استرس روزهای کنکور


آزاده سهرابی
روانشناس

​​​​​​​امسال بعد از دو سال وقفه در برگزاری امتحانات دانشگاه‌ها به صورت حضوری، دانشجویان در تمام مقاطع تحصیلی باید به روال سابق در جلسه امتحان حضوری بدون هیچ کمک و امکان دیگری جز ذهن و یادگیری خودشان پاسخ سؤالات را بدهند. حالا شاید کنکور امسال هم دست از آسان‌گیری برداشته باشد. کرونا کوتاه آمده است و این فصل نیز فصل امتحانات و کنکور و استرس است. شاید موضوع اصلی این است که همیشه سطحی از استرس برای ایجاد انگیزه و تلاش لازم است. همین استرس در سطح بهینه است که باعث می‌شود فرد همه تفریحات را کنار بگذارد و سر درس و مشق بنشیند و یا صبح‌ها برای مطالعه بلند شود و شب‌ها دیرتر بخوابد. اگر این سطح بهینه استرس نباشد فرد ممکن است اهمیت موضوع را درک نکند و ناگهان با قرار گرفتن در موقعیت و روبه‌رو شدن با مسائل آسیب جدی ببیند. اما استرس تا کجا سطحی بهینه دارد و با کدام نشانه‌ها می‌توان فهمید دیگر پای اضطراب در میان است؟ اگر شما نسبت به واکنش‌های محیطی از صحبت کردن اطرافیان تا یک تذکر ساده تا وجود یک محرک ناخوشایند در محیط به قدری پرخاشگر شوید که اطرافیان را در بهت فرو ببرید یعنی این امتحانات دیگر استرس بهینه در شما ایجاد نکرده است. اگر به شکل افراطی در خود فرو رفته‌اید و تعاملات اجتماعی را به سمت صفر برده اید باز هم یعنی جایی از کار می‌لنگد. اگر نشخوارهای فکری اگر نتوانم، اگر نمره‌ام بد شود، اگر... سراغتان آمده و به گونه‌ای است که به صورت اختیاری نمی‌توانید آنها را از خود دور کنید، باید یک فکر جدی برای کاهش اضطراب خود بکنید. اگر این میزان فکرهای آزاردهنده یا اضطراب‌ها با نمودهای بدنی باعث می‌شود که نتوانید دو خط را با تمرکز بخوانید بدانید نشستن شما پشت کتاب‌ها چیزی را عوض نمی‌کند و باید یک تلاش جدی ابتدا برای کاهش اضطراب خود انجام دهید. اینجا فقط چند راهکار که می‌شود از پشت این سطور به شما داد را مرور می‌کنیم. ببینید چقدر اهمیت آن امتحان و کنکور را در ذهن خود بزرگ کرده‌اید؟ هر چقدر بزرگ‌تر عدم موفقیت در آن به فاجعه نزدیک‌تر است. طبیعی است که اینقدر در اضطراب غرق شده اید! هر امتحانی یک برگی از زندگی است که می‌گذرد و هیچ چیز نمی‌تواند آنقدر سرنوشت شما را تعیین کند که دیگر برگشتی از آن نباشد. همیشه راهی برای جبران هر امتحانی که از آن ناموفق بیرون آمده اید وجود دارد. به گذشته خودتان نگاه کنید. چقدر اشتباه کرده‌اید اما در آن زمان فاجعه بوده و با گذر زمان و رفتارهای اصلاحی شما بهتر شده است؟ ضمن اینکه فاجعه‌سازی یک خطای شناختی مهم است که می‌تواند به صورت مستقیم عملکرد شما را کاهش بدهد. درست مثل رفتاری که اختلال پانیک با یک فرد می‌کند. بسیاری مواقع این حملات پانیک با یک نشانه فیزیکی شروع می‌شود مثلاً فرد احساس می‌کند ضربان قلبش از حد نرمال بالاتر است و شروع به فاجعه‌سازی در ذهن می‌کند که این حتماً نشانه یک حمله قلبی است! در نهایت دیگر علائم فیزیکی هم تشدید می‌شود، تنگی نفس و تعرق و... برای تأیید این فکر مسموم سراغ فرد می‌آید و در نهایت حمله پانیک شکل می‌گیرد. فرد بعد از فرونشستن این حمله یادش نمی‌آید که چقدر در فاجعه‌سازی آن نشانه کوچک سهم داشته است چون حالا یک تجربه تلخ و اضطراب آور وحشتناک را تجربه کرده است که تمام ذهنش را درگیر خود کرده است. حالا شما اگر یک نشانه کوچک را دارید فاجعه‌سازی می‌کنید بدانید که برای یک شکست خود را آماده می‌کنید. یک لحظه از ذهنتان می‌گذرد که میزانی که مطالعه کرده اید کافی نیست. همین فکر می‌تواند یک چرخه‌ای را در شما راه بیندازد که دیگر نتوانید بر همان میزان مطالعه هم تکیه کنید! فقط یادتان باشد از هیچ چیز هیچ وقت در زندگی یک فاجعه نسازید و راهش این است که برای هیچ چیز آنقدر جایگاهی غیرقابل دستیابی ندهید که راه را برای نرسیدن فراهم کنید. واقع بینی و پذیرفتن جایی که ایستاده اید و تلاشی که کرده‌اید و می‌کنید و پذیرفتن عواقب آن شاید کلید خوبی برای حل این مسأله باشد.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7929/24/616128/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها