بدلکاری پیمان ابدی در ایران نشاند. آنقدر توأمان دل‌بسته ورزش و هنر بود که در ورزش به درجه مربی‌گری رسید و در بدلکاری هم کم نگذاشت؛ تا جایی که سرمربی کلاس‌های بدلکاری پیمان ابدی شد و سال ۸۵ هم خودش گروهی با نام بدلکاران ۱۳ پایه‌گذاری کرد. از طرف دیگر کمتر کسی مثل او و در اوج جوانی مجال همکاری با جمعی از بهترین هنرمندان این کشور را پیدا کرده است و همین‌ها باعث شد که امروز و در فقدانش بگویند در سن ۳۹ سالگی کارنامه‌ای پر و پیمان مهیا کرد و در سینما با کارگردانانی از نسل‌های گوناگون همکاری کرد. دامنه تجربیاتش را در خارج از کشور هم گسترد و در رویدادهایی مانند فستیوال شوالیه‌های صربستان به عنوان نماینده‌ای از ایران حضوری قابل توجه پیدا کرد. در عرصه سینما «زندگی با چشمان بسته» به کارگردانی رسول صدرعاملی، «شبی که ماه کامل شد» کار نرگس آبیار، «کیفر» به کارگردانی حسن فتحی، «جرم» و «متروپل» آثار مسعود کیمیایی، «راه آبی ابریشم» کار محمد بزرگ‌نیا، «پله آخر» به کارگردانی علی مصفا، «خواب‌زده‌ها» کار فریدون جیرانی، «حوض نقاشی» ساخته مازیار میری، «به خاطر پونه» به کارگردانی هاتف علمیردانی، «سیزده» ساخته هومن سیدی، «رخ دیوانه» کار ابوالحسن داودی، «عصر یخبندان» و «بارکد» ساخته‌های مصطفی کیایی و «رگ خواب» و «آرایش غلیظ» آثار حمید نعمت‌الله بخشی از کارنامه هنری ارشا اقدسی است. در مقام کارگردان هم اولین فیلمش «جمشید آریا»ست که در واقع ادای دینی به جمشید هاشم‌پور محسوب می‌شود و جز این‌ها در تئاتر و تلویزیون هم طی سالیان اخیر هنرنمایی‌های فراوان کرد که باعث شد چهره و شیرینی حضورش در خاطر همه مردم بماند و از رفتنش اندوهگین شوند و بر جوانی‌ از دست‌ رفته‌اش آه بکشند. نکته تاسف‌بار اینکه طی روزهای اخیر، آنچنان که گویی به یک رسم در چنین شرایطی تبدیل شده بارها و بارها به دروغ، خبر درگذشت ارشا اقدسی منتشر شد و گویی بسیاری به بهانه‌های مختلف علاقه بسیار داشتند به پیشواز مرگ این جوان بروند. فرهنگی زشت و ناپسند که معلوم نیست از کجا وارد فرهنگ ما شده است و کی و چطور قرار است مثل مزبله‌ای دور انداخته شود.



آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7694/15/583859/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها