دیپلماسی و میدان نقش سردار سلیمانی در پیشبرد سیاست خارجی
امیرحسین عسکری / ایجاد یک بلوک واحد از عناصر بسیار متمایز و متنوع یکی از ابداعات سردار سلیمانی و سپاه قدس است که حداقل در سالهای اخیر و نزدیک ایجاد چنین بلوکی از سوی قدرتهای جهانی مسبوق به سابقه نیست؛ زیرا ائتلافها عموماً مبتنی بر کنشگری دولتها بوده و یا محدود به یک عنصر مانند منطقه جغرافیایی هستند. کشورها و دولتها در عرصه نظام بینالملل و محیط خارجی خود دارای منافع و علایقی هستند که اصولاً در دو بعد پیدا و پنهان تعریف و پیگیری میشوند. در کنار این مباحث، نکته اصلی و اساسی این است که چه کسی سیاست خارجی را تعریف و چه کسی آن را تدوین میکند؟ و چه کسی مسئول تحقق بخشیدن به آرمانها و یا اهداف و یا اجرای استراتژیها و تاکتیکهاست؟ در حوزه نظریهپردازی سیاست خارجی در محافل دانشگاهی و آکادمیک نیز بین سطوح مختلف سیاست خارجی تمایز گذاشته میشود. بهعنوان نمونه جیمز روزنا، دانشمند و محقق حوزه سیاست خارجی اهل امریکا، برخلاف جورج مدلسکی سه سطح سیاست خارجی را تشخیص داده است. این سه سطح عبارتند از: مجموعهای از طرحها و تعهدات برای اقدام و عمل در حوزه محیط بینالملل که جهتگیری مبتنی بر ادراکات و ارزشها که حاصل تجارب تاریخی، سنتها و هنجارهای یک کشور یا یک منطقه است و رفتار سیاست خارجی که در واقع، همان چیزی است که دیگران آن را بهعنوان اقدامات عینی مشاهده میکنند. سطح نخست، توسط اسناد کلان و راهبردی مانند قانون اساسی، قوانین عادی و... تعیین میشود. سطح دوم، توسط مجریان و دستاندرکاران در قالب استراتژیها و تاکتیکهای سیاست خارجی تدوین و اعلام میشود و سطح رفتار به عوامل میدانی و اجرایی استراتژیها و تاکتیکها مربوط است که تلاش میکنند بر اساس راهبردهای کلان و جهتگیری تدوینشده در محیط عملیاتی سیاست خارجی و یا سیاست بینالملل دست به اقدام بزنند.
از سوی دیگر، قدرت یکی از مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر پیشبرد اهداف سیاست خارجی دانسته میشود. بدون قدرت و یا داشتن میزانی از آن اصول فرایند تحقق اهداف و منافع ملی با شکست مواجه خواهد شد. با اینحال، مفهوم قدرت نیز مفهومی نسبی است و نمیتوان آن را بهصورت امری عینی و ملموس بهکار برد؛ امّا از سوی نظریهپردازان سعی شده است تا این مفهوم در قالب فرایندهای تصمیمگیری و پیگیری منافع ملی در حوزه سیاست خارجی تبیین شود. برهمین مبنا، تعاریف سنتی از قدرت در جهان مدرن دستخوش تغییرات عمدهای شده است و از این رو، اندیشمندان صاحبنظر در تراز جهانی به این مسأله توجه ویژهای مبذول داشتهاند. میتوان یک اتفاقنظر را در میان اندیشمندان جهان در خصوص ابزارهای لازم برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی مشاهده کرد که بر اساس آن بدون وجود میزانی از قدرت سخت، دیپلماسی، سیاست خارجی و مذاکره با موفقیت همراه نخواهد شد.
