محمد غریب بازیگر تئاتر در گفتوگو با «ایران» از لزوم توجه به غیرحرفهایهای تئاتر میگوید
یک صندلی راحت برای تماشا
محسن بوالحسنی/ محمد غریب بازیگر تئاتر و تدوینگر سینما که در نمایشهای مختلفی از جمله «قتلهای نیمهکاره» ایفای نقش کرده در گفتوگو با «ایران» از لزوم نگاه ویژه به تالارها، پردیسها و تماشاخانههای خصوصی تئاتر میگوید و جذب مخاطبان غیرحرفهای تئاتر، علیالخصوص در این روزگار که تئاتر بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و حمایت است. او معتقد است اقدامات انجام شده در این حوزه خوب اما ناکافی است و شهر تهران با تمام ظرفیتهایی که در این حوزه دارد، میتواند میزبان تماشاخانهها و حمایتهایی بیشتر باشد.
کیفیسازی و کمیسازی
او در بخشی از این گفتوگو با اشاره به این موضوع که تئاتر میتواند بهترین و مهمترین ظرفیت برای فرهنگسازی در یک شهر و محلی برای گفتوگو و تعامل باشد، از توجهی فراتر از سلیقه مدیران حرف میزند و معتقد است این ضرورت باید بهعنوان یک نقشه راهبردی در دستور کار تمامی سازمانها و نهادهای وابسته و حتی غیروابسته به حوزه فرهنگ و هنر اتفاق بیفتد. او میگوید: «اگر بخواهیم به این مسأله نگاهی مأموریتمدار داشته باشیم، طبیعتاً به این نتیجه و جواب میرسیم که در ساختار، تعاریف و وظایف بسیاری از سازمانها وظیفهای در این خصوص پیشبینی نشده و این تابع سلیقه و خواست خود مسئول و مدیر مربوطه است. البته این تصور هم وجود دارد که بسیاری نهادها، سازمانها و ارگانها را حتی اگر عنوان و معاونتهایی همچون فرهنگی و... داشته باشند، فقط مرکز خدماترسانی در حوزههایی مشخص میدانند و آنچنان جایگاه و نقشی در حوزههای فرهنگی برای آنها درنظر نمیگیرند یا حداقل اینطور عادت کردهاند که صرفاً طبق وظیفه و مأموریت طی مسیر کنند.» او در ادامه صحبتهایش از بهبود این روند طی سالهای اخیر حرف میزند و میگوید: البته جای امیدواری است که طی سالهای گذشته بحث از این فراتر رفته است و مدیرانی پای کار آمدهاند که به این مهم چشم و نظر و البته دغدغه داشته و دارند. نکته مهم اما در این میان، دوری از نگاه سلیقهای چه در بحث کیفی و چه در بحث کمی در حوزه نمایش و ایجاد زیرساختهای آن از قبیل تماشاخانه و... است. در این بخش همگی باید تا جای ممکن، درست مثل دیگر کشورهای توسعهیافته دنیا در ساختوسازهای فرهنگی و عملیات اجرایی و بهرهبرداری آن از نظر نرمافزاری و سختافزاری سهیم باشند.»
خوراک خوب برای مخاطب
این بازیگر تئاتر در بخش دیگری از صحبتهایش در کنار بحث فنی و زیرساختی از لزوم توجه به حوزه محتوا و روی کار آمدن مدیران فرهنگی که از جنس فرهنگ و هنر و با این حوزه آشنا باشند میگوید و اضافه میکند: «الگویی که از آن حرف میزنیم امروز باعث شده ما فرهنگسراها و پردیسهای مختلفی داشته باشیم که به عقیده من کافی نیست و میشود چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی، پیشرفت بیشتری در این بخش داشته باشیم. همین حرکتهایی که تاکنون شاهد آن هستیم و اتفاقاً امروز آزمون و خطاها به نقطه کمخطاتری رسیده است. بهعنوان نمونه امروز شاهد تحولاتی در حوزه ساخت باغموزهها، خانهموزهها، سالنهای تازه نمایش و...هستیم که این همان اتفاق خوب است که البته جای کار بیشتر و گستردهتر در سطح کشور دارد. تجهیز سالنها و تماشاخانهها نیز بخشی از این ماجرا بود که همه اینها بعد از بحث احداث و راهاندازی و در نهایت آنچه به آن زیرساخت میگوییم، نیاز مبرم به حمایت هم دارند. این مسأله در تمام دنیا وجود دارد و تئاتر در هیچ جای دنیا بدون حمایتهای کلان نمیتواند به کار خود ادامه بدهد و چیزی است متفاوتتر از صنعتی مانند سینما. بحث کیفیسازی و تولید و اجرای آثار فاخر و درجه یک هم مبحث دیگری است که باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. مخاطب را باید با خوراک خوب و محصول خوب، پای کار آورد و اگر چنین اتفاقی نیفتد، کمکم این محصول فرهنگی (حتی اگر در بهترین سالنها هم اجرا شود) از سبد خانوار بیرون خواهد رفت.»
