تئاتر را با تصویرهای پوچ گره نزنیم
سوده ازقندی
بازیگر تئاتر
چندسالپیش «بیوههای غمگین سالار جنگ» را دیدم و نمایشی بهکارگردانی سوسن پرور باعنوان «هایلایت» که شاید بتوان گفت نمایشهایی بودند با دغدغه و موضوعاتی پیرامون زنان. همیشه با خود فکر میکردم که فرصت خوبی خواهد بود اگر بتوانم در آثاری با این موضوعات کار کنم اما بعدازمدتی از این ایده منصرف شدم چون معمولاً کارهایی که میدیدم در سطح میماندند و پرداختها به مقوله زنان در آنها ابتدایی بود. ازسویی، من یک بازیگرم و در حیطه کارگردانی و نویسندگی نیز فعالیتی نداشتهام که بخواهم بگویم خودم جریانسازی کنم. یک موضوعی که مورد توجهم بوده اینکه دلم میخواست اگر قرار است در نمایشی به مسائل زنان نگاه شود، شخصیتی که از «زن» در آنها ترسیم میشود، عمق داشته باشد؛ اتفاقیکه در بعضی از رمانهایی که میخوانم بهدرستی میافتد و ما با تصویری از یک زن متفکر، موفق، فعال و پویا در خانه و در اجتماع مواجهیم. بهنظر من باید کارهایی بسازیم تا تجلی «زن» در آن نمود داشته باشد و نه صرفاً مواجهه و دوئلی بین مردان و زنان باشد. بهنظرم معمولاً دو سر یک طیف را نشان میدهیم؛ یعنی یا مدام از زنان تباهشده، فلکزده و بدبخت حرف میزنیم یا زنانیکه نگاهشان به کسب جایگاه اجتماعی، با هویتهای پوچ گره خورده و دنبال ظاهرسازی هستند. احساس میکنم تئاتر میتواند نمایانگر توانایی زنان باشد و در مورد آن فرهنگسازی کند و وجهه درست و منطقی آن را بهجامعه منتقل کند و در سویی دیگر هم از بروز خشونتهای انباشته و پنهان نسبت به آنان جلوگیری کند. بهنظرم لزومی هم ندارد که مشکلات و مسائل حتماً ازسوی یک نگاه زنانه مطرح شود؛ چون ممکن است اگر خانمی بهفرض بعد از مشقات فراوان بتواند نمایشی را روی صحنه ببرد، فیلمی را بسازد یا متنی را دراینزمینه بنویسد، بهخاطر آنچه برایش رخ داده یا تجربیاتی که از سر گذرانده تا با دشواری جایگاه تازهای پیدا کند، محصولی که ارائه میدهد ناشی از همین نگاه و بیان فقط رنج و تیرگی باشد و آنچه از ذهن او بیرون میآید، شعارزده خواهد بود. معتقدم خوب است کارهایی درهرزمینه از هنر و البته تئاتر ساخته شود با رویکرد فرهنگسازی و تغییر نگاهها؛ اما از نوع خوب و سازنده. اگر این اتفاق نیفتد؛ باز شاهد تکرار کلیشههای رایج خواهیم شد و ممکن است حتی نتیجه معکوس عایدمان شود. در کارنامه کاری خودم نمایشی بود بهنام «تروکاژ» که نقشم در آن (طلا) را خیلی دوست داشتم و بهنظرم میتوان گفت زنی تأثیرگذار در یک فضای نمایشی بود یا در نمایش «14/3» که البته فضایی شیرین و کمدی داشت؛ اما نقش «نازار» در «رپرتاژ اندیشههای کال» برایم چیز دیگری است؛ دختری شهرستانی که سعی میکند از شرایط دشواری که بر او گذشته، سربلند بیرون بیاید و زندگی دوبارهای برای خودش تعریف میکند؛ این نقش برایم نمونهای از یک زن قدرتمند بود. هرچند اگر بانگاهیبه کارنامهام بخواهم بگویم در قامت یک بازیگر آیا توانستهام دین خود را به جامعه زنان ادا کنم و در تبیین یک نگاه درست به شخصیت زن قدم برداشته باشم، میتوانم بگویم با نقش یک مادر در نمایش «فیلم خانوادگی» (که بعدها نسخهای سینمایی از آن متن باعنوان «ما همه خوبیم» ساخته شد) چنینکاری کردم؛ زنی ناشنوا که متأهل بوده و فرزندی دارد و بهرغم محدودیتی که نقص عضو برایش ایجاد کرده؛ اما در جامعه زندگی میکند و یک «زن» است.
