پرخاشگری؛ از مؤلفه هیجانی تا شناختی/۶

کافی است بخواهید که چنین نباشید


آزاده سهرابی
روانشناس
می‌گفت: بیشتر وقت‌هایی که رانندگی می‌کنم در حال غر زدن و گاهی فریاد زدن سر کسانی هستم که اصلاً معلوم نیست چطور گواهینامه گرفته‌اند. بدون راهنما می‌پیچند جلوی تو. یک‌دفعه روی ترمز می‌زنند. چراغ سبز شده اما معلوم نیست حواسشان کجاست. این رفتارها بشدت مرا به‌هم می‌ریزد. جدیداً دخترم که ۱۴ سالش است به من مدام گوشزد می‌کند که خیلی موقع رانندگی بی‌اعصاب هستم.
می‌گفت: خیلی دوست دارم خونسرد باشم اما واقعاً واکنش‌هایم ناگهانی است.
موضوع این فرد و این عصبانیت که هفته گذشته هم منجر به یک دعوای کوچک در خیابان با راننده خودروی دیگری بود چیست؟ چقدر حق دارد در مقابل کسانی که قوانین را رعایت نمی‌کنند عصبانی باشد؟ چقدر از رفتارهای معترضانه و گاه پرخاشگرانه دست خودش است؟ چقدر می‌توان روی اینکه دوست دارد خونسرد باشد می‌توان حساب کرد؟ اگر او به همین روال ادامه دهد چقدر می‌تواند مطمئن باشد رفتار بعدی‌اش با یک راننده خودرو به یک تأسف عمیق‌تر و دعوایی خارج از کنترل نکشد؟
یکی از نکته‌هایی که در قدم اول درمان پرخاشگری مهم است، دیدن و توجه به این است که رفتار ما ناسازگار شده است. شاید توجه به گوشزد اطرافیان مثل دختر این فرد کمک کننده باشد. وقتی ما در یک موقعیت مثل رانندگی انگار مدام در حال واکنش هیجانی هستیم احتمال اینکه این هیجانات در باقی موقعیت‌های زندگی هم تنظیم نباشد زیاد است. شاید بد نیست با نگاه نقادانه به خودمان نگاه کنیم. هر چند شرط اول داشتن نگاهی نقادانه به خود و یک خودپایی، این است که تسلطی نسبی بر چرخه هیجان و رفتار و شناخت داشته باشیم که در شماره‌های قبلی این ستون در هفته گذشته بخشی از این دانش را به اشتراک گذاشتیم.
اگر قادر بودید با این مرور به این نتیجه برسید که گویی پرخاشگری در زندگی روزمره شما دارد دردسر می‌شود و مایل به تغییر آن هستید در ادامه چند راهکار را به شما می‌گویم:
هیجان در بسیاری مواقع قبل از آنکه شما به آن آگاه باشید چرخه خود را راه انداخته است. در هر کجای این چرخه متوجه شدید که الگوی همیشگی خود را تکرار می‌کنید آگاهانه آن را متوقف کنید. در هر نقطه از رفتار پرخاشگرانه اعم از غر زدن یا تخریب طرف مقابل یا فریاد یا خراب کردن اعصاب اطرافیان هستید متوقف شوید حتی اگر معتقدید کاملاً حق با شماست. اینجا مسأله درست و غلط بودن تجربه خشم نیست هدف تغییر و توقف رفتار پرخاشگرانه است. توقف کنید و اجازه بدهید چرخه را بشکنید. ترک موقعیت یا انحراف فکر اینجا کمک می‌کند. بعد از مدتی اما برگردید در ذهن‌تان و آن موقعیت را مرور کنید. واقعاً کدام حرف و کدام رفتار در آن موقعیت شما را آزار داده؟ حالا بگردید دنبال موقعیت‌های مشابهی که با آن حرف یا رفتار پریشان شده‌اید.
این گشتن در درون تجربیات گذشته به شما یاد می‌دهد ببینید آیا واقعاً آن موقعیت شما را برآشفته یا رنجش اصلی شما که پرخاش را به همراه آورده از جای دیگر و کس دیگر و موقعیتی دیگر است. از خودتان سؤال کنید واقعاً اینکه یک‌نفر با یک رفتار قانون شکنانه رانندگی می‌تواند چنین شما را به رفتار پرخاشگرانه وادارد، طبیعی است؟ شما چرا باید در برابر چنین رفتارهایی این‌میزان آرامش خودتان را بر هم بزنید؟ آیا درون شما فردی است که می‌خواهد همه چیز این جهان را در جای خود قرار دهد و روی همه محیط و آدم‌ها کنترل داشته باشد؟ کنترلگری و میل به کنترلگری یکی از مهمترین دلایل آغاز چرخه‌ای است که به پرخاشگری می‌رسد. اما شما چقدر بر رفتار خودتان کنترل دارید؟
یکی دیگر از راه‌ها برای تغییر اساسی در رفتار البته مراجعه به روان درمانگر است تا ریشه‌های هیجانات و احساسات خود را بشناسید. شاید خشم و پرخاشگری شما دردی عمیق‌تر را پنهان می‌کند ولی تا کی می‌خواهید به پنهانکاری از خودتان ادامه دهید؟
به اطرافیان‌تان گوش دهید. اگر بیش از یک نفر به شما می‌گوید پرخاش‌های شما داستانی دارد و آن را گوشزد می‌کند، اگر خودتان با نگاه صادقانه به خودتان متوجهش شده‌اید، بدانید غیرقابل تغییر نیست. کافی است بخواهید که چنین نباشید.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7869/32/606239/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها