وضعیت نثر فارسی در کتاب‌های تألیفی و ترجمه در گپ و گفتی با محمود برآبادی

اهالی کتاب هم به ضرورت‌های ساختاری زبان بی‌توجه‌اند


مریم شهبازی / ابتدای آبان‌ماه هر سال به نام ابوالفضل بیهقی، مورخ و ادیبی گره خورده که در تقویم فرهنگی کشورمان از او به‌عنوان پدر نثر فارسی یاد می‌شود. به همین بهانه در گفت‌وگویی با محمود برآبادی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات و همچنین یادداشتی از مهدی صالحی، زبان‌شناس و عضو شورای دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری، نگاهی به وضعیت کلی نثر فارسی در کتاب‌هایی خواهیم داشت که در دسترس علاقه‌مندان هستند؛ گفته‌های این دو چهره فرهنگی حاکی از رواج قابل توجه شلختگی نوشتاری و همچنین بی‌توجهی به اصول آموزشی ساختاری زبان فارسی است. اتفاقی که تأکید دارند اگر چاره‌ای برای حل آن اندیشیده نشود زبان ملی‌مان را با خطری جدی روبه‌رو خواهد کرد.
تأثیر فضای مجازی در گسترش شلختگی‌های  زبانی
محمود برآبادی از جمله نویسندگانی است که کار خود را با فعالیت رسانه‌ای آغاز کرده و به‌ طور جدی از دهه پنجاه قدم به وادی ادبیات کودک و نوجوان گذاشته است. او برای دوره‌هایی نیز ریاست و نایب‌رئیسی انجمن‌ نویسندگان کودک و نوجوان را بر عهده داشته است. برآبادی در پاسخ به اینکه در آثار نویسندگان جوان که طی سال‌های اخیر روانه کتابفروشی‌ها شده است چقدر دغدغه رعایت ملزومات نوشتاری در نثرشان دیده می‌شود به«ایران»می‌گوید: «به‌ طور کلی فضای مجازی و نوشته‌هایی که در بستر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی رد‌وبدل می‌شوند بر نثر نویسندگان جوان اثر گذاشته است. بخشی البته مرتبط با خرده‌فرهنگی است که متعلق به نسل جوان هستند؛ واژه‌ها، جمله‌ها و از طرفی اصطلاحاتی که بین نوجوانان و جوانان امروزی رایج است که خب ورود اینها تا حدی طبیعی به شمار می‌آید، اما آن بخشی که آسیبی جدی برای نثر آثار محسوب می‌شود نشأت گرفته از یک‌ نوع بی‌‌قیدی نسبت به ضرورت‌های ساختاری نوشته‌ها و مباحث دستور زبان فارسی است. به‌ نظر می‌رسد نثر شلخته‌ای در آنها به کار رفته است، ‌هر چند نمی‌توان این ویژگی را شامل همه نوشته‌های تألیفی دانست؛ با این حال حداقل خود من موارد بسیاری را با چنین ویژگی‌هایی دیده‌ام. این ضعف حتی در نشانه‌گذاری‌ها، نظیراستفاده درست از نقطه و کاما هم دیده می‌شود. این قبیل بی‌‌توجهی‌ها بویژه در مباحثی نظیر نشانه‌گذاری سبب افزایش بار کاری ویراستاران می‌شود، وقتی متنی به دست آنان برسد به ناچار باید تغییرات زیادی در متن اعمال کنند تا حداقل قابل خواندن بشود.»
این نویسنده و پژوهشگر ادبیات ریشه بخشی از این بی‌توجهی را در نظام آموزشی می‌داند، نکته‌ای که طی دهه‌ها، گلایه اهالی ادبیات را از جهات مختلفی سبب شده است، ازجمله جای خالی برنامه‌ریزی‌های جدی برای نهادینه کردن فرهنگ کتابخوانی. او ادامه می‌دهد: «با آنکه نمی‌توان منکر نقش خود اهالی کتاب در بروز چنین کاستی‌هایی شد اما مسأله مهم‌تر و بنای اصلی شکل‌گیری این ضعف را باید در سال‌های مدرسه و بعدتر هم در دانشگاه‌ها جست‌و‌جو کرد. متأسفانه هیچ سازکار درستی برای آموزش نکات دستوری زبان فارسی به دانش‌آموزان اندیشیده نشده است، از طرفی بحث نقش منفی فضای مجازی که در ابتدا اشاره شد را هم نمی‌توان نادیده گرفت. ساختار نوشتاری در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی دچار نوعی ولنگ‌ و واری ساختاری است که این برآمده از فقدان آموزش‌های مناسب است.»
ردپای پررنگ نظام آموزشی در بروز مشکلات نوشتاری
برآبادی معتقد است بی‌توجهی به مسائل ساختاری نثر فارسی چندان در کتاب‌های علمی و دانشگاهی خودنمایی نمی‌کند و می‌گوید: «در کتاب‌های داستانی و ادبی وجود هرگونه ایرادی در بحث نشانه‌گذاری، حتی درک مخاطب از کتاب را هم می‌تواند مختل کند. این مشکل در متن‌ کتاب‌های علمی و دانشگاهی وجود ندارد چراکه آنها تنها با زبان نوشتاری سر و کار دارند و بحث لحن در این قبیل آثار چندان مطرح نیست. در حالی که در ادبیات داستانی، در بسیاری اوقات متن به زبان محاوره نوشته می‌‌شود، بویژه وقتی بحث نوشتار به سبک دیالوگ‌گونه در میان باشد.»
همان‌گونه که این نویسنده هم تأکید دارد، به هر حال بخشی از تغییرات و آسیب‌های زبانی گریزناپذیر هستند چراکه زبان برخوردار از یک ساختار زنده است و بتدریج دستخوش تغییر می‌شود. بر همین اساس زبانی که هم‌اکنون مورد استفاده‌مان است تفاوت بسیاری با زبان حتی چند دهه قبل دارد؛ اصطلاحات و واژه‌های بسیاری به آن وارد یا حذف شده است.
او با طبیعی خواندن تغییراتی از این دست ادامه می‌دهد: «فارغ از تحولاتی که نمی‌توان نقد چندانی به آن وارد کرد، در بخش قابل‌توجهی از کتاب‌های تألیفی با مشکلات ساختاری، نظیر استفاده نادرست از فعل روبه‌رو هستیم. از طرفی صفت‌ها و قیدها نیز نابجا به کار می‌روند، مواردی که فقط از بی‌توجهی مؤلف ناشی نمی‌شود و برآمده از ضعف آموزشی هستند. این سبب انتشار ضعیف اثر یا صرف زمان و کار بیشتر از سوی ویراستاران می‌شود.»
نکاتی که این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان به آنها اشاره کرد تنها معطوف به کتاب‌های تألیفی و از طرفی آثار جوانان نمی‌شود؛ او در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید: «با اینکه نمی‌توان منکر وجود بیشتر این نقاط ضعف در آثار جوان‌ترها شد اما نویسندگان نسل‌های قبل‌تر نیز از آنها مبرا نیستند. هر چند که خواه‌ناخواه آنان اهمیت بیشتری برای رعایت این موارد قائل بودند. از سویی این مسائل درباره آثار ترجمه شده هم خودنمایی می‌کند. مترجمان جوانی که به صرف آشنایی با یک زبان خارجی، دست به ترجمه می‌زنند و نمی‌دانند که افزون بر تسلط به زبان مبدأ، نیازمند مطالعه جدی و آشنایی با زبان مقصد هم هستند.»
این نویسنده و پژوهشگر در پایان یکی از مهم‌ترین راه‌ها در بهبود وضعیت نثر فارسی در آثار تألیفی و ترجمه‌ شده را جدی شمردن آموزش‌های مرتبط با ساختار زبان فارسی در نظام آموزشی و همچنین فضای دانشگاهی می‌داند. البته او معتقد است برگزاری اصولی جلسات نقد و از سویی کارگاه‌های ادبی نیز کارگشا خواهند بود.