بازیگر تئاتر
چندسالپیش «بیوههای غمگین سالار جنگ» را دیدم و نمایشی بهکارگردانی سوسن پرور باعنوان «هایلایت» که شاید بتوان گفت نمایشهایی بودند با دغدغه و موضوعاتی پیرامون زنان. همیشه با خود فکر میکردم که فرصت خوبی خواهد بود اگر بتوانم در آثاری با این موضوعات کار کنم اما بعدازمدتی از این ایده منصرف شدم چون معمولاً کارهایی که میدیدم در سطح میماندند و پرداختها به مقوله زنان در آنها ابتدایی بود. ازسویی، من یک بازیگرم و در حیطه کارگردانی و نویسندگی نیز فعالیتی نداشتهام که بخواهم بگویم خودم جریانسازی کنم. یک موضوعی که مورد توجهم بوده اینکه دلم میخواست اگر قرار است در نمایشی به مسائل زنان نگاه شود، شخصیتی که از «زن» در آنها ترسیم میشود، عمق داشته باشد؛ اتفاقیکه در بعضی از رمانهایی که میخوانم بهدرستی میافتد و ما با تصویری از یک زن متفکر، موفق، فعال و پویا در خانه و در اجتماع مواجهیم. بهنظر من باید کارهایی بسازیم تا تجلی «زن» در آن نمود داشته باشد و نه صرفاً مواجهه و دوئلی بین مردان و زنان باشد. بهنظرم معمولاً دو سر یک طیف را نشان میدهیم؛ یعنی یا مدام از زنان تباهشده، فلکزده و بدبخت حرف میزنیم یا زنانیکه نگاهشان به کسب جایگاه اجتماعی، با هویتهای پوچ گره خورده و دنبال ظاهرسازی هستند. احساس میکنم تئاتر میتواند نمایانگر توانایی زنان باشد و در مورد آن فرهنگسازی کند و وجهه درست و منطقی آن را بهجامعه منتقل کند و در سویی دیگر هم از بروز خشونتهای انباشته و پنهان نسبت به آنان جلوگیری کند. بهنظرم لزومی هم ندارد که مشکلات و مسائل حتماً ازسوی یک نگاه زنانه مطرح شود؛ چون ممکن است اگر خانمی بهفرض بعد از مشقات فراوان بتواند نمایشی را روی صحنه ببرد، فیلمی را بسازد یا متنی را دراینزمینه بنویسد، بهخاطر آنچه برایش رخ داده یا تجربیاتی که از سر گذرانده تا با دشواری جایگاه تازهای پیدا کند، محصولی که ارائه میدهد ناشی از همین نگاه و بیان فقط رنج و تیرگی باشد و آنچه از ذهن او بیرون میآید، شعارزده خواهد بود. معتقدم خوب است کارهایی درهرزمینه از هنر و البته تئاتر ساخته شود با رویکرد فرهنگسازی و تغییر نگاهها؛ اما از نوع خوب و سازنده. اگر این اتفاق نیفتد؛ باز شاهد تکرار کلیشههای رایج خواهیم شد و ممکن است حتی نتیجه معکوس عایدمان شود. در کارنامه کاری خودم نمایشی بود بهنام «تروکاژ» که نقشم در آن (طلا) را خیلی دوست داشتم و بهنظرم میتوان گفت زنی تأثیرگذار در یک فضای نمایشی بود یا در نمایش «14/3» که البته فضایی شیرین و کمدی داشت؛ اما نقش «نازار» در «رپرتاژ اندیشههای کال» برایم چیز دیگری است؛ دختری شهرستانی که سعی میکند از شرایط دشواری که بر او گذشته، سربلند بیرون بیاید و زندگی دوبارهای برای خودش تعریف میکند؛ این نقش برایم نمونهای از یک زن قدرتمند بود. هرچند اگر بانگاهیبه کارنامهام بخواهم بگویم در قامت یک بازیگر آیا توانستهام دین خود را به جامعه زنان ادا کنم و در تبیین یک نگاه درست به شخصیت زن قدم برداشته باشم، میتوانم بگویم با نقش یک مادر در نمایش «فیلم خانوادگی» (که بعدها نسخهای سینمایی از آن متن باعنوان «ما همه خوبیم» ساخته شد) چنینکاری کردم؛ زنی ناشنوا که متأهل بوده و فرزندی دارد و بهرغم محدودیتی که نقص عضو برایش ایجاد کرده؛ اما در جامعه زندگی میکند و یک «زن» است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7763/16/590804/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















