مروری بر مطبوعات طنز ایران

مالیات از بوق


بهزاد توفیق‌فر
راننده سرویس اداره ما عقیده دارد که نباید از سلبریتی‌ها مالیات بگیرند. او هرروز صبح که ما را به اداره می‌رساند، سرفصل دلایل خود را برای بیچاره و طفلکی بودن سلبریتی‌ها و هنرپیشه‌ها و اینفلوئنسرها، با صدای بلند می‌گوید و عصرها موقع برگشتن، درباره همان عناوین توضیح می‌دهد و در پایان هم پرسش و پاسخ در صندلی کنار و پشتی راننده، برگزار می‌شود. البته من اغلب در سرویس، خواب هستم. اما تا جایی که جسته و گریخته و در میان صدای اگزوز مینی‌بوس و ترافیک، به گوشم خورده، چکیده نظر ایشان (یعنی راننده سرویس ما) این است که: مثلاً همین هنرپیشه‌هه که خیلی به چشم خواهری... من سگ هستم... پاکوتاه... فرش قرمز جشنواره فیلم فجر... بوووق... ابروکمون، چشم عسلی... سه بار طلاق موفق... رفت کانادا زایید... می‌خوام بیام... آقا رد شدی... وزارت ارشاد... پیاده... بوووق... میشم... لوازم آرایش و کلاه‌گیس... پول خون باباشون... میخام بشم دومادتون... سگ و گربه و تمساح... اشک میریزن و جیغ میزنن... مالیات که نباید بگیرن هیچ... نگو نمیشه، نگو نمی‌خوای... آقای راننده از ایستگاه رد شدی بابا!
در اینجا من پیاده شدم. خودتان، ترانه و صدای ترافیک و بوق را از وسط شنیده‌های من حذف کنید، ببینید چیزی از توی آن درمی‌آید یا نه. این کارتون را هم ما از سالنامه نوروز 1344 توفیق درآوردیم.



آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7869/30/606155/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها