وقتی کفگیر «یحیی» به ته دیگ «برانکو» رسید
طرحهایی «ممتاز» برای بازیکنانی «متوسط»
وصال روحانی
روزنامهنگار
صرفنظر از هر نتیجهای که در دیدار فردا شب پرسپولیس با نفت مسجد سلیمان در استان خوزستان حاصل میآید، باید پذیرفت پرسپولیس امسال کمتر نشانی از تیم مقتدری دارد که پنج سال پیاپی قهرمان لیگ برتر فوتبال کشور شد.
3 قهرمانی متوالی نخست را برانکو ایوانکوویچ کروات به دست آورد که مهندس اصلی و خالق واقعی تیم پرسپولیس در مقطع زمانی مورد اشاره و در یکی از طلاییترین دوران حیات این باشگاه بود و سپس گابریل کالدرون آرژانتینی و یحیی گل محمدی به اشتراک (هر کدام در یک نیم فصل) قهرمانی چهارم را در لیگ نوزدهم رقم زدند و پنجمین قهرمانی پیاپی سرخهای تهرانی در فصل 1400-1399 فقط با هدایت گل محمدی کسب شد. با این حال جدایی تدریجی و نوبتی شماری از بهترینهای پرسپولیس طی سه چهار فصل گذشته و جذب آنها به باشگاههای خارجی سرانجام اثر منفی خود را آشکار ساخت. این اثر به این سبب محسوس و تعیین کننده و تلخ بود که گل محمدی در راه استخدام نفراتی که باید جای «سفر کردهها» را میگرفتند، اغلب به بازیکنان متوسطی روی آورد که به هیچ روی با کیفیت افراد جدا شده برابری نمیکردند. طی این پروسه قرمزهای تهرانی امثال شجاع خلیلزاده، صادق محرمی، حسین کنعانیزادگان، احمد نوراللهی، علی علیپور، فرشاد احمدزاده، محمد نادری و البته علیرضا بیرانوند را به باشگاههای خارجی واگذار کردند و قبل از تمامی آنها مهدی طارمی را هم به صف لژیونرها افزوده بودند، به آنها بیفزایید. محسن مسلمان را که خود برانکو وی را نخواست، زیرا اینهافبک با تکنیک حاشیههای مضری داشت و همین طور سروش رفیعی و شایان مصلح را کالدرون در دوران کوتاه زمامداریاش طی اشتباهی بس بزرگ آنها را جواب کرد. یحیی هم که جای کالدرون را گرفت، هیچگاه به شکلی جدی و تأثیرگذار برای پس گرفتن این دو بازیکن اقدام نکرد و تلاش نصف و نیمه او برای بازپسگیری رفیعی (از سپاهان در نیم فصل امسال) نیز ثمری نبخشید. فراموش نکنیم که سرخها در پایان فصل پیش در تلاش برای حفظ شهریار مغانلو هم ناکام بودند و بازی قدرت و بهتر بگوییم «بازی پول» را به سپاهان باختند که بیشتر و بهتر توانست سانتا کلارای پرتغال را که مغانلو را در استخدام خود داشت، راضی به فسخ قرارداد این مهاجم کند و به این ترتیب تملک کامل او به باشگاه اصفهانی رسید و پرسپولیس نتوانست مهاجمی را نگه دارد که بهترین گلزنش در نیم فصل دوم لیگ بیستم بود.
گل محمدی البته برخی راههای جذب بازیکنان برتر مورد نظرش را به روی خود بسته میدید. «پنجره»های بسته و خالی بودن صندوق باشگاه از سرمایه کافی از این دست مشکلات بودند ولی برخی سلایق غیرایدهآل گل محمدی نیز مزید بر علت و سبب شد نفراتی برای پرکردن جای خالی بازیکنان «لژیونرشده» پیراهن سرخ را به تن کنند که از قابلیتهای ممتاز بازیکنان سفر کرده بیبهره بودند. اعتقاد بیش از حد گل محمدی به نفرات تیم سابقش (پدیده مشهد) هم کار را نازلتر و شرایط را پیچیدهتر کرد و پای امثال فرشاد فرجی، علی نعمتی و میلاد سرلک را به پرسپولیس باز کرد که با تمامی احترامی که برای آنها قائلیم باید گوشزد کنیم هرگز به سطح کسانی نرسیدهاند که در دو سه فصل اخیر از جمع سرخها رفتهاند. کافی است بدانید آن آدمهای خاص خلیلزاده، کنعانی زادگان و نوراللهی بودهاند.
شاید استدلال شود که سرلک ملی پوش هم شده است اما باید بلافاصله پرسید که آیا اینهافبک پیشین تیم پدیده همان کیفیت و کلاسی را دارد که «احمد نور» دارد (که اینک در لیگ امارات است) و آیا به کمال کامیابینیا میرسد که حتی در
33 سالگی بسیار برتر و مدبرتر از سرلک است بله، این یک حقیقت تلخ است که وقتی کفگیر یحیی به ته دیگ برانکو رسید و آنچه در دیگ ماند، فقط خوراک پخته شده توسط خود گل محمدی بود، پرسپولیس به شرایط کنونی رسید. وضعیتی که در آن به یک تیم «خوب» تبدیل شده و بعضی روزها نمایشهای بسیار خوبی را هم ارائه میدهد اما ذات واقعی و جوهره اصلیاش «متوسط» است و کیفیت عالی و کلاس ایدهآل تیم برانکو را ارائه نمیدهد. این فرآیند بدین سبب است که نمیتوان با یک مشت بازیکن متوسط ارائهگر فوتبالی ممتاز در تمام روزها بود. هیچکس فکر کلاس بالای وحید امیری و توان فنی چشمگیر مهدی ترابی نیست اما این تک مهرههای برجسته باقی مانده از عصر طلایی ایوانکوویچ نمیتوانند به تنهایی یک تیم «ذاتاً متوسط شده» را در تمامی طول فصل و در همه مسابقاتش به بالاترین سطح ارتقا بخشند. گل محمدی باوجود دست داشتن در این عوارض شاید هنوز بهترین مربی وطنی موجود باشد و پرسپولیس به ندرت بتواند بهتر از او را در میان داخلیها بیابد اما واقعیت بسیار تلخ این است که در همان اولین فصلی که او با تیم خودش و ترکیب و پرسنل دستچین شده توسط خودش پای به میدان گذاشته و دیگر تیم برانکو در اختیارش نیست.
نتایج کار همانی شده است که میبینید. هنوز هم طرحهایی که گل محمدی و دستیار اولش – حمید مطهری- برای نتیجه گرفتن در هر مسابقهای میریزند، طرحهایی ممتاز و پیشرفته است اما وقتی عوامل اجرای طرحهای آنان بازیکنان اغلب متوسطی هستند که نام و وصفشان آمد، بدیهی است که به هدفشان نرسند و ناکامیها و توقفهایی تلخ دامان آنها را بگیرد.
روزنامهنگار
صرفنظر از هر نتیجهای که در دیدار فردا شب پرسپولیس با نفت مسجد سلیمان در استان خوزستان حاصل میآید، باید پذیرفت پرسپولیس امسال کمتر نشانی از تیم مقتدری دارد که پنج سال پیاپی قهرمان لیگ برتر فوتبال کشور شد.
3 قهرمانی متوالی نخست را برانکو ایوانکوویچ کروات به دست آورد که مهندس اصلی و خالق واقعی تیم پرسپولیس در مقطع زمانی مورد اشاره و در یکی از طلاییترین دوران حیات این باشگاه بود و سپس گابریل کالدرون آرژانتینی و یحیی گل محمدی به اشتراک (هر کدام در یک نیم فصل) قهرمانی چهارم را در لیگ نوزدهم رقم زدند و پنجمین قهرمانی پیاپی سرخهای تهرانی در فصل 1400-1399 فقط با هدایت گل محمدی کسب شد. با این حال جدایی تدریجی و نوبتی شماری از بهترینهای پرسپولیس طی سه چهار فصل گذشته و جذب آنها به باشگاههای خارجی سرانجام اثر منفی خود را آشکار ساخت. این اثر به این سبب محسوس و تعیین کننده و تلخ بود که گل محمدی در راه استخدام نفراتی که باید جای «سفر کردهها» را میگرفتند، اغلب به بازیکنان متوسطی روی آورد که به هیچ روی با کیفیت افراد جدا شده برابری نمیکردند. طی این پروسه قرمزهای تهرانی امثال شجاع خلیلزاده، صادق محرمی، حسین کنعانیزادگان، احمد نوراللهی، علی علیپور، فرشاد احمدزاده، محمد نادری و البته علیرضا بیرانوند را به باشگاههای خارجی واگذار کردند و قبل از تمامی آنها مهدی طارمی را هم به صف لژیونرها افزوده بودند، به آنها بیفزایید. محسن مسلمان را که خود برانکو وی را نخواست، زیرا اینهافبک با تکنیک حاشیههای مضری داشت و همین طور سروش رفیعی و شایان مصلح را کالدرون در دوران کوتاه زمامداریاش طی اشتباهی بس بزرگ آنها را جواب کرد. یحیی هم که جای کالدرون را گرفت، هیچگاه به شکلی جدی و تأثیرگذار برای پس گرفتن این دو بازیکن اقدام نکرد و تلاش نصف و نیمه او برای بازپسگیری رفیعی (از سپاهان در نیم فصل امسال) نیز ثمری نبخشید. فراموش نکنیم که سرخها در پایان فصل پیش در تلاش برای حفظ شهریار مغانلو هم ناکام بودند و بازی قدرت و بهتر بگوییم «بازی پول» را به سپاهان باختند که بیشتر و بهتر توانست سانتا کلارای پرتغال را که مغانلو را در استخدام خود داشت، راضی به فسخ قرارداد این مهاجم کند و به این ترتیب تملک کامل او به باشگاه اصفهانی رسید و پرسپولیس نتوانست مهاجمی را نگه دارد که بهترین گلزنش در نیم فصل دوم لیگ بیستم بود.
گل محمدی البته برخی راههای جذب بازیکنان برتر مورد نظرش را به روی خود بسته میدید. «پنجره»های بسته و خالی بودن صندوق باشگاه از سرمایه کافی از این دست مشکلات بودند ولی برخی سلایق غیرایدهآل گل محمدی نیز مزید بر علت و سبب شد نفراتی برای پرکردن جای خالی بازیکنان «لژیونرشده» پیراهن سرخ را به تن کنند که از قابلیتهای ممتاز بازیکنان سفر کرده بیبهره بودند. اعتقاد بیش از حد گل محمدی به نفرات تیم سابقش (پدیده مشهد) هم کار را نازلتر و شرایط را پیچیدهتر کرد و پای امثال فرشاد فرجی، علی نعمتی و میلاد سرلک را به پرسپولیس باز کرد که با تمامی احترامی که برای آنها قائلیم باید گوشزد کنیم هرگز به سطح کسانی نرسیدهاند که در دو سه فصل اخیر از جمع سرخها رفتهاند. کافی است بدانید آن آدمهای خاص خلیلزاده، کنعانی زادگان و نوراللهی بودهاند.
شاید استدلال شود که سرلک ملی پوش هم شده است اما باید بلافاصله پرسید که آیا اینهافبک پیشین تیم پدیده همان کیفیت و کلاسی را دارد که «احمد نور» دارد (که اینک در لیگ امارات است) و آیا به کمال کامیابینیا میرسد که حتی در
33 سالگی بسیار برتر و مدبرتر از سرلک است بله، این یک حقیقت تلخ است که وقتی کفگیر یحیی به ته دیگ برانکو رسید و آنچه در دیگ ماند، فقط خوراک پخته شده توسط خود گل محمدی بود، پرسپولیس به شرایط کنونی رسید. وضعیتی که در آن به یک تیم «خوب» تبدیل شده و بعضی روزها نمایشهای بسیار خوبی را هم ارائه میدهد اما ذات واقعی و جوهره اصلیاش «متوسط» است و کیفیت عالی و کلاس ایدهآل تیم برانکو را ارائه نمیدهد. این فرآیند بدین سبب است که نمیتوان با یک مشت بازیکن متوسط ارائهگر فوتبالی ممتاز در تمام روزها بود. هیچکس فکر کلاس بالای وحید امیری و توان فنی چشمگیر مهدی ترابی نیست اما این تک مهرههای برجسته باقی مانده از عصر طلایی ایوانکوویچ نمیتوانند به تنهایی یک تیم «ذاتاً متوسط شده» را در تمامی طول فصل و در همه مسابقاتش به بالاترین سطح ارتقا بخشند. گل محمدی باوجود دست داشتن در این عوارض شاید هنوز بهترین مربی وطنی موجود باشد و پرسپولیس به ندرت بتواند بهتر از او را در میان داخلیها بیابد اما واقعیت بسیار تلخ این است که در همان اولین فصلی که او با تیم خودش و ترکیب و پرسنل دستچین شده توسط خودش پای به میدان گذاشته و دیگر تیم برانکو در اختیارش نیست.
نتایج کار همانی شده است که میبینید. هنوز هم طرحهایی که گل محمدی و دستیار اولش – حمید مطهری- برای نتیجه گرفتن در هر مسابقهای میریزند، طرحهایی ممتاز و پیشرفته است اما وقتی عوامل اجرای طرحهای آنان بازیکنان اغلب متوسطی هستند که نام و وصفشان آمد، بدیهی است که به هدفشان نرسند و ناکامیها و توقفهایی تلخ دامان آنها را بگیرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7869/15/606262/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
































