فوتبال؛ رسانهای قدرتمند در زیستجهان ما
دکتر رضا ماحوزی
استاد فلسفه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
عصر ما، عصر ارتباطات است. ارتباطات برخلاف تلقی کلاسیک، در روزگار اخیر اشکال متنوعی به خود گرفته و سطح اثرگذاری آن، نه تنها زمان و مکانها را درنوردیده است، بلکه در قلمروهای مختلف، از منطقهای متعددی هم تبعیت میکند. گاه حتی از ضرب چندین منطق، سود میجوید و اثری چندوجهی برجای میگذارد. بدین معنا، وقتی از ارتباطات و همبسته آن، یعنی از «رسانه» سخن میگوییم از پدیدهای به شدت چندوجهی، متکثر و گاه منطقگریز سخن میگوییم؛ پدیدهای که با توسعه فضای سایبر و هوشمصنوعی، بسیار متفاوتتر از قبل تولید میشود و عمل میکند. در این جریان، هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، تغییر میکنند، ارزشگذاری میکنند و گاه باعث سقوط ارزشهای به ظاهر مسلط میشوند.
ورزش و بهطور خاص فوتبال، یکی از آن رسانهها است که اگر چه همچون ادوار پیشین بهصورت فیزیکی و در میدانِ ورزشگاهی معینی انجام میگیرد اما فضایی که شکل میدهد و گسترهای که با خود همراه میسازد و هویتی که برمیسازد، بسیار وسیعتر از میدان و ورزشگاهی است که مسابقه مورد نظر در آن انجام میگیرد. امروزه بسیاری از طرفداران تیمهای مطرح لیگهای اروپایی و آسیایی اساساً در قارهها و کشورهایی متفاوت زندگی میکنند و مصرفکننده نمادها و شعارهای فرهنگی و ورزشی تیمهای محبوبشان هستند. این تنها یک روی سکه است؛ رویی که فوتبال را به رسانهای قدرتمند در استادیومهای ورزشی، قاب تلویزیون، صفحات تبلتها و گوشیهای هوشمند و سایتها و صفحات روزنامهها تبدیل میکند و ذهن و احساسات و بدنهای مخاطبان را برای تعمیق و تهییج ارزشهای خود به خدمت میگیرد.
روی دیگر سکه، مربوط به ظرفیت فوتبال بهعنوان «محبوبترین بازی جهان» در انتقال پیامهای متعدد، اعم از پیامهای صلحطلبانه یا پیامهای اعتراضی و حقطلبانه و اخلاقی و هرگونه پیامی است که تقاضای دیده شدن در عرصه عمومی دارد، اگرچه فوتبال و بهطور کلی ورزش، همواره مدعی بر کنار داشتن خود از عرصه سیاست بوده است،بدین غرض که ذیل منطق سیاست و حتی منطقهای دیگری همچون اقتصاد و اجتماع و غیره عمل نکند و به اصول خاص خود وفادار بماند، اما واقعیت آن است که همواره در ورزشها و در بزرگترین میدانهای ورزشی جهان، یعنی در بازی های جام جهانی فوتبال و المپیک و غیره، اصول و منطقهای غیر ورزشی، خواسته یا ناخواسته وارد شدهاند، اگر چه برخی از متفکران هر گونه فعالیت خنثی و آزاد، از جمله ورزش و فوتبال آزاد را نوعی دسیسه ضد اخلاقی و ضد بشری دانستهاند، اما اگر از این سخنان ایدئولوژیزده بگذریم، حق آن است که ورزش فرصتی است برای شادی، تندرستی، دوستی، ارتباط و بیان و انتقال ارزشها و خواستههایی است که طرفدارانشان برای ابرازشان دنبال موقعیت مناسبی میگردند.
آدمی میل قدرتمندی به ارتباط دارد و این میل را به انحای متعدد کانالیزه میکند. مسابقات فوتبال و جامجهانی، یکی از همان کانالها است که آدمی امیال چندگانهای همچون حس رقابت، شادی و تفریح، انتقال پیام، دوستی، با هم بودن، برقراری روابط جدید، نمایش قدرت و تفاخر و حتی کینه و نفرت را نیز همراه آن کرده است. تجمیع این امیال، سبب شده فوتبال به یکی از بهترین فرصتها و قدرتمندترین رسانههای جهان تبدیل شود.
