سیره رسول خدا-6
استوار درراه حق
اسماعیل علوی
دبیر گروه پایداری
آیات متعددی در قرآن بهشکل مستقیم و غیرمستقیم ضمن تأکید بر شایستگیهای منحصر به فرد پیامبرگرامی اسلام(ص)، الگو بودن آن حضرت را از همه جهات و برای همه آدمیان یادآور میشود.
این آیات بیانگر آن است که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) را نمیتوان همچون شخصیتهای دیگرالهی، اسوه در زمینهای خاص معرفی نمود، چه او جامع همه فضایل اخلاقی و مستجمع تمام ارزشهای معنوی به شمار میرود. کلام وحی بیش از همه انسانهای برجسته دیگر، آن حضرت(ص) را شایسته تأسی دانسته و پیروی از آن حضرت(ص) را نه تنها بر مردم یک زمان و یک جامعه، بلکه بر همگان در همه جای جهان لازم شمرده است. دلیل تأکید بر این موضوع این است که اسوههای متعددی در قرآن ذکر شده و بر پیروی آنان سفارش شده است، اما هر یک به لحاظ یک یا چند جنبه از شخصیت شان مورد عنایت قرار گرفتهاند و اسوه مطلق تنها وجود مبارک رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) است.
با بررسی صفات و شیوههای متنوع پیامبراکرم(ص) بهنظر میرسد عصاره این صفات بارز و فضایل، چیزی جز رحمت نیست که جلوه ویژه و وجه بارز شخصیت و دعوت آن حضرت(ص) را شکل میدهدف چنانکه در آیهای همه رسالت آن حضرت(ص) در رحمت خلاصه شده است. «و ما ارسلناک رحمة للعالمین» و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم (انبیا آیه۱۰۷)
پس از ذکر این مقدمات به بررسی تعدادی از فضایل و سیره پیامبر خاتم(ص)می پردازیم.
صراحت در بیان عقیده
صاحب عقیدهای که بر حق باشد، دلیلی برای کتمان و سرپوش نهادن بر اعتقاد خویش ندارد. پیامبر گرامی اسلام به تصریح قرآن کریم در برابر کفار و مشرکین با صراحت به بیان عقیده خود میپرداخت و آن را آشکارا ابراز مینمود. حوادث سالهای اولیه بعثت مشحون از حوادثی است که نشانگر استواری پیامبر در راه عقیده خویش است. درشأن نزول سوره کافرون در سیره ابن هشام آمده است: روزی پیامبر اکرم(ص) در حال طواف کعبه بود که «اسود بن مطلب» و «ولید بن مغیره» نزد پیامبر آمده و گفتند: ای محمد بیا تا ما آنچه را تو میپرستی بپرستیم و تو نیز آنچه را ما عبادت میکنیم عبادت کن و در این امر بزرگ با یکدیگر شریک گردیم. آنگاه اگر معبود تو بهتر بود ما بهره خود را از او گرفتهایم و اگر معبود ما نیکوتر بود، تو نیز از آن بهره گرفتهای. پس پیامبر گرامی اسلام با الهام از وحی فرمود: بگو خدا را میپرستم، در حالی که دینم را برای او بیآلایش میگردانم. در حقیقت کسانی را که بهجای خدا میخوانید، مخلوقاتی امثال شما هستند. بیتردید سرور من آن خدایی است که قرآن را فرو فرستاد و همو دوستدار شایستگان است. (سوره کافرون، آیات ۴ - ۱)
کفار قریش پس از فشار، تهدید و آزار و اذیت بسیار در صدد برآمدند با تطمیع و اقناع آن حضرت را با خود همراه کنند.