توجه به غیرحرفهایها
بازیگر نمایش «قتلهای نیمهکاره» در پاسخ به این سؤال که «چنین اقدامات کمی و کیفی به صورت کاربردی چه تأثیری بر کیفیت تئاترهای ما خواهد داشت»، میگوید: «همانطور که گفتیم فضای تئاتر و شرایطش با سینما متفاوت است. تئاتر یک هنر پرهزینه و البته کمدرآمد است. در همه جای دنیا همینطور است. تعداد اجراها کم و درآمد حاصل از این اجراها هم آنطور نیست که بشود درباره مسائل و درآمدهای مالی آن فکر خاصی کرد؛ اما فیلم از امکانات، شرایط ویژه و حمایتهای خاصی برخوردار است که وابسته به ماهیت و هویت این حوزه، درآمدزایی خوبی در خود دارد و همین است که سینما را به یک صنعت تبدیل کرده است. ایجاد این سالنها و حمایت از هنرمندان این عرصه حداقل باعث میشود قسمتی از سختیهایی که اهالی تئاتر با آن روبهرو هستند کم شود و با دغدغههای کمتری کار خود را روی صحنه ببرند. امکانات همیشه پیشبرنده است. شما تصور کنید کارگردانی که میخواهد یک اجرا را روی صحنه ببرد، از نظر سختافزاری به سالن خوب، محل تمرین مناسب و چیزهایی از این قبیل نیاز دارد تا بتواند کارش را با امنیت معنوی بهتری روی صحنه ببرد و از طرفی تماشاچی که برای دیدن این نمایش میآید هم باید به محض ورود به سالن این امنیت را حس کند. راحت بلیت خریداری کند، دسترسی راحتی از نظر مسافتی به مکان نمایش داشته باشد و در خود سالن هم امکانات استانداردی برایش فراهم باشد؛ نه مثل گذشته که حتی تماشاچی صندلی مناسبی برای نشستن نیز در اختیار نداشت.» او در بخش دیگری از صحبتهای خود میگوید: «مثلاً تصور کنید کسی را که میخواهد برای دیدن فیلم به مجموعه یک پردیس سینمایی برود. خب خیلی راحت بلیتش را از طریق اینترنت خریداری میکند و با احساس آسودگی و آرامش برای دیدن فیلم مورد نظرش به این مجموعه میرود و وقتی میبیند چه شرایط و امکانات مناسبی برایش در نظر گرفته شده حال بهتری هم به او و هم به برگزارکنندگان دست میدهد. حساسیت روی این موضوعات از طرف مدیران واقعاً مهم و پراهمیت است که من فکر میکنم در چند سال اخیر این حساسیتها به چشم آمده و به صورت عملی برایشان اقدامات مهمی انجام شده است. همانطور که گفتم برای کارگردان و بیننده (چه تئاتر و چه سینما) هم این دغدغه وجود دارد. اینکه شما به مخاطبتان احترام بگذارید و از او با شرایط خوبی استقبال کنید تا اثر شما را ببیند، یک حس اعتماد و اطمینان دوطرفه به وجود میآید که باعث میشود آن بیننده و آن کارگردان بخواهند باز در آن محیط، کاری را روی صحنه ببرند و تماشا کنند.»
این بازیگر تئاتر صحبتهای خود را اینطور جمعبندی میکند: «بعضیها تماشاچی حرفهای تئاتر هستند و هر جا که تئاتر خوبی اجرا شود میروند و میبینند؛ ولی ما باید سعی کنیم با در نظر گرفتن شرایط سختافزاری و نرمافزاری کاری کنیم که دیگران هم به تماشای تئاتر اشتیاق پیدا کنند و این مهم جز با کمی و البته کیفیسازی اتفاق نخواهد افتاد. ما باید تلاش کنیم تا اندازه و میزان تماشاچیهای غیرحرفهای را بیشتر کنیم، آنها را برای دیدن به مکانهای خوبی دعوت کنیم و کارهای خوبی برایشان به اجرا بگذاریم و اگر این اتفاق بیفتد مسلماً در حوزه مخاطب هم به شرایط خوبی در تئاتر میرسیم.»