حضور ایران در جام جهانی اخیر، با شرایطی که کشور در ماههای اخیر تجربه کرده است و سطح واکنشهای جهانی و حتی تقاضای منتقدان و مخالفان حضور تیم ملی در این مسابقات تا حد تحریم آن توسط فیفا، شاید بارزترین مصداق رسانهای بودن ورزش فوتبال در دنیای معاصر باشد؛ مصداقی که علاوه بر موارد فوق، سطوح متعدد انتظار و برچسب و تقاضا و نام و ننگ را به همراه داشته است. بر کنار از جدال در باب اینکه ورزش نباید به سیاست آلوده شود یا آنکه ورزش باید متعهد باشد خواه به نظم سیاسی مستقر،یا در مقابل نظم سیاسی موجود، در واقعیت، موافق باشیم یا نباشیم گاه این آمیختگیها رخ میدهد و وجه رسانهای و ارتباطی ورزش و بهطور خاص فوتبال، خارج از ارزشها و آرمانهای درونورزشی آن، قوت مییابد.
فوتبال ایران، میدان بزرگ مطالعات ارتباطات و رسانه است که در آن هنجارها و ضدهنجارها، تمناهای فردی و جمعی، حب و بغضها و ارزشها و ضدارزشها موج میزند. این موضوع در دو ماه اخیر محدود به فوتبال نبوده و بسیاری از دیگر ورزشها و ورزشکاران، بهصورت فردی و جمعی همچون رسانههایی رنگارنگ عمل کردهاند. این خصیصه ارتباطات در دنیای فعلی ما است که از منابع متعدد تغذیه میکند و با کنش خود، آجری بر آجرهای دیگر ارتباطی و رسانهای میگذارد. تولید و مصرف فکری و فرهنگی آن نیز به قلمرو جغرافیایی و زمانی معینی محدود نمیشود. با این همه، این فضای رسانهای و تبلیغاتی و ارتباطی، بسته به نوع هنجارهای مسلط جهانی و منطقهای در هر دوره تاریخی، سمت و سوی کنش کنشگرانش را معین میکند؛ چنانکه این روزها ورزشکاران و فوتبالیستها به اسم ارزشها و هنجارهایی مشخص، خود را درون چرخه قدرتمند رسانهای قرار داده و هویتیابی میکنند. این موضوعی است که نمیتوان با آن برخوردی انکاری یا حتی قهرآمیز داشت. به عکس، در رویکردی درست باید آن را به رسمیت شناخت و از قدرت رسانهای آن برای تعریف و هدایت ارتباطی استفاده مناسب داشت.
استاد فلسفه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
عصر ما، عصر ارتباطات است. ارتباطات برخلاف تلقی کلاسیک، در روزگار اخیر اشکال متنوعی به خود گرفته و سطح اثرگذاری آن، نه تنها زمان و مکانها را درنوردیده است، بلکه در قلمروهای مختلف، از منطقهای متعددی هم تبعیت میکند. گاه حتی از ضرب چندین منطق، سود میجوید و اثری چندوجهی برجای میگذارد. بدین معنا، وقتی از ارتباطات و همبسته آن، یعنی از «رسانه» سخن میگوییم از پدیدهای به شدت چندوجهی، متکثر و گاه منطقگریز سخن میگوییم؛ پدیدهای که با توسعه فضای سایبر و هوشمصنوعی، بسیار متفاوتتر از قبل تولید میشود و عمل میکند. در این جریان، هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، تغییر میکنند، ارزشگذاری میکنند و گاه باعث سقوط ارزشهای به ظاهر مسلط میشوند.
ورزش و بهطور خاص فوتبال، یکی از آن رسانهها است که اگر چه همچون ادوار پیشین بهصورت فیزیکی و در میدانِ ورزشگاهی معینی انجام میگیرد اما فضایی که شکل میدهد و گسترهای که با خود همراه میسازد و هویتی که برمیسازد، بسیار وسیعتر از میدان و ورزشگاهی است که مسابقه مورد نظر در آن انجام میگیرد. امروزه بسیاری از طرفداران تیمهای مطرح لیگهای اروپایی و آسیایی اساساً در قارهها و کشورهایی متفاوت زندگی میکنند و مصرفکننده نمادها و شعارهای فرهنگی و ورزشی تیمهای محبوبشان هستند. این تنها یک روی سکه است؛ رویی که فوتبال را به رسانهای قدرتمند در استادیومهای ورزشی، قاب تلویزیون، صفحات تبلتها و گوشیهای هوشمند و سایتها و صفحات روزنامهها تبدیل میکند و ذهن و احساسات و بدنهای مخاطبان را برای تعمیق و تهییج ارزشهای خود به خدمت میگیرد.
