بعثت زمینه ساز تحول درونی افراد
اسماعیل علوی
دبیر گروه پایداری
بعثت پیامبر اسلام یکی از وقایع مهم تاریخ بشریت است که نشانههای اهمیت و عظمت آن از همان ابتدا در تغییر رذایل اخلاقی میان اعراب شبهجزیره عربستان به فضایل انسانی به وضوح دیده شد. حضرت محمد(ص) در محیطی به نبوت مبعوث شد که مردمان آن دیار به انواع آلودگیهای اعتقادی و اخلاقی مبتلا بودند وامکانات ظاهری برای تبلیغ و پیشبرد دعوت رسالت اسلام برای پیامبر نوظهور نه تنها مهیا نبود بلکه با کارشکنیها ومخالفتهای گسترده و وسیعی از سوی جامعه شبه جزیره عربستان نیز روبه رو بود. با وجود این رسالت محمدی(ص) توانست درکوتاه زمانی بسیاری از عادات زشت و ناپسند را از جامعه اعراب آن روز زدوده و به جای آنها روشها و رفتار پسندیده و خویهای ارزشمند انسانی را جایگزین کند.
امیرالمؤمنین علی(ع) ضمن خطبهای دوران قبل از بعثت پیامبر اسلام را اینگونه توصیف میکند: «خداوند پیامبر(ص) را زمانی فرستاد که مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در جهل و فساد غوطهور، هوی و هوسهای سرکش آنان را به سوی خود جذب کرده، تکبر و خودخواهی از مسیرحق دورشان ساخته و جهل و نادانی آنان را سبک مغز بار آورده بود و در کارهای خود مضطرب و حیران و به جهل و نادانی مبتلا بودند. در این مقطع پیامبر اسلام(ص) درنصیحت و دلسوزی برای آنان کوشش کرد و آنان را به راه راست رهنمون شد و به سوی حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت کرد. (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 94، 282)
مردم شبه جزیره عربستان به دلایل گمراهی و اعتیاد به فساد با رسالت اسلامی هماهنگ نبوده و موانع بسیاری برسر راه دعوت رسول خدا(ص) ایجاد کرده و به شکلهای مختلف کارشکنی میکردند. ضرب و زجر و شکنجه و اقدام به قتل ایمانآورندگان به اسلام و تهمت و نسبتهای ناروا به مسلمانان، بهانهجویی و محاصره اقتصادی و حصر در شعب ابی طالب و آوارگی و جنگ افروزی علیه گروندگان به آیین اسلام، نمونهای از رفتار آن روز اعراب شبه جزیره با جمعیت مسلمان بود. با وجود این رسالت نبوی از شهر مکه فراتر رفته و زندگی فردی و اجتماعی مردمان بسیاری از کره ارض را تحت تأثیر قرار داد. درمقایسه اوضاع فرهنگی جوامع انسانی بویژه جامعه بدوی اعراب شبه جزیره، قبل از بعثت با بعد از آن و تغییرات شگرفی که در میان آنان بهوجود آمد، میتوان از این تحول بهعنوان یک معجزه بزرگ یاد کرد و بعد از قرآن کریم آن را مهمترین و پردامنهترین معجزه رسول گرامی اسلام(ص) دانست؛ موضوعی که حضرت محمد(ص) خود نیز بدان اشاره میکند. آن هنگامی که چهل نفر از یهود نزد آن حضرت آمدند و با ایشان پیرامون رسالت و نبوت او به مناظره با پیامبر پرداختند. رسول اکرم(ص) بهعنوان یکی از نشانههای مأموریت الهی خویش به این موضوع اشاره کرده و میفرماید: «خداوند متعال به من امتیازاتی داده که به سایر پیامبران عطا نکرده است. نوح در میان قوم خود به پا خاست و ایشان را نهصد سال دعوت به رسالت خویش کرد. اما جز گروه اندکی به ایشان ایمان نیاوردند، حال آنکه در دوران کوتاه عمر من گروه زیادی دعوتم را پذیرفتند و از من پیروی کردند.به قدری که در دوران طولانی عمر نوح به او نگرویدند.» (بحارالأنوار، ج16/320)
این موضوع نشان از ظرفیتهای شریعت خاتم داشته و معرف اساس دعوت رسول گرامی اسلام(ص) که قادر بر دگرگونی خصلتهای درونی انسان است. این دعوت بر ایمان به خداوند یکتا و عقیده به روز رستاخیز و تلاش برای راهیابی به مراحل رشد معنوی و کمال انسانی در طول حیات دنیایی استوار است. از این رو میتوان بعثت پیامبر اسلام(ص) را زمینهساز تحول درونی افراد به شمار آورد. تحولی که از مردمی خشن و نادان که دختران خود را تنها به جرم دخترزاده شدن زنده به گور میکردند، مردمانی دارای عواطفی زنده و قوی با روحیه الفت و دوستی با یکدیگر ساخت. تا آنجا که در شرایط سخت، دیگری را برخود ترجیح داده و آماده ایثار و از خودگذشتگی بودند. اینگونه بود که مردمی خودخواه، برتری طلب، پیرو تمایلات و خواستههای بدون حد و مرز خود که چنان افسارگسیخته رفتار میکردند که هیچ قانون و انضباط اجتماعی نزد آنان ارزش و اعتبار نداشت و هرج و مرج همه جا حکمفرما بوده و منطق زور امنیت را از جامعه سلب کرده بود، با معجزه بعثت و ایمان و تقوای الهی در خلوت و جلوت وادار به تبعیت از صلاحدیدهای عقل، انصاف و وجدان شده و تن به نظم و انتظام در شکل قانون و مقررات اجتماعی دادند.
دبیر گروه پایداری
بعثت پیامبر اسلام یکی از وقایع مهم تاریخ بشریت است که نشانههای اهمیت و عظمت آن از همان ابتدا در تغییر رذایل اخلاقی میان اعراب شبهجزیره عربستان به فضایل انسانی به وضوح دیده شد. حضرت محمد(ص) در محیطی به نبوت مبعوث شد که مردمان آن دیار به انواع آلودگیهای اعتقادی و اخلاقی مبتلا بودند وامکانات ظاهری برای تبلیغ و پیشبرد دعوت رسالت اسلام برای پیامبر نوظهور نه تنها مهیا نبود بلکه با کارشکنیها ومخالفتهای گسترده و وسیعی از سوی جامعه شبه جزیره عربستان نیز روبه رو بود. با وجود این رسالت محمدی(ص) توانست درکوتاه زمانی بسیاری از عادات زشت و ناپسند را از جامعه اعراب آن روز زدوده و به جای آنها روشها و رفتار پسندیده و خویهای ارزشمند انسانی را جایگزین کند.
امیرالمؤمنین علی(ع) ضمن خطبهای دوران قبل از بعثت پیامبر اسلام را اینگونه توصیف میکند: «خداوند پیامبر(ص) را زمانی فرستاد که مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در جهل و فساد غوطهور، هوی و هوسهای سرکش آنان را به سوی خود جذب کرده، تکبر و خودخواهی از مسیرحق دورشان ساخته و جهل و نادانی آنان را سبک مغز بار آورده بود و در کارهای خود مضطرب و حیران و به جهل و نادانی مبتلا بودند. در این مقطع پیامبر اسلام(ص) درنصیحت و دلسوزی برای آنان کوشش کرد و آنان را به راه راست رهنمون شد و به سوی حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت کرد. (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 94، 282)
مردم شبه جزیره عربستان به دلایل گمراهی و اعتیاد به فساد با رسالت اسلامی هماهنگ نبوده و موانع بسیاری برسر راه دعوت رسول خدا(ص) ایجاد کرده و به شکلهای مختلف کارشکنی میکردند. ضرب و زجر و شکنجه و اقدام به قتل ایمانآورندگان به اسلام و تهمت و نسبتهای ناروا به مسلمانان، بهانهجویی و محاصره اقتصادی و حصر در شعب ابی طالب و آوارگی و جنگ افروزی علیه گروندگان به آیین اسلام، نمونهای از رفتار آن روز اعراب شبه جزیره با جمعیت مسلمان بود. با وجود این رسالت نبوی از شهر مکه فراتر رفته و زندگی فردی و اجتماعی مردمان بسیاری از کره ارض را تحت تأثیر قرار داد. درمقایسه اوضاع فرهنگی جوامع انسانی بویژه جامعه بدوی اعراب شبه جزیره، قبل از بعثت با بعد از آن و تغییرات شگرفی که در میان آنان بهوجود آمد، میتوان از این تحول بهعنوان یک معجزه بزرگ یاد کرد و بعد از قرآن کریم آن را مهمترین و پردامنهترین معجزه رسول گرامی اسلام(ص) دانست؛ موضوعی که حضرت محمد(ص) خود نیز بدان اشاره میکند. آن هنگامی که چهل نفر از یهود نزد آن حضرت آمدند و با ایشان پیرامون رسالت و نبوت او به مناظره با پیامبر پرداختند. رسول اکرم(ص) بهعنوان یکی از نشانههای مأموریت الهی خویش به این موضوع اشاره کرده و میفرماید: «خداوند متعال به من امتیازاتی داده که به سایر پیامبران عطا نکرده است. نوح در میان قوم خود به پا خاست و ایشان را نهصد سال دعوت به رسالت خویش کرد. اما جز گروه اندکی به ایشان ایمان نیاوردند، حال آنکه در دوران کوتاه عمر من گروه زیادی دعوتم را پذیرفتند و از من پیروی کردند.به قدری که در دوران طولانی عمر نوح به او نگرویدند.» (بحارالأنوار، ج16/320)
این موضوع نشان از ظرفیتهای شریعت خاتم داشته و معرف اساس دعوت رسول گرامی اسلام(ص) که قادر بر دگرگونی خصلتهای درونی انسان است. این دعوت بر ایمان به خداوند یکتا و عقیده به روز رستاخیز و تلاش برای راهیابی به مراحل رشد معنوی و کمال انسانی در طول حیات دنیایی استوار است. از این رو میتوان بعثت پیامبر اسلام(ص) را زمینهساز تحول درونی افراد به شمار آورد. تحولی که از مردمی خشن و نادان که دختران خود را تنها به جرم دخترزاده شدن زنده به گور میکردند، مردمانی دارای عواطفی زنده و قوی با روحیه الفت و دوستی با یکدیگر ساخت. تا آنجا که در شرایط سخت، دیگری را برخود ترجیح داده و آماده ایثار و از خودگذشتگی بودند. اینگونه بود که مردمی خودخواه، برتری طلب، پیرو تمایلات و خواستههای بدون حد و مرز خود که چنان افسارگسیخته رفتار میکردند که هیچ قانون و انضباط اجتماعی نزد آنان ارزش و اعتبار نداشت و هرج و مرج همه جا حکمفرما بوده و منطق زور امنیت را از جامعه سلب کرده بود، با معجزه بعثت و ایمان و تقوای الهی در خلوت و جلوت وادار به تبعیت از صلاحدیدهای عقل، انصاف و وجدان شده و تن به نظم و انتظام در شکل قانون و مقررات اجتماعی دادند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7861/32/604689/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
































