مرگ خاموش زاگرس
مجید توکلی
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان
یکی از رخدادهای تلخ در سالهای اخیر، زوال و خشکیدگی درختان بلوط است که همه روزه بر وسعت آن نیز افزوده میشود. وجود این پدیده تاکنون در 11 استان مختلف کشور گزارش شده است اما شدت و ضعف شیوع این عارضه در استانهای ایلام، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و فارس بیش از سایر نقاط کشور است. براساس مطالعات موجود، سالانه صدها هکتار از درختان بلوط در مناطق مختلف کشور بهویژه جنگلهای منطقه زاگرس دچار زوال و نابودی میشوند.
پدیده زوال بلوط یک پدیده چند فاکتوری است که به عوامل زنده و غیرزنده نسبت داده میشود. این تغییرات بهصورت دورهای و به دو گونه حاد و مزمن در اقلیم رخ میدهد. هر دو گونه زوال، معمولاً اتفاقی و با علل متعدد رخ داده است که در این میان نیز برخی از عوامل نقشی مؤثرتر دارند. گزارشهای اخیر از زوال بلوط اروپایی نشان میدهد که عامل خشکیدگی تاج درخت و پس از آن مرگ کامل درخت، ممکن است در نتیجه پیامد خشکسالی جنگل در تابستان، پاییز و بهار رخ داده باشد. عواملی دیگر نظیر شرایط رویشگاه، بیماریهای قارچی، شیوع حشرات و اثرات مستقیم و غیرمستقیم، عدم تعادل مواد مغذی در عرصههای جنگلی در زوال گونههای بلوط مؤثر است. برخی از این عوامل استرسزا و مخرب، برگشتپذیر هستند. هنگامی که این عوامل منفی کاهش یافته یا متوقف شوند، بلوطها بهبود پیدا کرده و حالشان نیز بهتر خواهد شد.
البته جنگلهای زاگرس با مشکلات دیگری نیز دست و پنجه نرم میکنند. تغییرات اقلیم و افزایش شدت گرما، خشکسالیها، حمله و طغیان آفات و بیماریهای قارچی، تنشهای مختلف، آتشسوزیها، چرای بیش از حد، تخریب و فرسایش خاک، آلودگیها و دهها عامل دیگر شرایط را برای طغیان قارچهای اندوفیت و حشرات چوب خوار و پوست خوار مهیا کرده و سطوح قابل توجهی از این عرصههای جنگلی را در زمانی برابر یک سال نابود میکند. براساس آمارهای منتشر شده، در حدود یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار هکتار یا به عبارتی در سطحی معادل 25 درصد این جنگلها، پدیده زوال درختان و درختچهها رخ داده است. در توضیح پدیده زوال، حداقل پنج فرضیه کلی وجود دارد.
1- فرضیه تغییر اقلیم (مرگ و میر دسته جمعی و یک شکل و همگن بودن صدمه در بین چند گونه ناشی از تغییر اقلیم است).
2- فرضیه استرسهای زیستمحیطی و ارگانیسمهای ثانویه (درختان تحت تأثیر استرسهای زیستمحیطی ضعیف شده و مورد حمله ارگانیسمهای ثانویه قرار میگیرند).
3- فرضیه عوامل شروع کننده، مستعدکننده و مشارکتکننده.
4- فرضیه اکولوژیکی (گاهی در روند طبیعی توالی و جانشینی مرگ و میر درختان رخ میدهد).
5- فرضیه آلودگی هوا (افزایش نیتروژن، دی اکسید کربن، بارانهای اسیدی، گرد وغبار و... علاوه بر اثرات مستقیم بر سلامت گیاهان میتوانند بهعنوان عوامل شروع کننده، مناطق مستعد را در چرخه زوال قرار دهند).
پدیده زوال درختان بلوط Oak Decline، نوعی مرگ خاموش است که بسیار سریع نیز اتفاق میافتد. عواملی نظیر خشکسالیهای دورهای کوتاه مدت و متوالی، مناطقی که طغیان مکرر آفات برگخوار اتفاق میافتد، تغییرات ایجاد شده در بروز فصول و آلودگیهای شدید هوا در بروز پدیده زوال نقش محرک و تأثیرگذاری دارند.
هم اکنون درحوزه جنگل و مرتع بیش از 600 آفت و بیماری این عرصهها را تهدید میکند که 50 آفت آن مهم و کلیدی بوده و با مدیریت علمی باید برای مبارزه با آن برنامهریزی و اقدام شود. استان چهار محال و بختیاری از نظر وفور گونههای بوتهای و درختچهای، نسبت به سایر مناطق رویشی زاگرس وضعیت بیهمتا و منحصر به فردی دارد. اما متأسفانه طی چند سال اخیر در بعضی از نقاط این استان، تعدادی از گونها، این گونه باارزش بهشدت دچار عارضه خشکیدگی و زوال کامل شدهاند که میتواند پیامدهای ناگواری در سیستم اکولوژیک منطقه ایجاد کند.
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان
یکی از رخدادهای تلخ در سالهای اخیر، زوال و خشکیدگی درختان بلوط است که همه روزه بر وسعت آن نیز افزوده میشود. وجود این پدیده تاکنون در 11 استان مختلف کشور گزارش شده است اما شدت و ضعف شیوع این عارضه در استانهای ایلام، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و فارس بیش از سایر نقاط کشور است. براساس مطالعات موجود، سالانه صدها هکتار از درختان بلوط در مناطق مختلف کشور بهویژه جنگلهای منطقه زاگرس دچار زوال و نابودی میشوند.
پدیده زوال بلوط یک پدیده چند فاکتوری است که به عوامل زنده و غیرزنده نسبت داده میشود. این تغییرات بهصورت دورهای و به دو گونه حاد و مزمن در اقلیم رخ میدهد. هر دو گونه زوال، معمولاً اتفاقی و با علل متعدد رخ داده است که در این میان نیز برخی از عوامل نقشی مؤثرتر دارند. گزارشهای اخیر از زوال بلوط اروپایی نشان میدهد که عامل خشکیدگی تاج درخت و پس از آن مرگ کامل درخت، ممکن است در نتیجه پیامد خشکسالی جنگل در تابستان، پاییز و بهار رخ داده باشد. عواملی دیگر نظیر شرایط رویشگاه، بیماریهای قارچی، شیوع حشرات و اثرات مستقیم و غیرمستقیم، عدم تعادل مواد مغذی در عرصههای جنگلی در زوال گونههای بلوط مؤثر است. برخی از این عوامل استرسزا و مخرب، برگشتپذیر هستند. هنگامی که این عوامل منفی کاهش یافته یا متوقف شوند، بلوطها بهبود پیدا کرده و حالشان نیز بهتر خواهد شد.
البته جنگلهای زاگرس با مشکلات دیگری نیز دست و پنجه نرم میکنند. تغییرات اقلیم و افزایش شدت گرما، خشکسالیها، حمله و طغیان آفات و بیماریهای قارچی، تنشهای مختلف، آتشسوزیها، چرای بیش از حد، تخریب و فرسایش خاک، آلودگیها و دهها عامل دیگر شرایط را برای طغیان قارچهای اندوفیت و حشرات چوب خوار و پوست خوار مهیا کرده و سطوح قابل توجهی از این عرصههای جنگلی را در زمانی برابر یک سال نابود میکند. براساس آمارهای منتشر شده، در حدود یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار هکتار یا به عبارتی در سطحی معادل 25 درصد این جنگلها، پدیده زوال درختان و درختچهها رخ داده است. در توضیح پدیده زوال، حداقل پنج فرضیه کلی وجود دارد.
1- فرضیه تغییر اقلیم (مرگ و میر دسته جمعی و یک شکل و همگن بودن صدمه در بین چند گونه ناشی از تغییر اقلیم است).
2- فرضیه استرسهای زیستمحیطی و ارگانیسمهای ثانویه (درختان تحت تأثیر استرسهای زیستمحیطی ضعیف شده و مورد حمله ارگانیسمهای ثانویه قرار میگیرند).
3- فرضیه عوامل شروع کننده، مستعدکننده و مشارکتکننده.
4- فرضیه اکولوژیکی (گاهی در روند طبیعی توالی و جانشینی مرگ و میر درختان رخ میدهد).
5- فرضیه آلودگی هوا (افزایش نیتروژن، دی اکسید کربن، بارانهای اسیدی، گرد وغبار و... علاوه بر اثرات مستقیم بر سلامت گیاهان میتوانند بهعنوان عوامل شروع کننده، مناطق مستعد را در چرخه زوال قرار دهند).
پدیده زوال درختان بلوط Oak Decline، نوعی مرگ خاموش است که بسیار سریع نیز اتفاق میافتد. عواملی نظیر خشکسالیهای دورهای کوتاه مدت و متوالی، مناطقی که طغیان مکرر آفات برگخوار اتفاق میافتد، تغییرات ایجاد شده در بروز فصول و آلودگیهای شدید هوا در بروز پدیده زوال نقش محرک و تأثیرگذاری دارند.
هم اکنون درحوزه جنگل و مرتع بیش از 600 آفت و بیماری این عرصهها را تهدید میکند که 50 آفت آن مهم و کلیدی بوده و با مدیریت علمی باید برای مبارزه با آن برنامهریزی و اقدام شود. استان چهار محال و بختیاری از نظر وفور گونههای بوتهای و درختچهای، نسبت به سایر مناطق رویشی زاگرس وضعیت بیهمتا و منحصر به فردی دارد. اما متأسفانه طی چند سال اخیر در بعضی از نقاط این استان، تعدادی از گونها، این گونه باارزش بهشدت دچار عارضه خشکیدگی و زوال کامل شدهاند که میتواند پیامدهای ناگواری در سیستم اکولوژیک منطقه ایجاد کند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7905/17/612562/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه








































