خاطرات یک دیپلمات

روایت گمشده



فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری

تشدید اختلافات عراق و کویت
مبارک بلافاصله پس از پایان نشست سران، از بغداد به دمشق آمد. رئیس‌جمهوری مصر که با توجه به روش مدیریت و اظهارات صدام در نشست، از نیت‌های او شدیداً نگران بود، رئیس‌جمهوری اسد را در جریان فضای اجلاس بغداد قرار داد و گفت صدام  هنگام بدرقه اش در فرودگاه به مقصد دمشق از وی خواسته  به سوریه نرود، اما او نپذیرفته است. اقدام مبارک در دیدار از دمشق، دوستانه بود و رئیس‌جمهوری اسد نیز قدر آن را می‌دانست، اما پس از ملاقات با مبارک، این نگرانی بیش از پیش در ذهنش قوت گرفت که منطقه در برابر تحولاتی قرار دارد که سرانجام آن، نیک نیست.
پیام اسد به فهد درباره یورش [عراق به کویت]
تحقق این نگرانی چندان به تأخیر نیفتاد و با آشکار شدن نشانه‌های آن، فصل نخست تحولاتی آغاز شد که به فاجعه عراق و کویت و فروپاشی امنیت مشترک عربی منجر شد. رئیس‌جمهوری عراق در ژوئن ۱۹۹۰ و بلافاصله پس از اجلاس سران عرب، وضعیت روابط خود با کشورهای عربی خلیج فارس [ن] را متشنج کرد و خواهان برگزاری نشست کشورهای عضو سازمان صادرکنندگان نفت (اوپک) برای توافق درباره سهمیه‌های تولید و ممانعت از تداوم کاهش قیمت هر بشکه نفت شد که در بازار جهانی به ۱۰ دلار رسیده بود. خواسته صدام، حقی بود که از آن اراده باطل داشت. صدام به این باور رسیده بود که درخواست‌های مالی و سیاسی اش از کویت، جز با اعمال قدرت دست یافتنی نیست، اما توجه نداشت که پر شدن بازار از نفت، نتیجه سیاست‌های خود او است که کشورهای خلیج فارس [ن] را مجبور کرده بود از راه افزایش تولید نفت، هزینه‌های جنگ طولانی مدت او را با ایران تأمین کنند البته مشکل، تنها این موضوع نبود و رئیس‌جمهوری عراق پس از پایان جنگ با ایران برای تحقق بلندپروازی‌های شخصی خود، در پی تراشیدن توجیه‌های منطقه‌ای و بین المللی بود تا بتواند کویت و فراکویت را اشغال کند.
رئیس‌جمهوری اسد مرا مأمور کرد پیامی برای ملک فهد ببرم تا روایت او را درباره رویدادهای در جریان بدانیم. با ملک دیدار و پیام اسد را منتقل کردم. ملک فهد به من گفت که تنها چند هفته پیش و پس از طرح موضوع سهمیه‌های اوپک، با صدام در منطقه «حفر الباطن» ملاقات و به مدت دو روز با یکدیگر نشست‌هایی داشته و تلاش کرده، صدام را راضی کند و او هم از نتیجه این گفت‌وگوها، خشنود بوده است. فهد همچنین گفت صدام در این نشست‌ها به او گفته است، سعودی پادشاهی مهمی است. چرا این شیخ نشین‌های مسخره خلیج‌فارس [ن] را به حال خود رها کرده‌ایم و آنها را با هم تقسیم نمی‌کنیم؟ ملک فهد نیز به او پاسخ داده بود: ای ابا عدی، خداوند مرا از نعمت داشتن سرزمین گسترده‌ای برخوردار کرده و بیشتر نمی‌خواهم.
آنچه شگفتی مرا در پی داشت این بود که ملک فهد در سخنان خود با من، به این جمع‌بندی نرسیده بود که صدام واقعاً در پی اشغال کویت است. به دیگر سخن، این احتمال در محاسبات فهد وجود نداشت و همچنان فکر می‌کرد روابط برادری بر اختلاف‌ها با هر انگیزه‌ای که باشد، غلبه خواهد یافت.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7712/4/585614/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها