یادداشت
نگاهی به مستند «موج نو» کار احمد طالبی نژاد
سینماگران مؤلف به روایت منتقدی مؤلف
سید رضا صائمی
منتقد سینما
فارغ از اینکه مستند «موج نو» از چه نقاط ضعف و قوتی برخوردار است با فیلمی مواجه هستیم که از یک سو درباره سینماست و از سوی دیگر مؤلف آن خود یک منتقد سینماست. منتقدی که به صراحت و شفاف صحبت کردن هم شهره است و این تکلیف ما را با اثر روشنتر میکند. واقعیت این است که سینمای موج نو در مستند موج نو به مثابه یک جریان فرهنگی نه تاریخمند معرفی شده که همچون یک جریان و جنبش سینمایی همچنان ادامه دارد و مرز خود را با سینمای گیشهای و کلیشهای، مشخص میکند. شاید بتوان گفت که این مستند روایت نوعی هویت مندی و تشخص طلبی فرهنگی- هنری در سینمای ایران است که بیش از هر مؤلفه دیگری به زیبایی شناسی و بازنمایی دغدغههای روشنفکرانه در سینما پایبند است. در واقع این مستند را میتوان روایت طالبینژاد از جریان موج نو در سینمای ایران دانست که مبتنی بر سنخ شناسی شخصی بنا شده است.
اگرچه سینما به روایت سینما در اینجا واجد سویه پژوهشی شده و مخاطب به نوعی با یک مستند پژوهشگرانه مواجه است اما مطلقاً هم در قالب ساختارهای متعارف این گونه از مستندها قرار نمیگیرد.ضمن اینکه این روایت تحقیقی بواسطه الصاق تصاویر برخی از فیلمهایی که مصداق موج نو از نظر فیلمساز هستند با شمایل و زبان شخصی مؤلف درهم تنیده شده و روایتی متفاوت از سینمای متفاوت را به تصویر میکشد.جالب اینکه فیلمی را که طالبینژاد بهعنوان آغازگر جریان موجنو در سینمای ایران معرفی میکند خود یک «سینما به روایت سینما» است یعنی فیلم حاجی آقا آکتور سینما! در واقع از منظر این مستند، فیلم «حاجیآقا آکتور سینما» نخستین سنگ بنای سینمای نوین ایران را پایهگذاری کرده است و از این زاویه مهمترین فیلم تاریخ سینمای ایران است که اتفاقاً در آن نیز به مشکلات خود سینمای ایران پرداخته شده است. با این حال آنچه در نوع روایت طالبینژاد قابل تشخیص است که فیلم سویه جریان شناسی دارد نه شخصیت شناسی. به این معنی که روایتی از کارنامه فیلمسازانی که در جریان موج نو سهیم بودهاند نیست بلکه خود این جریان و قبض و بسط سینمایی – اجتماعی آن به مثابه یک ابژه سینمایی مورد بازخوانی و بازنمایی قرار میگیرد.
مستند موج نو از دو بخش اطلاعات و تحلیل بهعنوان مصالح ساختاری خود در روایت بهره میبرد و با خوانشی که از سینمای فیلمسازانی مثل داریوش مهرجویی، بهمن فرمانآرا، کیانوش عیاری، اصغر فرهادی، پرویز شهبازی و شهرام مکری واجد کارکرد آموزشی برای فیلمسازان جوان بوده که چه بسا شناخت تاریخی آنان از سینمای ایران بواسطه یک انقطاع نسلی- فکری کمرنگ شده و نیازمند یادآوری است. در واقع پیوند حس نوستالژی اثر با تفکر استراتژی درباره سینمای ایران میتواند به مثابه کارکرد روانی این مستند به ذهن و دل مخاطب بنشیند و به ایجاد نوعی برانگیختگی شناختی نسبت به گذشته و تاریخ سینمای ایران منجر شود. با این حال نمیتوان موج نو را مستندی جامع و کامل درباره جریان موج نو سینمای ایران دانست که به همه ابعاد و جزئیات این پدیده میپردازد و در واقع روایت مؤلف از سینمای موج نو است.چه بسا دوستداران مسعود کیمیایی که فیلم قیصر و گوزنها را بهعنوان دو فیلم شاخص در شکلگیری موج نو سینمای ایران میدانند به این مستند خرده بگیرند و آن را نه تعریف که تحریف سوژه بدانند اما با توجه به اینکه احمد طالبینژاد بیش از مستند ساز بودن در خاستگاه و کسوت منتقد و نویسنده سینمایی شناخته میشود این اثر را باید نوعی نقد و یادداشت بصری درباره سینمای موج نو ایران دانست که بالطبع تأویلهای شخصی نه سلیقهای، بنیان آن را شکل میدهد و گمان نمیکنم خود طالبینژاد هم مدعی باشد آنچه در این مستند میبینیم روایت کلان و مطلق درباره موج نو باشد.
از حیث فرم نیز مستند «موج نو» اثری سرزنده و پویاست که از ریتم مناسبی برخوردار است و شاید صراحت لهجه افرادی که در مستند حرف میزنند به تعمیق ریتم در کنار جذابیتهای مضمونی کمک میکند. ضمن اینکه موج نو را میتوان روایتی جامعه شناختی از سینمای ایران بهعنوان یک پدیده اجتماعی هم دانست.
نشست نقد و بررسی مستند «موج نو» به کارگردانی
احمد طالبینژاد امروزساعت 17:30 در خانه هنرمندان برگزار میشود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6408/24/397887/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.








