کیفیسازی و کمیسازی
او در بخشی از این گفتوگو با اشاره به این موضوع که تئاتر میتواند بهترین و مهمترین ظرفیت برای فرهنگسازی در یک شهر و محلی برای گفتوگو و تعامل باشد، از توجهی فراتر از سلیقه مدیران حرف میزند و معتقد است این ضرورت باید بهعنوان یک نقشه راهبردی در دستور کار تمامی سازمانها و نهادهای وابسته و حتی غیروابسته به حوزه فرهنگ و هنر اتفاق بیفتد. او میگوید: «اگر بخواهیم به این مسأله نگاهی مأموریتمدار داشته باشیم، طبیعتاً به این نتیجه و جواب میرسیم که در ساختار، تعاریف و وظایف بسیاری از سازمانها وظیفهای در این خصوص پیشبینی نشده و این تابع سلیقه و خواست خود مسئول و مدیر مربوطه است. البته این تصور هم وجود دارد که بسیاری نهادها، سازمانها و ارگانها را حتی اگر عنوان و معاونتهایی همچون فرهنگی و... داشته باشند، فقط مرکز خدماترسانی در حوزههایی مشخص میدانند و آنچنان جایگاه و نقشی در حوزههای فرهنگی برای آنها درنظر نمیگیرند یا حداقل اینطور عادت کردهاند که صرفاً طبق وظیفه و مأموریت طی مسیر کنند.» او در ادامه صحبتهایش از بهبود این روند طی سالهای اخیر حرف میزند و میگوید: البته جای امیدواری است که طی سالهای گذشته بحث از این فراتر رفته است و مدیرانی پای کار آمدهاند که به این مهم چشم و نظر و البته دغدغه داشته و دارند. نکته مهم اما در این میان، دوری از نگاه سلیقهای چه در بحث کیفی و چه در بحث کمی در حوزه نمایش و ایجاد زیرساختهای آن از قبیل تماشاخانه و... است. در این بخش همگی باید تا جای ممکن، درست مثل دیگر کشورهای توسعهیافته دنیا در ساختوسازهای فرهنگی و عملیات اجرایی و بهرهبرداری آن از نظر نرمافزاری و سختافزاری سهیم باشند.»
خوراک خوب برای مخاطب
این بازیگر تئاتر در بخش دیگری از صحبتهایش در کنار بحث فنی و زیرساختی از لزوم توجه به حوزه محتوا و روی کار آمدن مدیران فرهنگی که از جنس فرهنگ و هنر و با این حوزه آشنا باشند میگوید و اضافه میکند: «الگویی که از آن حرف میزنیم امروز باعث شده ما فرهنگسراها و پردیسهای مختلفی داشته باشیم که به عقیده من کافی نیست و میشود چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی، پیشرفت بیشتری در این بخش داشته باشیم. همین حرکتهایی که تاکنون شاهد آن هستیم و اتفاقاً امروز آزمون و خطاها به نقطه کمخطاتری رسیده است. بهعنوان نمونه امروز شاهد تحولاتی در حوزه ساخت باغموزهها، خانهموزهها، سالنهای تازه نمایش و...هستیم که این همان اتفاق خوب است که البته جای کار بیشتر و گستردهتر در سطح کشور دارد. تجهیز سالنها و تماشاخانهها نیز بخشی از این ماجرا بود که همه اینها بعد از بحث احداث و راهاندازی و در نهایت آنچه به آن زیرساخت میگوییم، نیاز مبرم به حمایت هم دارند. این مسأله در تمام دنیا وجود دارد و تئاتر در هیچ جای دنیا بدون حمایتهای کلان نمیتواند به کار خود ادامه بدهد و چیزی است متفاوتتر از صنعتی مانند سینما. بحث کیفیسازی و تولید و اجرای آثار فاخر و درجه یک هم مبحث دیگری است که باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. مخاطب را باید با خوراک خوب و محصول خوب، پای کار آورد و اگر چنین اتفاقی نیفتد، کمکم این محصول فرهنگی (حتی اگر در بهترین سالنها هم اجرا شود) از سبد خانوار بیرون خواهد رفت.»