بر اساس روایتی، کفار قریش به پیامبر میگفتند: ای محمد(ص)، آیین قومت را ترک میگویی، در حالی که ما میدانیم جز فقر تو را به این امر وا نداشته است. پس بیا تا ما از داراییهای خود برای تو (انبوهی) گرد آوریم و تو را از ثروتمندترین مردم گردانیم. (مجمع البیان، ج، ۹ ص ۴۷۹)
از جلوههای بارز سازشناپذیری در سیره عملی پیامبر(ص)، مقاومت آن حضرت در برابر مساوقه و چانه زدن با مشرکان است. سید قطب در ذیل آیه ۹ سوره قلم میگوید: روایات متعددی مبنی بر سازش و گرایش مشرکان به اسلام به شرط سازش و مداهنه رسول گرامی اسلام(ص) و ترک بازگو کردن معایب بتها و پیروی از بعضی عقاید آنان به منظور حفظ آبروی ایشان در برابر تودههای عرب در تاریخ ذکر شده است،ولی چون این درخواستها در مورد اصل دیانت و عقاید اسلام بود، هیچ گونه سازش و نرمشی را از سوی پیامبر در پی نداشت، اما در خارج از این قلمرو پیامبر اسلام آسان گیرترین و باگذشتترین مردم بود. (فی ظلال القرآن،ج ۶ ص ۳۶۵۹)
استاد شهید مطهری نیز در تبیین پایبندی پیامبر اکرم به تحکیم اصول و اجرای حدود الهی در مقابل نرمش و مدارای آن حضرت در امور فردی و حقوق شخصی چنین میگوید: پیامبر در مسائل اصولی هرگز نرمش نشان نمیداد، در حالی که در مسائل شخصی فوقالعاده نرم و مهربان بود و فوقالعاده عفو و گذشت داشت. اینها نباید با یکدیگر اشتباه شوند.
شهید مطهری در ادامه بحث پس از ذکر نمونهای از نرمش پیامبر در برابر یهودی شاکی و مدعی و حتی تحمل خشونت وی، ماجرای دزدی همسر یکی از اشراف قریش و عدم نرمش آن حضرت در خصوص اجرای حکم و نپذیرفتن هرگونه وساطت را به تفصیل مطرح میسازد. (کتاب آسیب شناسی دینی)
دبیر گروه پایداری
آیات متعددی در قرآن بهشکل مستقیم و غیرمستقیم ضمن تأکید بر شایستگیهای منحصر به فرد پیامبرگرامی اسلام(ص)، الگو بودن آن حضرت را از همه جهات و برای همه آدمیان یادآور میشود.
این آیات بیانگر آن است که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) را نمیتوان همچون شخصیتهای دیگرالهی، اسوه در زمینهای خاص معرفی نمود، چه او جامع همه فضایل اخلاقی و مستجمع تمام ارزشهای معنوی به شمار میرود. کلام وحی بیش از همه انسانهای برجسته دیگر، آن حضرت(ص) را شایسته تأسی دانسته و پیروی از آن حضرت(ص) را نه تنها بر مردم یک زمان و یک جامعه، بلکه بر همگان در همه جای جهان لازم شمرده است. دلیل تأکید بر این موضوع این است که اسوههای متعددی در قرآن ذکر شده و بر پیروی آنان سفارش شده است، اما هر یک به لحاظ یک یا چند جنبه از شخصیت شان مورد عنایت قرار گرفتهاند و اسوه مطلق تنها وجود مبارک رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) است.
با بررسی صفات و شیوههای متنوع پیامبراکرم(ص) بهنظر میرسد عصاره این صفات بارز و فضایل، چیزی جز رحمت نیست که جلوه ویژه و وجه بارز شخصیت و دعوت آن حضرت(ص) را شکل میدهدف چنانکه در آیهای همه رسالت آن حضرت(ص) در رحمت خلاصه شده است. «و ما ارسلناک رحمة للعالمین» و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم (انبیا آیه۱۰۷)
پس از ذکر این مقدمات به بررسی تعدادی از فضایل و سیره پیامبر خاتم(ص)می پردازیم.