روی دیگر سکه، مربوط به ظرفیت فوتبال بهعنوان «محبوبترین بازی جهان» در انتقال پیامهای متعدد، اعم از پیامهای صلحطلبانه یا پیامهای اعتراضی و حقطلبانه و اخلاقی و هرگونه پیامی است که تقاضای دیده شدن در عرصه عمومی دارد، اگرچه فوتبال و بهطور کلی ورزش، همواره مدعی بر کنار داشتن خود از عرصه سیاست بوده است،بدین غرض که ذیل منطق سیاست و حتی منطقهای دیگری همچون اقتصاد و اجتماع و غیره عمل نکند و به اصول خاص خود وفادار بماند، اما واقعیت آن است که همواره در ورزشها و در بزرگترین میدانهای ورزشی جهان، یعنی در بازی های جام جهانی فوتبال و المپیک و غیره، اصول و منطقهای غیر ورزشی، خواسته یا ناخواسته وارد شدهاند، اگر چه برخی از متفکران هر گونه فعالیت خنثی و آزاد، از جمله ورزش و فوتبال آزاد را نوعی دسیسه ضد اخلاقی و ضد بشری دانستهاند، اما اگر از این سخنان ایدئولوژیزده بگذریم، حق آن است که ورزش فرصتی است برای شادی، تندرستی، دوستی، ارتباط و بیان و انتقال ارزشها و خواستههایی است که طرفدارانشان برای ابرازشان دنبال موقعیت مناسبی میگردند.
آدمی میل قدرتمندی به ارتباط دارد و این میل را به انحای متعدد کانالیزه میکند. مسابقات فوتبال و جامجهانی، یکی از همان کانالها است که آدمی امیال چندگانهای همچون حس رقابت، شادی و تفریح، انتقال پیام، دوستی، با هم بودن، برقراری روابط جدید، نمایش قدرت و تفاخر و حتی کینه و نفرت را نیز همراه آن کرده است. تجمیع این امیال، سبب شده فوتبال به یکی از بهترین فرصتها و قدرتمندترین رسانههای جهان تبدیل شود.
حضور ایران در جام جهانی اخیر، با شرایطی که کشور در ماههای اخیر تجربه کرده است و سطح واکنشهای جهانی و حتی تقاضای منتقدان و مخالفان حضور تیم ملی در این مسابقات تا حد تحریم آن توسط فیفا، شاید بارزترین مصداق رسانهای بودن ورزش فوتبال در دنیای معاصر باشد؛ مصداقی که علاوه بر موارد فوق، سطوح متعدد انتظار و برچسب و تقاضا و نام و ننگ را به همراه داشته است. بر کنار از جدال در باب اینکه ورزش نباید به سیاست آلوده شود یا آنکه ورزش باید متعهد باشد خواه به نظم سیاسی مستقر،یا در مقابل نظم سیاسی موجود، در واقعیت، موافق باشیم یا نباشیم گاه این آمیختگیها رخ میدهد و وجه رسانهای و ارتباطی ورزش و بهطور خاص فوتبال، خارج از ارزشها و آرمانهای درونورزشی آن، قوت مییابد.
فوتبال ایران، میدان بزرگ مطالعات ارتباطات و رسانه است که در آن هنجارها و ضدهنجارها، تمناهای فردی و جمعی، حب و بغضها و ارزشها و ضدارزشها موج میزند. این موضوع در دو ماه اخیر محدود به فوتبال نبوده و بسیاری از دیگر ورزشها و ورزشکاران، بهصورت فردی و جمعی همچون رسانههایی رنگارنگ عمل کردهاند. این خصیصه ارتباطات در دنیای فعلی ما است که از منابع متعدد تغذیه میکند و با کنش خود، آجری بر آجرهای دیگر ارتباطی و رسانهای میگذارد. تولید و مصرف فکری و فرهنگی آن نیز به قلمرو جغرافیایی و زمانی معینی محدود نمیشود. با این همه، این فضای رسانهای و تبلیغاتی و ارتباطی، بسته به نوع هنجارهای مسلط جهانی و منطقهای در هر دوره تاریخی، سمت و سوی کنش کنشگرانش را معین میکند؛ چنانکه این روزها ورزشکاران و فوتبالیستها به اسم ارزشها و هنجارهایی مشخص، خود را درون چرخه قدرتمند رسانهای قرار داده و هویتیابی میکنند. این موضوعی است که نمیتوان با آن برخوردی انکاری یا حتی قهرآمیز داشت. به عکس، در رویکردی درست باید آن را به رسمیت شناخت و از قدرت رسانهای آن برای تعریف و هدایت ارتباطی استفاده مناسب داشت.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8060/22/634399/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























