زنان شاغل در بخش خانگی و توسعه اقتصادی
مریم طالشی
گزارش نویس
یکی از شاخصهای توسعه اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی مولد است که طبعاً باید در تمام بخشها در نظر گرفته شود. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه و نیروی مولد، نقش مهمی در افزایش انباشت سرمایه و در نتیجه رشد اقتصادی دارند و این نقش در شرایطی که کشورها در رقابتی تنگاتنگ برای توسعه اقتصادی قرار دارند، غیرقابل انکار است.
طبیعی است زنان شاغل در بخشهای دولتی و خصوصی چنین نقشی را به سبب تعریف مشخص که از شغلشان وجود دارد، ایفا میکنند اما در رابطه با زنانی که شغل خانگی دارند، مولد بودن با چالشهای زیادی مواجه میشود. به عنوان مثال آیا زنانی که مشاغل خانگی دارند، به صورت مداوم به تولید و کسب درآمد مشغولند و یا تنها در دورههایی به این کار اشتغال دارند؟ آیا تولیدات آنها قابلیت سرمایهگذاری و گسترش کسب و کار در ابعاد کارگاهی و صنعتی را دارد یا خیر؟ و سؤال اصلی اینکه آیا اساساً میتوان آنها را نیروی مولد به حساب آورد یا خیر؟ حال در نظر بگیرید که شرایطی مثل پاندمی هم بر فعالیت این زنان اثر گذاشته باشد.
در شرایطی که دنیا به دلیل پاندمی به سمت فعالیتهای آنلاین پیش رفته است، طبعاً منطقی به نظر میرسد که زنان شاغل در بخش خانگی نیز که تا پیش از این از امکان فروش مستقیم تولیداتشان در اماکنی همچون نمایشگاههای دورهای بهره میجستند، فعالیتهای خود را به صورت آنلاین ادامه دهند و به کسب درآمد بپردازند.
اینجاست که بین زنان دارای امکان دسترسی به امکانات فضای مجازی و آنها که چنین امکانی را در دسترس ندارند، تمایزی ایجاد میشود که در افزایش درآمد آنها تأثیر بسزایی دارد.
به بیان دیگر، شرایط پاندمی و قطع دسترسی گروهی از زنان به امکان فروش، مستقیم و چهرهبهچهره عملاً آنها را از عرصه تولید خارج میکند و از چرخه توسعه اقتصادی بیرون میراند. حال آنکه تولیدات برخی از این زنان میتواند در صورت معرفی صحیح و دارا بودن ابزار کارآمد قابلیت صادرات و ارزآوری داشته باشد. نمونهاش تولیدات دستی زنان بلوچ که در بخش صنایع دستی میتواند دارای ارزش بالایی در صادرات بویژه به کشورهای اروپایی و حوزه خلیج فارس باشد.
با این حال از جمله بیشترین کسانی که از این شرایط ضربه دیدهاند، همان زنان ساکن در سیستان و بلوچستان بودهاند که چند سالی است با حمایت گروههای مردم نهاد توانستهاند هنر خود را در سراسر کشور معرفی کنند و تا حدودی به بازارهای داخلی راه یابند، خصوصاً در زمانهایی خاص مثل آستانه نوروز تولیدات این زنان در نمایشگاههای بهاره بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
در شرایطی که دسترسی این زنان به اینترنت و امکانات فضای مجازی در هرحال با مشکل مواجه بوده و هست، کرونا هم طی دو سال گذشته این نمایشگاههای دورهای را به تعطیلی کشاند و آنها را با مشکلات معیشتی مواجه کرد. در واقع همان درآمد اندکی که در چند سال گذشته از طریق فروش صنایع دستی نصیب این زنان میشد، از دست رفت و جایگزینی برای آن پیدا نشد.
با وجود آنکه امسال این زنان توانستند در معدود نمایشگاههایی که سبک شدن شرایط کرونایی اجازه برگزاری آن را میداد شرکت کنند، اما بعد از این مدت دوری و با عدم اطمینان به اتفاقات آینده، آنها در مواجهه با کسب درآمد و آتیه شغلی خود نگرانیهای زیادی دارند که بیشترین آن قطع ارتباط کامل آنها با چرخه مولد بودن است که به جهت در اختیار نداشتن امکانات زیرساختی از یک سو و دوری از بازارهای واقعی فروش از سوی دیگر است.
در این شرایط لزوم ایجاد بازارچههایی دائمی برای عرضه و فروش تولیدات این زنان ضروری به نظر میرسد؛ بازارچههایی که با کمک دولت و نهادهای ذیربط همچون شهرداریها در اختیار این زنان که عموماً سرپرست خانوار هستند قرار داده شود تا اطمینان خاطر آنها از جهت فروش محصولات حاصل شود.
در صورت فراهم شدن چنین امکاناتی میتوان تصویر واضحتری از زنان شاغل در بخش خانگی داشت و آنها را جزو نیروهای مولد جامعه به حساب آورد که در توسعه اقتصادی سهیم هستند.