هدف از بیان این مقدمه، تبیین نسبت میان حوزههای مبنایی و بنیادی سیاست خارجی و دیپلماسی، حوزه جهتگیری و تعریف استراتژی و همچنین حوزه اجرا و یا عملیات میدانی است. عملیات میدانی نیز صرفاً بهمعنای عملیات نظامی نیست، بلکه شامل طیف متنوعی از اقدامات شامل دیدارهای دیپلماتیک، مذاکرات چندجانبه، انعقاد تفاهمنامهها و موافقتنامه و همچنین حوزه دفاعی، نظامی و امنیتی است. با توجه به این امر، این نوشتار در نظر دارد بهصورت خلاصه در دو بستر حقوقی - قانونی و سیاسی به تشریح نقش سپهبد شهید قاسم سلیمانی در امر دیپلماسی و سیاست خارجی بپردازد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با هر جهتگیری و تاکتیکی که دنبال شود، باید بر اساس اصول مبنایی و ریشهای ذکرشده در قانون اساسی باشد. در مبحث تدوین سیاست خارجی یا تعیین جهتگیری نیز دو دسته از منابع قابل ذکرند که شامل قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و دستورالعملهای دولت و وزارت امور خارجه میشوند. از منظر تحلیل حقوقی به صورت قاطع میتوان میان فعالیتهای سردار سلیمانی و سپاه قدس در حوزههای عملیاتی غرب آسیا پیوستگی قابل ملاحظهای را با دو سطح پیشین مشاهده کرد.
از منظر سیاسی، بحث اصلی پاسخ به این سؤال است که از نظر عملیاتی و میدانی نقش سردار سلیمانی و سپاه قدس در تحولات منطقهای عامل تقویتکننده سیاست خارجی و دیپلماسی بوده است، یا عامل تضعیف آن. بر این اساس، شاخصهای توسعه سیاست خارجی را با تقارنهای نامیمون ترکیب خواهیم کرد. منظور از تقارنهای نامیمون، تحولاتی است که در دورهای به یکباره ظهور میکند و کشور یا ملتی را در برابر یک فورسماژور یا عامل مشدد خارجی قرار میدهد.
از منظر شاخصهای سیاسی، یکی از مهمترین ابزارهای تحقق منافع ملی داشتن متحدان وفادار و خوشسابقه در نظام بینالملل است. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، سوریه نشانداده همواره یکی از متحدان وفادار و قابل اعتماد ایران است. وقوع بحران در سوریه که بهصورت خاص بشار اسد را هدف قرار داده بود بهمعنای از دست رفتن وفادارترین متحد ایران در منطقه استراتژیک غرب آسیا بود. از این رو، فعالیتهای سپاه قدس و سردار سلیمانی در غرب آسیا منجر به حفظ یکی از متحدان نزدیک ایران شد که به نقل از روزنامه گاردین ایران توانست با وجود مخالفت قدرت جهانی متحد خود را از سقوط نجات بدهد. اهمیت مسأله در این است که حفظ اسد بهرغم مخالفت و عدم تمایل قدرتهای جهانی صورت گرفت که بهصورت مشخص نقش سردار سلیمانی و سپاه قدس در این قضیه غیرقابل انکار است.
دومین دستاورد سردار سلیمانی و سپاه قدس از فعالیتهای میدانی، ایجاد شبکه بزرگ امنیتی و نظامی در منطقه بود که به نام محور مقاومت خوانده میشود. اهمیت این محور در این است که اولاً، یک بلوک فرامرزی است. ثانیاً، فرامذهبی است که دربرگیرنده طیف متنوعی از گروههای شیعی تا جنبشهای سنی مذهب فلسطینی میشود؛ ثالثاً، نه صرفاً دولتی و نه غیردولتی است. ایجاد یک بلوک واحد از عناصر بسیار متمایز و متنوع یکی از ابداعات سردار سلیمانی و سپاه قدس است که حداقل در سالهای اخیر و نزدیک ایجاد چنین بلوکی از سوی قدرتهای جهانی مسبوق به سابقه نیست؛ زیرا ائتلافها عموماً مبتنی بر کنشگری دولتها هستند و یا محدود به یک عنصر مانند منطقه جغرافیایی. ایجاد چنین بلوکی امکان ایجاد رقابت شدیدی را با بلوکهای رقیب از جمله تروریستهای فعال در منطقه -جریاناتی را که از سوی اسرائیل، عربستان سعودی و... حمایت میشوند- فراهم میکند. نتیجه این امر در امنیت نگه داشتن مرزهای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
ظهور تروریسم داعش برای ایران تقارنی نامیمون با روند پیشبرد اهداف سیاست خارجی محسوب میشود. در تقارنهای نامیمون، با توجه به سریع و فوری بودن آنها کوچکترین تعلل و خطای محاسباتی میتواند منجر به شکستهای بزرگ شود. مبارزه با تروریسم داعش در زمانی که این گروه تروریستی بهسرعت در حال نزدیک شدن به مرزهای ایران بود، از دیگر اقداماتی است که از سوی سردار سلیمانی و سپاه قدس در منطقه صورت گرفت و منجر به ایجاد سدی محکم در مقابل توسعه و گسترش سریع داعش در نزدیکی مرزهای ایران شد. علاوه براین، حضور فعال و قدرتمند ایران در منطقه بویژه در مبارزه با تروریسم موجب شد که ایران بهعنوان کنشگر غیرقابل حذف در معادلات قدرت در منطقه پذیرفته شود.
اخیراً جریاناتی تلاش کردهاند تا بحث جدایی میدان و دیپلماسی را مطرح کنند و فعالیتهای سردار سلیمانی و سپاه قدس را عاملی برای شکست سیاستهای منطقهای ایران قلمداد کنند. از منظر حقوقی و قانونی عنوان شد که فعالیتهای سپاه قدس و سردار سلیمانی هرگز خلاف دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی نبوده است و از منظر سیاسی نیز به گوشهای از دستاوردهای این شهید و سپاه قدس در پیشبرد سیاستهای جمهوری اسلامی اشاره شد./ ایرنا
از سوی دیگر، قدرت یکی از مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر پیشبرد اهداف سیاست خارجی دانسته میشود. بدون قدرت و یا داشتن میزانی از آن اصول فرایند تحقق اهداف و منافع ملی با شکست مواجه خواهد شد. با اینحال، مفهوم قدرت نیز مفهومی نسبی است و نمیتوان آن را بهصورت امری عینی و ملموس بهکار برد؛ امّا از سوی نظریهپردازان سعی شده است تا این مفهوم در قالب فرایندهای تصمیمگیری و پیگیری منافع ملی در حوزه سیاست خارجی تبیین شود. برهمین مبنا، تعاریف سنتی از قدرت در جهان مدرن دستخوش تغییرات عمدهای شده است و از این رو، اندیشمندان صاحبنظر در تراز جهانی به این مسأله توجه ویژهای مبذول داشتهاند. میتوان یک اتفاقنظر را در میان اندیشمندان جهان در خصوص ابزارهای لازم برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی مشاهده کرد که بر اساس آن بدون وجود میزانی از قدرت سخت، دیپلماسی، سیاست خارجی و مذاکره با موفقیت همراه نخواهد شد.
هدف از بیان این مقدمه، تبیین نسبت میان حوزههای مبنایی و بنیادی سیاست خارجی و دیپلماسی، حوزه جهتگیری و تعریف استراتژی و همچنین حوزه اجرا و یا عملیات میدانی است. عملیات میدانی نیز صرفاً بهمعنای عملیات نظامی نیست، بلکه شامل طیف متنوعی از اقدامات شامل دیدارهای دیپلماتیک، مذاکرات چندجانبه، انعقاد تفاهمنامهها و موافقتنامه و همچنین حوزه دفاعی، نظامی و امنیتی است. با توجه به این امر، این نوشتار در نظر دارد بهصورت خلاصه در دو بستر حقوقی - قانونی و سیاسی به تشریح نقش سپهبد شهید قاسم سلیمانی در امر دیپلماسی و سیاست خارجی بپردازد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با هر جهتگیری و تاکتیکی که دنبال شود، باید بر اساس اصول مبنایی و ریشهای ذکرشده در قانون اساسی باشد. در مبحث تدوین سیاست خارجی یا تعیین جهتگیری نیز دو دسته از منابع قابل ذکرند که شامل قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و دستورالعملهای دولت و وزارت امور خارجه میشوند. از منظر تحلیل حقوقی به صورت قاطع میتوان میان فعالیتهای سردار سلیمانی و سپاه قدس در حوزههای عملیاتی غرب آسیا پیوستگی قابل ملاحظهای را با دو سطح پیشین مشاهده کرد.
از منظر سیاسی، بحث اصلی پاسخ به این سؤال است که از نظر عملیاتی و میدانی نقش سردار سلیمانی و سپاه قدس در تحولات منطقهای عامل تقویتکننده سیاست خارجی و دیپلماسی بوده است، یا عامل تضعیف آن. بر این اساس، شاخصهای توسعه سیاست خارجی را با تقارنهای نامیمون ترکیب خواهیم کرد. منظور از تقارنهای نامیمون، تحولاتی است که در دورهای به یکباره ظهور میکند و کشور یا ملتی را در برابر یک فورسماژور یا عامل مشدد خارجی قرار میدهد.