صراحت در بیان عقیده
صاحب عقیدهای که بر حق باشد، دلیلی برای کتمان و سرپوش نهادن بر اعتقاد خویش ندارد. پیامبر گرامی اسلام به تصریح قرآن کریم در برابر کفار و مشرکین با صراحت به بیان عقیده خود میپرداخت و آن را آشکارا ابراز مینمود. حوادث سالهای اولیه بعثت مشحون از حوادثی است که نشانگر استواری پیامبر در راه عقیده خویش است. درشأن نزول سوره کافرون در سیره ابن هشام آمده است: روزی پیامبر اکرم(ص) در حال طواف کعبه بود که «اسود بن مطلب» و «ولید بن مغیره» نزد پیامبر آمده و گفتند: ای محمد بیا تا ما آنچه را تو میپرستی بپرستیم و تو نیز آنچه را ما عبادت میکنیم عبادت کن و در این امر بزرگ با یکدیگر شریک گردیم. آنگاه اگر معبود تو بهتر بود ما بهره خود را از او گرفتهایم و اگر معبود ما نیکوتر بود، تو نیز از آن بهره گرفتهای. پس پیامبر گرامی اسلام با الهام از وحی فرمود: بگو خدا را میپرستم، در حالی که دینم را برای او بیآلایش میگردانم. در حقیقت کسانی را که بهجای خدا میخوانید، مخلوقاتی امثال شما هستند. بیتردید سرور من آن خدایی است که قرآن را فرو فرستاد و همو دوستدار شایستگان است. (سوره کافرون، آیات ۴ - ۱)
کفار قریش پس از فشار، تهدید و آزار و اذیت بسیار در صدد برآمدند با تطمیع و اقناع آن حضرت را با خود همراه کنند.
بر اساس روایتی، کفار قریش به پیامبر میگفتند: ای محمد(ص)، آیین قومت را ترک میگویی، در حالی که ما میدانیم جز فقر تو را به این امر وا نداشته است. پس بیا تا ما از داراییهای خود برای تو (انبوهی) گرد آوریم و تو را از ثروتمندترین مردم گردانیم. (مجمع البیان، ج، ۹ ص ۴۷۹)
از جلوههای بارز سازشناپذیری در سیره عملی پیامبر(ص)، مقاومت آن حضرت در برابر مساوقه و چانه زدن با مشرکان است. سید قطب در ذیل آیه ۹ سوره قلم میگوید: روایات متعددی مبنی بر سازش و گرایش مشرکان به اسلام به شرط سازش و مداهنه رسول گرامی اسلام(ص) و ترک بازگو کردن معایب بتها و پیروی از بعضی عقاید آنان به منظور حفظ آبروی ایشان در برابر تودههای عرب در تاریخ ذکر شده است،ولی چون این درخواستها در مورد اصل دیانت و عقاید اسلام بود، هیچ گونه سازش و نرمشی را از سوی پیامبر در پی نداشت، اما در خارج از این قلمرو پیامبر اسلام آسان گیرترین و باگذشتترین مردم بود. (فی ظلال القرآن،ج ۶ ص ۳۶۵۹)
استاد شهید مطهری نیز در تبیین پایبندی پیامبر اکرم به تحکیم اصول و اجرای حدود الهی در مقابل نرمش و مدارای آن حضرت در امور فردی و حقوق شخصی چنین میگوید: پیامبر در مسائل اصولی هرگز نرمش نشان نمیداد، در حالی که در مسائل شخصی فوقالعاده نرم و مهربان بود و فوقالعاده عفو و گذشت داشت. اینها نباید با یکدیگر اشتباه شوند.
شهید مطهری در ادامه بحث پس از ذکر نمونهای از نرمش پیامبر در برابر یهودی شاکی و مدعی و حتی تحمل خشونت وی، ماجرای دزدی همسر یکی از اشراف قریش و عدم نرمش آن حضرت در خصوص اجرای حکم و نپذیرفتن هرگونه وساطت را به تفصیل مطرح میسازد. (کتاب آسیب شناسی دینی)
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7742/16/588633/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




