گزارش نویس
یکی از شاخصهای توسعه اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی مولد است که طبعاً باید در تمام بخشها در نظر گرفته شود. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه و نیروی مولد، نقش مهمی در افزایش انباشت سرمایه و در نتیجه رشد اقتصادی دارند و این نقش در شرایطی که کشورها در رقابتی تنگاتنگ برای توسعه اقتصادی قرار دارند، غیرقابل انکار است.
طبیعی است زنان شاغل در بخشهای دولتی و خصوصی چنین نقشی را به سبب تعریف مشخص که از شغلشان وجود دارد، ایفا میکنند اما در رابطه با زنانی که شغل خانگی دارند، مولد بودن با چالشهای زیادی مواجه میشود. به عنوان مثال آیا زنانی که مشاغل خانگی دارند، به صورت مداوم به تولید و کسب درآمد مشغولند و یا تنها در دورههایی به این کار اشتغال دارند؟ آیا تولیدات آنها قابلیت سرمایهگذاری و گسترش کسب و کار در ابعاد کارگاهی و صنعتی را دارد یا خیر؟ و سؤال اصلی اینکه آیا اساساً میتوان آنها را نیروی مولد به حساب آورد یا خیر؟ حال در نظر بگیرید که شرایطی مثل پاندمی هم بر فعالیت این زنان اثر گذاشته باشد.
در شرایطی که دنیا به دلیل پاندمی به سمت فعالیتهای آنلاین پیش رفته است، طبعاً منطقی به نظر میرسد که زنان شاغل در بخش خانگی نیز که تا پیش از این از امکان فروش مستقیم تولیداتشان در اماکنی همچون نمایشگاههای دورهای بهره میجستند، فعالیتهای خود را به صورت آنلاین ادامه دهند و به کسب درآمد بپردازند.
اینجاست که بین زنان دارای امکان دسترسی به امکانات فضای مجازی و آنها که چنین امکانی را در دسترس ندارند، تمایزی ایجاد میشود که در افزایش درآمد آنها تأثیر بسزایی دارد.
به بیان دیگر، شرایط پاندمی و قطع دسترسی گروهی از زنان به امکان فروش، مستقیم و چهرهبهچهره عملاً آنها را از عرصه تولید خارج میکند و از چرخه توسعه اقتصادی بیرون میراند. حال آنکه تولیدات برخی از این زنان میتواند در صورت معرفی صحیح و دارا بودن ابزار کارآمد قابلیت صادرات و ارزآوری داشته باشد. نمونهاش تولیدات دستی زنان بلوچ که در بخش صنایع دستی میتواند دارای ارزش بالایی در صادرات بویژه به کشورهای اروپایی و حوزه خلیج فارس باشد.
با این حال از جمله بیشترین کسانی که از این شرایط ضربه دیدهاند، همان زنان ساکن در سیستان و بلوچستان بودهاند که چند سالی است با حمایت گروههای مردم نهاد توانستهاند هنر خود را در سراسر کشور معرفی کنند و تا حدودی به بازارهای داخلی راه یابند، خصوصاً در زمانهایی خاص مثل آستانه نوروز تولیدات این زنان در نمایشگاههای بهاره بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
در شرایطی که دسترسی این زنان به اینترنت و امکانات فضای مجازی در هرحال با مشکل مواجه بوده و هست، کرونا هم طی دو سال گذشته این نمایشگاههای دورهای را به تعطیلی کشاند و آنها را با مشکلات معیشتی مواجه کرد. در واقع همان درآمد اندکی که در چند سال گذشته از طریق فروش صنایع دستی نصیب این زنان میشد، از دست رفت و جایگزینی برای آن پیدا نشد.
با وجود آنکه امسال این زنان توانستند در معدود نمایشگاههایی که سبک شدن شرایط کرونایی اجازه برگزاری آن را میداد شرکت کنند، اما بعد از این مدت دوری و با عدم اطمینان به اتفاقات آینده، آنها در مواجهه با کسب درآمد و آتیه شغلی خود نگرانیهای زیادی دارند که بیشترین آن قطع ارتباط کامل آنها با چرخه مولد بودن است که به جهت در اختیار نداشتن امکانات زیرساختی از یک سو و دوری از بازارهای واقعی فروش از سوی دیگر است.
در این شرایط لزوم ایجاد بازارچههایی دائمی برای عرضه و فروش تولیدات این زنان ضروری به نظر میرسد؛ بازارچههایی که با کمک دولت و نهادهای ذیربط همچون شهرداریها در اختیار این زنان که عموماً سرپرست خانوار هستند قرار داده شود تا اطمینان خاطر آنها از جهت فروش محصولات حاصل شود.
در صورت فراهم شدن چنین امکاناتی میتوان تصویر واضحتری از زنان شاغل در بخش خانگی داشت و آنها را جزو نیروهای مولد جامعه به حساب آورد که در توسعه اقتصادی سهیم هستند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7869/19/606227/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
































