رنجهایی که در بستر طبیعی دنیا نیست
مینا نبئی
روزنامهنگار
چندی پیش یک فیلم کوتاه دو سه دقیقهای تماشا میکردم که بسیار درخور تأمل بود. قابل تأملتر اینکه وقتی این فیلم کوتاه را استوری کردم، با واکنشهای متفاوتی روبهرو شدم. بیشتر بازدیدکنندگان به آن ابراز تنفر کردند. برخی هم استیکرهای تعجب و تأسف و اندوه فرستادند و عباراتی چون «بعضیها واقعاً رحم ندارند. به جغرافیا و رنگ پوست و ملیت و نژاد هم ربطی ندارد»؛ یا «چقدر آدم میتواند خودخواه باشد که به کودک معصومی اینگونه سختی روا دارد؟» در کنار این واکنشها، اندک افرادی هم بودند که انگار رفتاری کاملاً معمولی و قابل درک را مشاهده کردهاند و نظرات مثبت میدادند.
دنیا همیشه طبق خواستههای ما پیش نمیرود
این فیلم تأثیرگذارکوتاه نشان میداد مادری با دخترش در هواپیماست. در کنار آنها مردی میانسال در کنار پنجره نشسته است. مادر با احترام به مرد میگوید: «ببخشید میشه حالا که آخر پروازه، صندلیها رو عوض کنیم؟ این بچه خیلی دلش میخواد فرود آمدن هواپیما از کنار پنجره رو ببینه و باعث میشه آروم بشه.» مرد در حالی که به حالت تأیید سرش را بالا و پایین میبرَد و با طمأنینه کودک را برانداز میکند و به نظر میرسد با درک دنیای کودکانه، پاسخی مهرورزانه و مثبت به آن مادر بدهد، میگوید: «نه! حتی اگر میخواستم صندلیها رو عوض کنم هم، من فکر میکنم یه درس مهمتری وجود داره که دختر شما باید یاد بگیره. اینکه دنیا همیشه طبق خواستههای ما پیش نمیره! همیشه نمیتونی یه راهی پیدا کنی!» و سپس به خوردن تنقلات برشته داخل پاکتی که در دست دارد، با حالت تنفربرانگیزی ادامه میدهد.
صرفنظر از رفتار خالی از عطوفت آقای مسافر با یک کودک که از دید خود او دارای آموزش و تعلیم است، درواقع این فیلم چند دقیقهای بهنوعی به برخی از واقعیتهای تلخ و چالشهای زندگی اشاره دارد. واقعیت این است که در طول زندگی بارها و بارها ضربههای پیشگیری ناپذیری به پیکره روح و وجود ما میخورد تا محکم و قوی شویم و این قانون زندگی است که تلخ و شیرین، سرد وگرم، زشت و زیبا و سختی و آسانی در کنار هم معنا پیدا میکنند؛ اما از بعد دیگری هم میتوان به این ماجرا نگریست.
انسان بزرگ به خود سخت میگیرد
صدیقه عاشوری، روانشناس معتقد است: «زندگی در ذات خود ترکیبی از رنج و لذت است. از جمله نکات مهم این است که اصل همراه بودن رنج و لذت را بپذیریم و درک کنیم که برخی از رنجها مثل مرگ عزیزان، رنج بیماری، شکست و... جزء طبیعت دنیاست و میآیند تا برایمان اثرات رشددهنده داشته باشند. پرسش اینجاست که در جهانی که خود به خود برای همه ما رنجهایی به همراه دارد، چه میشود که در این بین خودمان نیز به دیگران رنجهای مضاعفی تحمیل میکنیم؟ رنجهایی که در شمار بسترهای طبیعی زندگی دنیا نیستند و این آدمی است که آنها را بر همنوع خود روا میدارد. درست است که فرزندان ما لازم است متناسب با سنشان با رنجهای طبیعی عالم مواجه شوند؛ ولی ما نباید رنج بیشتری بر زندگی آنها بیفزاییم. مرد مسافر کناری میتوانست به راحتی بلند شود و بدون تحمیل تجربهای تلخ، به آن کودک اجازه بدهد تا از زندگی لذت ببرد.»
کنفسیوس، فیلسوف و نظریهپرداز چینی میگوید: «انسان بزرگ به خود سخت میگیرد و انسان کوچک به دیگران.» در واقع این یکی دیگر از واقعیتهای زندگی است که همانگونه که در اطراف ما آدمهای سخاوتمند و بزرگ وجود دارند و دنیا را برای ما به جایی امنتر و زیباتر تبدیل میکنند، آدمهایی هم هستند که چندان رشد یافته نیستند و در سبک ارتباطی سالمی قرار ندارند و افکار، احساسات و رفتارشان مهرورزانه و سازگارانه و در صلح با دنیا و ساکنانش نیست. کاش هریک از ما بیآنکه به فکر ایجاد تغییر در دیگران باشیم، بر نیک و بد خود تمرکز کنیم و با دیگران کمی مهربانتر و بزرگمنشانهتر وارد کنش و واکنش شویم تا در همافزایی نیکیها، جهانمان جای بهتری برای همه ما شود که گفتهاند: «برای همسایهات چراغی روشن کن. حوالی خانهات روشنتر خواهد شد.»