برش
تا کار از کار نگذشته کاری کنید
مهدی صالحی
عضو شورای دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری

​​​​​​​صحبت درباره وضعیت نثر فارسی در کتاب‌هایی که در دسترس علاقه‌مندان قرار دارند نیازمند یک بررسی سازمانی و اصولی است. با این حال چیزی که به نظر می‌رسد بیش از همه با آن مواجه هستیم بی‌توجهی نظام آموزشی به مسائل ساختاری زبان فارسی است. این مسأله هم آسیبی نیست که به زمان حاضر یا حتی دهه‌های گذشته محدود بشود. متأسفانه از دوران مشروطه به این‌ سو، کم‌توجهی گریبان نثر فارسی را گرفته است. مصداق‌های مختلفی را هم می‌توان برای آن برشمرد، از فقدان شیوه‌نامه‌های نوشتاری در سازمان‌ها و ارگان‌ها گرفته تا ضعف آموزشی درباره موضوع مورد نظر از سوی وزارت‌‌ آموزش و پرورش و همچنین وزارت علوم. در مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس هیچ اهمیتی برای کلاس انشا یا اصول نثرنویسی قائل نیستند، حال آموزش یا صحبت درباره شیوه‌های مختلف نگارشی که دیگر هیچ! این مسأله تا جایی پیش رفته است که شاهد حذف این بخش مهم از فرهنگ‌مان از کنکور دانشگاه‌ها شدیم. البته رسانه‌ها نیز از این آسیب در امان نمانده‌اند، شما روزنامه یا مجله‌ای را پیدا ‌نمی‌کنید که همان بدو امر از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران خود آزمونی برای سنجش تسلط آنان بر اصول نوشتاری بگیرند؛ رسانه ملی هم از این امر مستثنی نیست. خب اهالی کتاب هم برآمده و پرورش یافته در همین وضعیت هستند، در چنین شرایطی چه انتظاری می‌توان از آنان داشت؟ هرچند که حداقل جماعت ادبیاتی باید با مطالعه زیاد این کاستی‌ها را جبران کنند. معتقدم وضعیت نثر فارسی در شرایط بحرانی قرار دارد، با این حال هنوز هم می‌توان جسته و گریخته کارهایی برای نجات آن انجام داد وگرنه زبان فارسی با آن پیشینه کهن و درخشانی که دارد از میان خواهد رفت. از جمله این اقدامات می‌توان به برگزاری سلسله نشست‌هایی در دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری اشاره کرد که در همراهی با جمعی از دوستان برای تحلیل وضعیت فعلی زبان برگزار خواهد شد.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8034/23/630791/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها