نگاهی به فیلم «پوست»به کارگردانی بهمن و بهرام ارک
جرأت یا حقیقت
بهاءالدین مرشدی
داستاننویس
کتابی دارد اصغر عبداللهی با نام «قصهها از کجا میآیند؟» که عبداللهی در آن شرح داده که چطور قصههای فیلمنامههایش را پیدا کرده. اما واقعاً قصهها از کجا میآیند؟ پاسخ من به این پرسش این است که قصهها همهجا هستند. کافی است آدم دستش را دراز کند و یک قصه از میان همین زندگی پیدا کنیم. به گمان من قصه فیلم سینمایی «پوست» ساخته بهمن و بهرام ارک حاصل همین دست دراز کردن در زندگی است. داستان یک عشق پیچیده شده در خرافات. اینجا پای واقعیت و خیال در میان است. اصلاً قصه چیزی جز درهمآمیزی واقعیت و خیال نیست. ویژگیهای فیلم سینمایی پوست آنقدر هست که آدم وقت بگذارد و آن را در سینما ببیند. این روزها این فیلم سینمایی در سینماها اکران شده است. فیلمی با زبان ترکی و روایتی جذاب که شما را با زیرنویس همراه میکند. اینکه میگویم روایتی جذاب برای این است که راوی فیلم زبانی ویژه است. استفاده از قصهپردازی عاشیقهاست و همین قصهپردازی است که آن را میان خیال و واقعیت در نوسان نگه میدارد. داستانهایی که عاشیقها نقل میکنند همین خاصیت را دارد. خاصیت درهمآمیزی خیال و واقعیت. افسانهها همین هستند. نقل افسانهها به شکل فیلم یکی از جذابترین ترفندهای سینمایی است که برادران کارت از آن استفاده کردهاند. با بردن فضای فیلمبرداری به میان یک فرهنگ متفاوت توانستهاند فضای فیلم را جذاب کنند. اگر همه عناصر بصری فیلم را کنار هم بگذاریم همه چیز به نفع فیلم است. فضاسازی، شخصیتسازیها، اتمسفر و... همه در خدمت متفاوت کردن فیلم هستند. این است که میشود در سینما نشست و این فیلم را با خیال راحت تماشا کرد. فیلمی که میخواهد عشق را از پس قصهها و افسانهها بیرون بکشد و به آدم بگوید چه راه سختی در راه است تا عشق به سرانجام برسد.
مهمترین اتفاقی که در این فیلم میافتد استفاده از خرافه است. خرافاتی که در زندگی روزمره ما وجود دارد و ما به سادگی از کنار آن عبور میکنیم. همین است که این شکل از فیلم را متفاوت کرده و به ما میگوید چطور میشود به سراغ خرافات رفت و روایتی دیگرگونه آفرید. ماجرای عشق و خرافات، رسیدنها و نرسیدنها، طلسمها و جادوهایی که در فیلم هست به ما این شکل از داستان را یادآوری میکند که سینمای ایران ظرفیت بسیاری برای خلق قصه دارد اگر کمی به فرهنگ عامه توجه کنیم و قومیتهای مختلف و آداب و رسوم آنها را مد نظر داشته باشیم. همین قصههای دست به دست شده از قدیم میتواند یکی از نقاط عطف سینمای ایران باشد گاهی مثل فیلم پوست میتواند در ژانر وحشت قرار بگیرد و گاهی هم میتواند یک ملودرام عاشقانه باشد که آدم را سر وجد بیاورد. این است که پوست میخواهد با تکیه بر خرافات فضای خوفآور ایجاد کند و موفق هم میشود. این فیلم در نشان دادن فضای خیالی موفق عمل میکند و زندگی روزمره را با خیال و خرافه توأم میکند. خرافهای که فکر نمیکنیم واقعی است اما گاه آنقدر اسیر این فضا میشویم که خودمان در آن گیر میکنیم و زندگی بر ما سخت و تنگ میشود. این قصهها وجود دارند و فقط و فقط باید فیلمنامهنویسها و کارگردانها جرأت پرداختن به آنها را داشته باشند که برادران ارک این جرأت را به سینما پیشنهاد میکنند.
