روایتی از مواجهه با تبعات رویدادی جهانی


میثم فرجی
کارشناس نشر
داستان «هرمان و دوروته‌آ»، نوشته سال 1797 است، اما رویدادی که انگیزه و پایه نگارش آن قرار گرفته است به سال 1731 برمی‌گردد، به‌واقعیتی که گواه شعله برداشتن گاه و بیگاه جنگ‌های عقیدتی میان کاتولیک ها و پروتستان‌هاست، جنگ‌های سی ساله‌ای که از سر خشک‌اندیشی مذهبی در میانه قرن هفدهم در اروپای مرکزی سر برداشت و با وجود صلح ملت‌ها در سال 1648، آتش آن در نهایت با انقلاب جمهوریخواهان فرانسه خوابید.
بن‌مایه داستان «هرمان و دوروته‌آ» چیست؟ شهری کوچک به ناگهان با یک رویداد جهانی روبه‌رو می‌شود. کاروانی ناپیدا از آوارگان جنگ در جست‌وجوی کمک و سرپناه در پیش چشم‌انداز ساکنان این شهر سر برمی‌دارد و این ساکنان دنج گوشه‌نشین نخست بهت‌زده‌اند. اما در گام دوم و از آنجا که مؤمن‌اند، یاری می‌رسانند، البته با اسباب و وسایلی که خود چندان مصرفی برایشان ندارند یا که دیگر به دردشان نمی‌خورد. در این میان برای پسری جوان که به امدادرسانی شتافته است، در میان خیل فراریان دیداری دست می‌دهد که سرنوشت او را رقم می‌زند و روحیه و رفتارش را از اساس متحول می‌کند.
آنچه گوته در آستانه قرن نوزدهم، در داستان هرمان و دوروته‌آ به تصویر کشیده است آوارگی توده‌هایی است که جنگ، نابرابری کفه‌های فقر و فراوانی و ویرانی و آبادانی اقتصادی در سطح قاره‌ها، آنها را بر زمین نه تنها غریب، بل حتی به موجوداتی زائد و زیادی بدل ساخته است.
برتولت برشت که خود در پی جنگ جهانی دوم ناچار به هجرت شد و در طول این جنگ بارها شاهد کوچ‌های به ناچار یا به اجبار میلیون‌ها انسان بود، در شرح عواطف فراریان شعری سروده است که از دید انسان شناختی گویای احوال فراریان همه دوران‌ها می‌تواند باشد:
«در باب عنوان مهاجر
من همیشه این عنوان را که به ما داده‌اند، غلط دانسته‌ام: مهاجر.
مهاجر یعنی کسی که از وطن کوچ کرده است.
ولی ما بر اساس تصمیمی آزادانه راه کوچ در پیش نگرفته‌ایم،
کوچ، با انتخاب کشوری دیگر.
و به کشوری دیگر کوچ هم نکرده‌ایم که در آن بمانیم،
ماندنی بسا برای همیشه، بلکه ما فرار کرده‌ایم،
ما راندگانیم، از وطن طردشدگان.
و کشوری که ما را می‌پذیرد، نه وطن ما، که تبعیدگاه ماست.
ما در این هجرت‌کده ناآرام نشسته‌ایم و تا جای ممکن نزدیک مرز.
چنین، در انتظار روز بازگشت، بر هر آن تغییرِ حتی کوچک هم در آن سوی مرز، چشم نهاده‌ایم....»
 هرمان و دوروته ­آ
نویسنده: یوهان ولفگانگ گوته
مترجم: محمود حدادی
ناشر: نشر گویا


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7694/16/583870/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها