اسطورهای که نه از دل رفت و نه از دیده
نامیرایی تختی
حامد جیرودی
خبرنگار
حالا 53 سال از آن روز شوم میگذرد؛ 17 دی 1346. روزی که جهان پهلوان غلامرضا تختی در هتل آتلانتیک تهران چشم از جهان فروبست و همه را در شوکی بزرگ فرو برد. 53 سال برای خودش یک عمر است. زمانی بیش از نیم قرن. یعنی اندازه سن بابک فرزند تختی که وقتی پدرش را از دست داد، کودکی 4 ماهه بود. میگویند وقتی 30 سال از زمان مرگ فردی بگذرد، میتوان فرد تازه درگذشتهای را به جای او به خاک سپرد. چرا که دیگر استخوانهای انسان پوسیده و تقریباً از بین میرود اما این موضوع برای قهرمان بزرگ کشتی ایران، معنا و مفهومی ندارد. چرا که اگر سری به گورستان قدیمی ابنبابویه در شهر ری زده باشید، میبینید که در میان قبور خاک خورده، سنگهای شکسته شده و مزار چهرههای سرشناسی مانند میرزاده عشقی، دکتر سید حسین فاطمی، علی اکبر دهخدا و... این قبر تختی است که همچنان مردم را به سوی خود میکشاند و دوستداران جهان پهلوان در حال قرائت فاتحه بر سر مزار او هستند. انگار نه انگار که سالهاست تختی رخت از این جهان فرو بسته. اسطورهای که اگر حتی از مرگ عجیب او و ماجراهای نقل شده درباره آن بگذریم، شرایط پس از مرگ متفاوتی را سپری کرده است. مدتی پس از خاکسپاری باشکوه او که یک ایران عزادار آن شد، کمتر کسی جرأت حضور بر سر قبر او را در سالهای قبل از انقلاب داشت. چرا که بیم این وجود داشت که افرادی که بر سر مزار او حاضر میشوند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شوند و دلیل این موضوع هم وجهه دیگر تختی یعنی سیاسی بودن او بود. موضوعی که باعث شده بود او در سالهای آخر عمر خود به انزوا رانده شود و حتی به اردوها و سالنهای کشتی هم راه داده نشود. تختی پس از مرگ، در یکی از قبرهای خاندان شمشیری بهصورت امانت به خاک سپرده شد و برای همین علاقهمندان او تا همین چند سال پیش ناچار بودند از پشت نردههای فلزی آرامگاه اختصاصی خانواده شمشیری، قبر جهان پهلوان را که غریب و مهجور افتاده بود، نظاره کنند. با این حال، هر ساله در 17 دی غوغایی در ابن بابویه برپا میشد که نگو و نپرس. تختی که در قبری امانی بود، با رضایت خانواده شمشیری قبرش دست نخورده باقی ماند. چرا که جهانپهلوان «امانت» عزیز مردم ایران بود در گوشه ابن بابویه و حالا مزار او وضعیت آبرومندانهتری پیدا کرده است. حالا هر کسی که ممکن است حتی پدرش هم کشتیهای تختی را از نزدیک ندیده باشد، میتواند به شهر ری برود و با مزار مرد تمامنشدنی ورزش ایران که در سال 99 باز هم نونوار شد، عکس سلفی بگیرد و پیشینه و افتخارات او را که دور تا دور آرامگاهش نصب شده، با دقت بخواند. امسال اما وضع کمی متفاوت است و به خاطر کرونا مراسم سالروز درگذشت جهان پهلوان در ابنبابویه با حضور پر شمار مردم برگزار نمیشود و فقط صدای زنگ مرشد است که به یاد او نواخته میشود اما مگر کرونا میتواند حریف تختی شود؟ او سالهای سال است که قلب و روح ایرانیان را به تسخیر خود درآورده و دوستدارانش همیشه به یاد او و مرام پهلوانیاش هستند. حتی اگر نام یکی از خیابانهای محل زندگیاش در شمال تهران را تغییر دهند. چرا که تختی این ضربالمثل که «از دل برود، هر آن که از دیده برفت» را در مورد خود تغییر داده و جایش را در قلوب میلیونها ایرانی تا ابد حفظ کرده است. مردی که هیچ وقت نمیمیرد!
خبرنگار
حالا 53 سال از آن روز شوم میگذرد؛ 17 دی 1346. روزی که جهان پهلوان غلامرضا تختی در هتل آتلانتیک تهران چشم از جهان فروبست و همه را در شوکی بزرگ فرو برد. 53 سال برای خودش یک عمر است. زمانی بیش از نیم قرن. یعنی اندازه سن بابک فرزند تختی که وقتی پدرش را از دست داد، کودکی 4 ماهه بود. میگویند وقتی 30 سال از زمان مرگ فردی بگذرد، میتوان فرد تازه درگذشتهای را به جای او به خاک سپرد. چرا که دیگر استخوانهای انسان پوسیده و تقریباً از بین میرود اما این موضوع برای قهرمان بزرگ کشتی ایران، معنا و مفهومی ندارد. چرا که اگر سری به گورستان قدیمی ابنبابویه در شهر ری زده باشید، میبینید که در میان قبور خاک خورده، سنگهای شکسته شده و مزار چهرههای سرشناسی مانند میرزاده عشقی، دکتر سید حسین فاطمی، علی اکبر دهخدا و... این قبر تختی است که همچنان مردم را به سوی خود میکشاند و دوستداران جهان پهلوان در حال قرائت فاتحه بر سر مزار او هستند. انگار نه انگار که سالهاست تختی رخت از این جهان فرو بسته. اسطورهای که اگر حتی از مرگ عجیب او و ماجراهای نقل شده درباره آن بگذریم، شرایط پس از مرگ متفاوتی را سپری کرده است. مدتی پس از خاکسپاری باشکوه او که یک ایران عزادار آن شد، کمتر کسی جرأت حضور بر سر قبر او را در سالهای قبل از انقلاب داشت. چرا که بیم این وجود داشت که افرادی که بر سر مزار او حاضر میشوند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شوند و دلیل این موضوع هم وجهه دیگر تختی یعنی سیاسی بودن او بود. موضوعی که باعث شده بود او در سالهای آخر عمر خود به انزوا رانده شود و حتی به اردوها و سالنهای کشتی هم راه داده نشود. تختی پس از مرگ، در یکی از قبرهای خاندان شمشیری بهصورت امانت به خاک سپرده شد و برای همین علاقهمندان او تا همین چند سال پیش ناچار بودند از پشت نردههای فلزی آرامگاه اختصاصی خانواده شمشیری، قبر جهان پهلوان را که غریب و مهجور افتاده بود، نظاره کنند. با این حال، هر ساله در 17 دی غوغایی در ابن بابویه برپا میشد که نگو و نپرس. تختی که در قبری امانی بود، با رضایت خانواده شمشیری قبرش دست نخورده باقی ماند. چرا که جهانپهلوان «امانت» عزیز مردم ایران بود در گوشه ابن بابویه و حالا مزار او وضعیت آبرومندانهتری پیدا کرده است. حالا هر کسی که ممکن است حتی پدرش هم کشتیهای تختی را از نزدیک ندیده باشد، میتواند به شهر ری برود و با مزار مرد تمامنشدنی ورزش ایران که در سال 99 باز هم نونوار شد، عکس سلفی بگیرد و پیشینه و افتخارات او را که دور تا دور آرامگاهش نصب شده، با دقت بخواند. امسال اما وضع کمی متفاوت است و به خاطر کرونا مراسم سالروز درگذشت جهان پهلوان در ابنبابویه با حضور پر شمار مردم برگزار نمیشود و فقط صدای زنگ مرشد است که به یاد او نواخته میشود اما مگر کرونا میتواند حریف تختی شود؟ او سالهای سال است که قلب و روح ایرانیان را به تسخیر خود درآورده و دوستدارانش همیشه به یاد او و مرام پهلوانیاش هستند. حتی اگر نام یکی از خیابانهای محل زندگیاش در شمال تهران را تغییر دهند. چرا که تختی این ضربالمثل که «از دل برود، هر آن که از دیده برفت» را در مورد خود تغییر داده و جایش را در قلوب میلیونها ایرانی تا ابد حفظ کرده است. مردی که هیچ وقت نمیمیرد!
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7536/18/565615/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

