داستاننویس
کتابی دارد اصغر عبداللهی با نام «قصهها از کجا میآیند؟» که عبداللهی در آن شرح داده که چطور قصههای فیلمنامههایش را پیدا کرده. اما واقعاً قصهها از کجا میآیند؟ پاسخ من به این پرسش این است که قصهها همهجا هستند. کافی است آدم دستش را دراز کند و یک قصه از میان همین زندگی پیدا کنیم. به گمان من قصه فیلم سینمایی «پوست» ساخته بهمن و بهرام ارک حاصل همین دست دراز کردن در زندگی است. داستان یک عشق پیچیده شده در خرافات. اینجا پای واقعیت و خیال در میان است. اصلاً قصه چیزی جز درهمآمیزی واقعیت و خیال نیست. ویژگیهای فیلم سینمایی پوست آنقدر هست که آدم وقت بگذارد و آن را در سینما ببیند. این روزها این فیلم سینمایی در سینماها اکران شده است. فیلمی با زبان ترکی و روایتی جذاب که شما را با زیرنویس همراه میکند. اینکه میگویم روایتی جذاب برای این است که راوی فیلم زبانی ویژه است. استفاده از قصهپردازی عاشیقهاست و همین قصهپردازی است که آن را میان خیال و واقعیت در نوسان نگه میدارد. داستانهایی که عاشیقها نقل میکنند همین خاصیت را دارد. خاصیت درهمآمیزی خیال و واقعیت. افسانهها همین هستند. نقل افسانهها به شکل فیلم یکی از جذابترین ترفندهای سینمایی است که برادران کارت از آن استفاده کردهاند. با بردن فضای فیلمبرداری به میان یک فرهنگ متفاوت توانستهاند فضای فیلم را جذاب کنند. اگر همه عناصر بصری فیلم را کنار هم بگذاریم همه چیز به نفع فیلم است. فضاسازی، شخصیتسازیها، اتمسفر و... همه در خدمت متفاوت کردن فیلم هستند. این است که میشود در سینما نشست و این فیلم را با خیال راحت تماشا کرد. فیلمی که میخواهد عشق را از پس قصهها و افسانهها بیرون بکشد و به آدم بگوید چه راه سختی در راه است تا عشق به سرانجام برسد.
مهمترین اتفاقی که در این فیلم میافتد استفاده از خرافه است. خرافاتی که در زندگی روزمره ما وجود دارد و ما به سادگی از کنار آن عبور میکنیم. همین است که این شکل از فیلم را متفاوت کرده و به ما میگوید چطور میشود به سراغ خرافات رفت و روایتی دیگرگونه آفرید. ماجرای عشق و خرافات، رسیدنها و نرسیدنها، طلسمها و جادوهایی که در فیلم هست به ما این شکل از داستان را یادآوری میکند که سینمای ایران ظرفیت بسیاری برای خلق قصه دارد اگر کمی به فرهنگ عامه توجه کنیم و قومیتهای مختلف و آداب و رسوم آنها را مد نظر داشته باشیم. همین قصههای دست به دست شده از قدیم میتواند یکی از نقاط عطف سینمای ایران باشد گاهی مثل فیلم پوست میتواند در ژانر وحشت قرار بگیرد و گاهی هم میتواند یک ملودرام عاشقانه باشد که آدم را سر وجد بیاورد. این است که پوست میخواهد با تکیه بر خرافات فضای خوفآور ایجاد کند و موفق هم میشود. این فیلم در نشان دادن فضای خیالی موفق عمل میکند و زندگی روزمره را با خیال و خرافه توأم میکند. خرافهای که فکر نمیکنیم واقعی است اما گاه آنقدر اسیر این فضا میشویم که خودمان در آن گیر میکنیم و زندگی بر ما سخت و تنگ میشود. این قصهها وجود دارند و فقط و فقط باید فیلمنامهنویسها و کارگردانها جرأت پرداختن به آنها را داشته باشند که برادران ارک این جرأت را به سینما پیشنهاد میکنند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7763/16/590802/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















