درباره صدرالدین زاهد به بهانه اجرای نمایش «افسانه ببر»
پر و پیمان مثل نقالی
عماد سالکی
کارگردان تئاتر
وقتی بحث از تئاتر ایران به میان میآید بیاختیار نام بزرگان این عرصه از ذهن میگذرد و چهرههایی صاحبنام که تئاتر ایران به اشکال مختلف مدیون حضور، زحمت و عرقریزان آنها در صحنه است. نامهایی از دیروز تا امروز مثل عبدالحسین نوشین، شاهین سرکیسیان، حمید سمندریان، مهین و مصطفی اسکویی، پری صابری، عباس جوانمرد، رکنالدین خسروی، آربی آوانسیان، علی رفیعی، بهرام بیضایی و بسیاری دیگر که نام و هویت هنر تئاتر را برای نسل امروز سرپا نگاه داشتهاند تا نسل امروز بتوانند گنجینهای پربها دراختیار داشته باشد به نام تئاتر. با تعریف تئاتر همگی آشنا هستیم اما اگر بخواهیم خلاصهای از ذات این هنر را در چند سطر کوتاه بیان کنیم حتماً اصلیترین تعریف این است که تئاتر، هنری است پویا و به گرمای نفس و حضور تماشاگران زنده. امروز در این شرایط که کرونا آزادی این تنفس را با چارچوبهای معین و مشخص محدود کرده اما هنوز هم هستند استادانی گرانبها که در کنار جوانان تئاتری، کار روی صحنه میبرند و نمیگذارند چراغ تئاتر خاموش شود. یکی از این نامهای عزیز، صدرالدین زاهد است که این روزها، نمایش «افسانه ببر» را روی صحنه دارد و تمام سختیها و محدودیتها را قبول کرده تا بههمه ما بیاموزد که هنر تئاتر را باید روی صحنه جستوجو کرد نه جای دیگر. استادی که رنگ و بوی همان دوران طلایی تئاتر را میدهد و ما را یاد کارگاه نمایش و گروه بازیگران شهر میاندازد. نام صدرالدین زاهد یادآور بینالمللی بودن و شهره بودن تئاتر ایران است و تداعیکننده همکاریاش با پیتر بروک و آنچه ذکرش بسیار طولانی خواهد بود. درک زاهد و آثارش، درک دورانی است که تئاتر ایران در اوج شکوفایی خود بود و این دوره حالا به امروز رسیده و با وجود چنین چهرههای درخشانی است که هنر نمایش به پیش میرود، وسیعتر میشود و پروپیمانتر. وقتی او با این کولهبار تجربه و با این همه دانش و خستگیناپذیری ادامه میدهد و هنوز در این سن و در این شرایط، کار روی صحنه میبرد ما درس میگیریم که هنر عشق است و روز خوب و بد نمیشناسد. یاد میگیریم که خسته نشویم و بهجای حرف زدن، کار کنیم. تئاتر عشقی است که عاشقاناش میدانند و صدرالدین زاهد یکی از این عاشقهاست. زاهد، با نمایشنامه «افسانه ببر» در طول اقامتش در فرانسه آشنا شد و به آن علاقه پیدا کرد. متن ساختاری شبیه نقالی دارد و خیلی نزدیک به نقالی و آیین سخنوری و شیوههای شاهنامهخوانی ایرانی است.
داریو فو معمولاً سوژهای برای نوشتن نمایشنامه انتخاب میکند و در برابر تماشاچیها و در اجرا آن را بسط و گسترش میدهد و به مرور زمان که متن گسترش پیدا میکند اجراها هم ساختاری متفاوت از هم پیدا میکند. حتی خیلی وقتها از« فو» میخواستند این نمایشنامهها را چاپ کند و او هم این کار را انجام میداد اما بعدا دوباره روی سوژه یا نمایشنامه کار میکرد و طبیعی است بیشتر آثار فو با متون اولیه آن تفاوتهای زیادی دارد. زاهد هم در اجرای خود که ترجمه و اقتباساش را خودش انجام داده دقیقاً همین کار را میکند و همه اینها باعث میشود که هر اجرا، اجرایی متفاوت از دیگر اجراهایش باشد و او در هر کدام از این اجراها، ظرفیت و پتانسیل بالا و نبوغ خود را در تئاتر نشان میدهد و همینهاست که صدرالدین زاهد را برجسته و یگانه در دل تئاتر زنده نگاه خواهد داشت.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7770/16/591460/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