روزنامهنگار
چندی پیش یک فیلم کوتاه دو سه دقیقهای تماشا میکردم که بسیار درخور تأمل بود. قابل تأملتر اینکه وقتی این فیلم کوتاه را استوری کردم، با واکنشهای متفاوتی روبهرو شدم. بیشتر بازدیدکنندگان به آن ابراز تنفر کردند. برخی هم استیکرهای تعجب و تأسف و اندوه فرستادند و عباراتی چون «بعضیها واقعاً رحم ندارند. به جغرافیا و رنگ پوست و ملیت و نژاد هم ربطی ندارد»؛ یا «چقدر آدم میتواند خودخواه باشد که به کودک معصومی اینگونه سختی روا دارد؟» در کنار این واکنشها، اندک افرادی هم بودند که انگار رفتاری کاملاً معمولی و قابل درک را مشاهده کردهاند و نظرات مثبت میدادند.
دنیا همیشه طبق خواستههای ما پیش نمیرود
این فیلم تأثیرگذارکوتاه نشان میداد مادری با دخترش در هواپیماست. در کنار آنها مردی میانسال در کنار پنجره نشسته است. مادر با احترام به مرد میگوید: «ببخشید میشه حالا که آخر پروازه، صندلیها رو عوض کنیم؟ این بچه خیلی دلش میخواد فرود آمدن هواپیما از کنار پنجره رو ببینه و باعث میشه آروم بشه.» مرد در حالی که به حالت تأیید سرش را بالا و پایین میبرَد و با طمأنینه کودک را برانداز میکند و به نظر میرسد با درک دنیای کودکانه، پاسخی مهرورزانه و مثبت به آن مادر بدهد، میگوید: «نه! حتی اگر میخواستم صندلیها رو عوض کنم هم، من فکر میکنم یه درس مهمتری وجود داره که دختر شما باید یاد بگیره. اینکه دنیا همیشه طبق خواستههای ما پیش نمیره! همیشه نمیتونی یه راهی پیدا کنی!» و سپس به خوردن تنقلات برشته داخل پاکتی که در دست دارد، با حالت تنفربرانگیزی ادامه میدهد.
صرفنظر از رفتار خالی از عطوفت آقای مسافر با یک کودک که از دید خود او دارای آموزش و تعلیم است، درواقع این فیلم چند دقیقهای بهنوعی به برخی از واقعیتهای تلخ و چالشهای زندگی اشاره دارد. واقعیت این است که در طول زندگی بارها و بارها ضربههای پیشگیری ناپذیری به پیکره روح و وجود ما میخورد تا محکم و قوی شویم و این قانون زندگی است که تلخ و شیرین، سرد وگرم، زشت و زیبا و سختی و آسانی در کنار هم معنا پیدا میکنند؛ اما از بعد دیگری هم میتوان به این ماجرا نگریست.
انسان بزرگ به خود سخت میگیرد
صدیقه عاشوری، روانشناس معتقد است: «زندگی در ذات خود ترکیبی از رنج و لذت است. از جمله نکات مهم این است که اصل همراه بودن رنج و لذت را بپذیریم و درک کنیم که برخی از رنجها مثل مرگ عزیزان، رنج بیماری، شکست و... جزء طبیعت دنیاست و میآیند تا برایمان اثرات رشددهنده داشته باشند. پرسش اینجاست که در جهانی که خود به خود برای همه ما رنجهایی به همراه دارد، چه میشود که در این بین خودمان نیز به دیگران رنجهای مضاعفی تحمیل میکنیم؟ رنجهایی که در شمار بسترهای طبیعی زندگی دنیا نیستند و این آدمی است که آنها را بر همنوع خود روا میدارد. درست است که فرزندان ما لازم است متناسب با سنشان با رنجهای طبیعی عالم مواجه شوند؛ ولی ما نباید رنج بیشتری بر زندگی آنها بیفزاییم. مرد مسافر کناری میتوانست به راحتی بلند شود و بدون تحمیل تجربهای تلخ، به آن کودک اجازه بدهد تا از زندگی لذت ببرد.»
کنفسیوس، فیلسوف و نظریهپرداز چینی میگوید: «انسان بزرگ به خود سخت میگیرد و انسان کوچک به دیگران.» در واقع این یکی دیگر از واقعیتهای زندگی است که همانگونه که در اطراف ما آدمهای سخاوتمند و بزرگ وجود دارند و دنیا را برای ما به جایی امنتر و زیباتر تبدیل میکنند، آدمهایی هم هستند که چندان رشد یافته نیستند و در سبک ارتباطی سالمی قرار ندارند و افکار، احساسات و رفتارشان مهرورزانه و سازگارانه و در صلح با دنیا و ساکنانش نیست. کاش هریک از ما بیآنکه به فکر ایجاد تغییر در دیگران باشیم، بر نیک و بد خود تمرکز کنیم و با دیگران کمی مهربانتر و بزرگمنشانهتر وارد کنش و واکنش شویم تا در همافزایی نیکیها، جهانمان جای بهتری برای همه ما شود که گفتهاند: «برای همسایهات چراغی روشن کن. حوالی خانهات روشنتر خواهد شد.»
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8035/24/631012/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























