خاطرات یک دیپلمات
روایت گمشده
فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری
سفر بیکر به دمشق
جرجیان سفیر امریکا هنگامی که در ملاقات ۱۴ ژانویه ۱۹۹۱ با من، پیام اسد به بوش را تحویل گرفت، با گفتن اینکه زمان پیام، بسیار ویژه است و آنسان که گویی گنجی در دست دارد، شتابان به سوی سفارت کشورش رفت. هنگامی که پیام اسد را تحویل او دادم، مردمک چشمانش در حالی که داشت از حدقه درمیآمد با سرعت از چپ به راست میرفت تا به صفحه پسین پیام برسد و جمله «بله، در کنفرانس صلح شرکت میکنیم» را ببیند. جرجیان ابراز تمایل کرد کاش نامه را شخص رئیس جمهوری اسد به او تحویل داده بود. اما با اجازهای که به او دادم، اعلام کرد پیام را در دیدار با رئیس جمهوری اسد گرفته است. پاسخ ما مبنی بر موافقت با کنفرانس صلحی که بینالمللی- نه منطقهای- بود، حکومت شامیر را در برابر امریکاییها و افکار عمومی بینالمللی در تنگنای شدیدی قرار داد. اسرائیل تا آن هنگام بهانهجویی میکرد که عربها و به شکل مشخص سوریه - نه اسرائیل - کنفرانس را نپذیرفتهاند، اما اینک توپ در زمین اسرائیل قرار گرفته بود. بیکر عملاً نیز نتوانست موافقت حکومت اسرائیل با برگزاری کنفرانس را پیش از اول آگوست ۱۹۹۱ دریافت کند. این موافقت البته تنها با حضور در کنفرانس بود تا موج سر و صداها و انتقادها از اسرائیل را خاموش کند و به معنای موافقت با بنیانهای کنفرانس و تضمینهای امریکایی آن، نبود.
تضمیننامه
اصرار ما بر ارائه «تضمین نامه» از سوی امریکا، ناشی از نگاهی واقعبینانه و چکیدهاش این بود: نیروی پیشران امریکایی کنفرانس صلح، ممکن است تنها در اندازه برگزاری کنفرانس از حرکت بازایستاده و فشار ویژهای بر اسرائیل برای رسیدن به نتایج ملموس در زمینه روند صلح وارد نکند. در همان زمان در توضیح علت این اصرار سوریه در یک کنفرانس مطبوعاتی، نکتهای گفتم که در ملاقاتهای خود با بیکر نیز میگفتم: «ما به دنبال گرفتن تضمینی از ایالات متحده هستیم که این کشور ملتزم به اجرای دو قطعنامه ۲۴۲ و ۳۳۸ در چهارچوب کنفرانس صلح است» زیرا «مایلیم شرکت ما در این کنفرانس، در روشنای میانه روز و نه در تاریکی باشد و بتوانیم نوری در پایان تونل ببینیم.» بیکر در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۱ به دمشق آمد. این هشتمین سفر زنجیرهای او به منطقه از هنگام یورش عراق به کویت و ششمین سفر او از پایان جنگ دوم خلیج فارس بود. اما با بالاگرفتن فشار امریکا بر حکومت شامیر از طریق تعلیق اعتبار اسنادی قرض ۱۰ میلیارد دلاری اسرائیل برای ساخت شهرکهای جدید یهودی در سرزمینهای اشغالی عربی، از دیگر سفرهای او بازشناخته شد. فشار امریکا بر اسرائیل، تأثیر مثبت خود را بر ما گذاشت اما نه آنچنان که مست این اقدام شویم، زیرا درباره عمق روابط امریکا و اسرائیل دچار توهم نبودیم. ما همچنان به این فرضیه واقع بینانه باور داشتیم که ماهیت روابط ویژه میان ایالات متحده و اسرائیل میتواند منجر به این شود که کنفرانس برگزار و افتتاح شود، اما کاری برای رسیدن به نتایجی که برای آن برگزار شده یعنی عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی عربی و اجرای قطعنامههای ۲۴۲ و ۳۳۸ انجام نشود. اینها البته مواضعی بود که شخص رئیس جمهوری امریکا در مارس گذشته در برابر کنگره این کشور اعلام کرده بود. کنگرهای که میدانستیم در هیچ شرایطی علیه منافع اسرائیل اقدام نخواهد کرد.
مترجم: حسین جابری انصاری
سفر بیکر به دمشق
جرجیان سفیر امریکا هنگامی که در ملاقات ۱۴ ژانویه ۱۹۹۱ با من، پیام اسد به بوش را تحویل گرفت، با گفتن اینکه زمان پیام، بسیار ویژه است و آنسان که گویی گنجی در دست دارد، شتابان به سوی سفارت کشورش رفت. هنگامی که پیام اسد را تحویل او دادم، مردمک چشمانش در حالی که داشت از حدقه درمیآمد با سرعت از چپ به راست میرفت تا به صفحه پسین پیام برسد و جمله «بله، در کنفرانس صلح شرکت میکنیم» را ببیند. جرجیان ابراز تمایل کرد کاش نامه را شخص رئیس جمهوری اسد به او تحویل داده بود. اما با اجازهای که به او دادم، اعلام کرد پیام را در دیدار با رئیس جمهوری اسد گرفته است. پاسخ ما مبنی بر موافقت با کنفرانس صلحی که بینالمللی- نه منطقهای- بود، حکومت شامیر را در برابر امریکاییها و افکار عمومی بینالمللی در تنگنای شدیدی قرار داد. اسرائیل تا آن هنگام بهانهجویی میکرد که عربها و به شکل مشخص سوریه - نه اسرائیل - کنفرانس را نپذیرفتهاند، اما اینک توپ در زمین اسرائیل قرار گرفته بود. بیکر عملاً نیز نتوانست موافقت حکومت اسرائیل با برگزاری کنفرانس را پیش از اول آگوست ۱۹۹۱ دریافت کند. این موافقت البته تنها با حضور در کنفرانس بود تا موج سر و صداها و انتقادها از اسرائیل را خاموش کند و به معنای موافقت با بنیانهای کنفرانس و تضمینهای امریکایی آن، نبود.
تضمیننامه
اصرار ما بر ارائه «تضمین نامه» از سوی امریکا، ناشی از نگاهی واقعبینانه و چکیدهاش این بود: نیروی پیشران امریکایی کنفرانس صلح، ممکن است تنها در اندازه برگزاری کنفرانس از حرکت بازایستاده و فشار ویژهای بر اسرائیل برای رسیدن به نتایج ملموس در زمینه روند صلح وارد نکند. در همان زمان در توضیح علت این اصرار سوریه در یک کنفرانس مطبوعاتی، نکتهای گفتم که در ملاقاتهای خود با بیکر نیز میگفتم: «ما به دنبال گرفتن تضمینی از ایالات متحده هستیم که این کشور ملتزم به اجرای دو قطعنامه ۲۴۲ و ۳۳۸ در چهارچوب کنفرانس صلح است» زیرا «مایلیم شرکت ما در این کنفرانس، در روشنای میانه روز و نه در تاریکی باشد و بتوانیم نوری در پایان تونل ببینیم.» بیکر در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۱ به دمشق آمد. این هشتمین سفر زنجیرهای او به منطقه از هنگام یورش عراق به کویت و ششمین سفر او از پایان جنگ دوم خلیج فارس بود. اما با بالاگرفتن فشار امریکا بر حکومت شامیر از طریق تعلیق اعتبار اسنادی قرض ۱۰ میلیارد دلاری اسرائیل برای ساخت شهرکهای جدید یهودی در سرزمینهای اشغالی عربی، از دیگر سفرهای او بازشناخته شد. فشار امریکا بر اسرائیل، تأثیر مثبت خود را بر ما گذاشت اما نه آنچنان که مست این اقدام شویم، زیرا درباره عمق روابط امریکا و اسرائیل دچار توهم نبودیم. ما همچنان به این فرضیه واقع بینانه باور داشتیم که ماهیت روابط ویژه میان ایالات متحده و اسرائیل میتواند منجر به این شود که کنفرانس برگزار و افتتاح شود، اما کاری برای رسیدن به نتایجی که برای آن برگزار شده یعنی عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی عربی و اجرای قطعنامههای ۲۴۲ و ۳۳۸ انجام نشود. اینها البته مواضعی بود که شخص رئیس جمهوری امریکا در مارس گذشته در برابر کنگره این کشور اعلام کرده بود. کنگرهای که میدانستیم در هیچ شرایطی علیه منافع اسرائیل اقدام نخواهد کرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7730/4/587450/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




