از منظر شاخصهای سیاسی، یکی از مهمترین ابزارهای تحقق منافع ملی داشتن متحدان وفادار و خوشسابقه در نظام بینالملل است. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، سوریه نشانداده همواره یکی از متحدان وفادار و قابل اعتماد ایران است. وقوع بحران در سوریه که بهصورت خاص بشار اسد را هدف قرار داده بود بهمعنای از دست رفتن وفادارترین متحد ایران در منطقه استراتژیک غرب آسیا بود. از این رو، فعالیتهای سپاه قدس و سردار سلیمانی در غرب آسیا منجر به حفظ یکی از متحدان نزدیک ایران شد که به نقل از روزنامه گاردین ایران توانست با وجود مخالفت قدرت جهانی متحد خود را از سقوط نجات بدهد. اهمیت مسأله در این است که حفظ اسد بهرغم مخالفت و عدم تمایل قدرتهای جهانی صورت گرفت که بهصورت مشخص نقش سردار سلیمانی و سپاه قدس در این قضیه غیرقابل انکار است.
دومین دستاورد سردار سلیمانی و سپاه قدس از فعالیتهای میدانی، ایجاد شبکه بزرگ امنیتی و نظامی در منطقه بود که به نام محور مقاومت خوانده میشود. اهمیت این محور در این است که اولاً، یک بلوک فرامرزی است. ثانیاً، فرامذهبی است که دربرگیرنده طیف متنوعی از گروههای شیعی تا جنبشهای سنی مذهب فلسطینی میشود؛ ثالثاً، نه صرفاً دولتی و نه غیردولتی است. ایجاد یک بلوک واحد از عناصر بسیار متمایز و متنوع یکی از ابداعات سردار سلیمانی و سپاه قدس است که حداقل در سالهای اخیر و نزدیک ایجاد چنین بلوکی از سوی قدرتهای جهانی مسبوق به سابقه نیست؛ زیرا ائتلافها عموماً مبتنی بر کنشگری دولتها هستند و یا محدود به یک عنصر مانند منطقه جغرافیایی. ایجاد چنین بلوکی امکان ایجاد رقابت شدیدی را با بلوکهای رقیب از جمله تروریستهای فعال در منطقه -جریاناتی را که از سوی اسرائیل، عربستان سعودی و... حمایت میشوند- فراهم میکند. نتیجه این امر در امنیت نگه داشتن مرزهای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
ظهور تروریسم داعش برای ایران تقارنی نامیمون با روند پیشبرد اهداف سیاست خارجی محسوب میشود. در تقارنهای نامیمون، با توجه به سریع و فوری بودن آنها کوچکترین تعلل و خطای محاسباتی میتواند منجر به شکستهای بزرگ شود. مبارزه با تروریسم داعش در زمانی که این گروه تروریستی بهسرعت در حال نزدیک شدن به مرزهای ایران بود، از دیگر اقداماتی است که از سوی سردار سلیمانی و سپاه قدس در منطقه صورت گرفت و منجر به ایجاد سدی محکم در مقابل توسعه و گسترش سریع داعش در نزدیکی مرزهای ایران شد. علاوه براین، حضور فعال و قدرتمند ایران در منطقه بویژه در مبارزه با تروریسم موجب شد که ایران بهعنوان کنشگر غیرقابل حذف در معادلات قدرت در منطقه پذیرفته شود.
اخیراً جریاناتی تلاش کردهاند تا بحث جدایی میدان و دیپلماسی را مطرح کنند و فعالیتهای سردار سلیمانی و سپاه قدس را عاملی برای شکست سیاستهای منطقهای ایران قلمداد کنند. از منظر حقوقی و قانونی عنوان شد که فعالیتهای سپاه قدس و سردار سلیمانی هرگز خلاف دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی نبوده است و از منظر سیاسی نیز به گوشهای از دستاوردهای این شهید و سپاه قدس در پیشبرد سیاستهای جمهوری اسلامی اشاره شد./ ایرنا
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7763/2/590765/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