توجه به غیرحرفهایها
بازیگر نمایش «قتلهای نیمهکاره» در پاسخ به این سؤال که «چنین اقدامات کمی و کیفی به صورت کاربردی چه تأثیری بر کیفیت تئاترهای ما خواهد داشت»، میگوید: «همانطور که گفتیم فضای تئاتر و شرایطش با سینما متفاوت است. تئاتر یک هنر پرهزینه و البته کمدرآمد است. در همه جای دنیا همینطور است. تعداد اجراها کم و درآمد حاصل از این اجراها هم آنطور نیست که بشود درباره مسائل و درآمدهای مالی آن فکر خاصی کرد؛ اما فیلم از امکانات، شرایط ویژه و حمایتهای خاصی برخوردار است که وابسته به ماهیت و هویت این حوزه، درآمدزایی خوبی در خود دارد و همین است که سینما را به یک صنعت تبدیل کرده است. ایجاد این سالنها و حمایت از هنرمندان این عرصه حداقل باعث میشود قسمتی از سختیهایی که اهالی تئاتر با آن روبهرو هستند کم شود و با دغدغههای کمتری کار خود را روی صحنه ببرند. امکانات همیشه پیشبرنده است. شما تصور کنید کارگردانی که میخواهد یک اجرا را روی صحنه ببرد، از نظر سختافزاری به سالن خوب، محل تمرین مناسب و چیزهایی از این قبیل نیاز دارد تا بتواند کارش را با امنیت معنوی بهتری روی صحنه ببرد و از طرفی تماشاچی که برای دیدن این نمایش میآید هم باید به محض ورود به سالن این امنیت را حس کند. راحت بلیت خریداری کند، دسترسی راحتی از نظر مسافتی به مکان نمایش داشته باشد و در خود سالن هم امکانات استانداردی برایش فراهم باشد؛ نه مثل گذشته که حتی تماشاچی صندلی مناسبی برای نشستن نیز در اختیار نداشت.» او در بخش دیگری از صحبتهای خود میگوید: «مثلاً تصور کنید کسی را که میخواهد برای دیدن فیلم به مجموعه یک پردیس سینمایی برود. خب خیلی راحت بلیتش را از طریق اینترنت خریداری میکند و با احساس آسودگی و آرامش برای دیدن فیلم مورد نظرش به این مجموعه میرود و وقتی میبیند چه شرایط و امکانات مناسبی برایش در نظر گرفته شده حال بهتری هم به او و هم به برگزارکنندگان دست میدهد. حساسیت روی این موضوعات از طرف مدیران واقعاً مهم و پراهمیت است که من فکر میکنم در چند سال اخیر این حساسیتها به چشم آمده و به صورت عملی برایشان اقدامات مهمی انجام شده است. همانطور که گفتم برای کارگردان و بیننده (چه تئاتر و چه سینما) هم این دغدغه وجود دارد. اینکه شما به مخاطبتان احترام بگذارید و از او با شرایط خوبی استقبال کنید تا اثر شما را ببیند، یک حس اعتماد و اطمینان دوطرفه به وجود میآید که باعث میشود آن بیننده و آن کارگردان بخواهند باز در آن محیط، کاری را روی صحنه ببرند و تماشا کنند.»
این بازیگر تئاتر صحبتهای خود را اینطور جمعبندی میکند: «بعضیها تماشاچی حرفهای تئاتر هستند و هر جا که تئاتر خوبی اجرا شود میروند و میبینند؛ ولی ما باید سعی کنیم با در نظر گرفتن شرایط سختافزاری و نرمافزاری کاری کنیم که دیگران هم به تماشای تئاتر اشتیاق پیدا کنند و این مهم جز با کمی و البته کیفیسازی اتفاق نخواهد افتاد. ما باید تلاش کنیم تا اندازه و میزان تماشاچیهای غیرحرفهای را بیشتر کنیم، آنها را برای دیدن به مکانهای خوبی دعوت کنیم و کارهای خوبی برایشان به اجرا بگذاریم و اگر این اتفاق بیفتد مسلماً در حوزه مخاطب هم به شرایط خوبی در تئاتر میرسیم.»
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8060/5/634312/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























