خاطرات 453 روز حضور در کاخ سفید
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد
جان بولتون / مشاورامنیت ملی سابق ترامپ / مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی
طلبکاری به جای عذرخواهی
یکی از این اتفاقات عجیب و غریب در نیمه ماه مه و پس از اظهارات تحقیرآمیز «کِلی سادلر» یکی از کارکنان بخش ارتباطات کاخ سفید درباره «جان مک کین» سناتور باسابقه جمهوریخواه روی داد. خانم سادلر در اظهاراتی که به رسانهها نیز درز پیدا کرد، گفته بود مهم نیست جان مک کین درباره انتصاب جیناهاسپل به عنوان رئیس سیا چگونه رأی بدهد، چرا که او درحال احتضار است و همین روزها میمیرد. انتشار این سخنان در رسانهها بلافاصله طوفانی به پا کرد. ترامپ به دنبال این بود که سادلر را ارتقا بدهد ولی دیگران خواستار اخراج فوری وی یا حداقل عذرخواهی رسمی به خاطر بی مبالاتیاش بودند. سادلر از عذرخواهی خودداری کرد و به خاطر اظهاراتش توبیخ نشد، چون ترامپ از مک کین متنفر بود. در عوض او طلبکار هم شد و شروع به انتقاد از کسانی کرد که اظهارات توهینآمیزش را به رسانهها درز داده بودند؛ یک تاکتیک هجومی نخنما شده در کاخ سفیدِ ترامپ. بعداً شنیدم که در جریان یک دیدار در اتاق بیضی (دفتر رئیس جمهوری) ترامپ با در آغوش کشیدن و بوسیدن سادلر به نوعی به او جایزه هم داده بود. با اینکه این افتضاح اصولاً دغدغه اصلی من نبود اما یک بار که جان کِلی را دیدم اشاره کردم که افراد عاقل حتماً برای حل و فصل افتضاحِ یک کارمند گردنکش، عذرخواهی میکردند. کِلی در جواب گفت: «تو نمیتوانی تصور کنی که چقدر دلم میخواهد از اینجا خلاص شوم. اینجا جای بدی برای کار است و تو هم به مرور متوجه خواهی شد.» کِلی به عنوان رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید اولین نفری بود که صبحها ترامپ را میدید و در پایان روز هم آخرین نفری بود که با او خداحافظی میکرد و من فقط میتوانم حدس بزنم که او در مدت خدمتش جلوی چند اشتباه را توانسته است، بگیرد. کِلی به انتقاد از رسانهها پرداخت که از نظر من کاملاً قابل توجیه بود و خطاب به من گفت: «آنها به سراغ تو هم میآیند.» خودم هم در این باره تردیدی نداشتم. کره شمالی به تهدیدات خود مبنی بر لغو اجلاس ترامپ – کیم ادامه میداد و مشخصاً به شخص من هم حمله میکرد. البته این حملات برای من تازگی نداشت. کره شمالی در سال 2002 و در دوران ریاست جمهوری بوش (پسر) افتخار داده و مرا «تفاله بشریت» توصیف کرده بود. آنها بویژه از ارجاع من به مدل لیبی برای خلع سلاح هستهای عصبانی بوده و حملاتشان بیشتر بر این متمرکز بود (من با خودم فکر میکردم نکند کرهایها در داخل کاخ سفید خبرچین دارند و از واکنش ترامپ نسبت به اشاره من به مدل لیبی آگاه شدهاند). آنها میگفتند: «ما از قبل ماهیت و ذات بولتون را میشناسیم و به هیچ وجه حس نفرتمان را نسبت به وی پنهان نمیکنیم.» البته برای همه ما در طرف امریکایی مذاکرات کاملاً روشن بود که ناراحتی آنها از کجا نشأت میگیرد. کرهایها در واقع به موضوع «خلع سلاح هستهای کامل، قابل راستیآزمایی و غیرقابل برگشت» حمله میکردند. کره جنوبی همچنان نگران تلاشهای همسایه شمالی برای ناکام گذاشتن مانور نظامی مشترک کره جنوبی و امریکا بود. حتی دولت به اصطلاح صلح طلب و طرفدار مذاکره رئیس جمهور مون
در سئول نیز بخوبی و به طور کامل درک میکرد که این مانور مشترک چقدر برای امنیت آنها حیاتی است و از اینکه کره شمالی مجدداً تلاش میکند تا میان سئول و واشنگتن تفرقه ایجاد کند، ابراز نگرانی میکرد.
طلبکاری به جای عذرخواهی
یکی از این اتفاقات عجیب و غریب در نیمه ماه مه و پس از اظهارات تحقیرآمیز «کِلی سادلر» یکی از کارکنان بخش ارتباطات کاخ سفید درباره «جان مک کین» سناتور باسابقه جمهوریخواه روی داد. خانم سادلر در اظهاراتی که به رسانهها نیز درز پیدا کرد، گفته بود مهم نیست جان مک کین درباره انتصاب جیناهاسپل به عنوان رئیس سیا چگونه رأی بدهد، چرا که او درحال احتضار است و همین روزها میمیرد. انتشار این سخنان در رسانهها بلافاصله طوفانی به پا کرد. ترامپ به دنبال این بود که سادلر را ارتقا بدهد ولی دیگران خواستار اخراج فوری وی یا حداقل عذرخواهی رسمی به خاطر بی مبالاتیاش بودند. سادلر از عذرخواهی خودداری کرد و به خاطر اظهاراتش توبیخ نشد، چون ترامپ از مک کین متنفر بود. در عوض او طلبکار هم شد و شروع به انتقاد از کسانی کرد که اظهارات توهینآمیزش را به رسانهها درز داده بودند؛ یک تاکتیک هجومی نخنما شده در کاخ سفیدِ ترامپ. بعداً شنیدم که در جریان یک دیدار در اتاق بیضی (دفتر رئیس جمهوری) ترامپ با در آغوش کشیدن و بوسیدن سادلر به نوعی به او جایزه هم داده بود. با اینکه این افتضاح اصولاً دغدغه اصلی من نبود اما یک بار که جان کِلی را دیدم اشاره کردم که افراد عاقل حتماً برای حل و فصل افتضاحِ یک کارمند گردنکش، عذرخواهی میکردند. کِلی در جواب گفت: «تو نمیتوانی تصور کنی که چقدر دلم میخواهد از اینجا خلاص شوم. اینجا جای بدی برای کار است و تو هم به مرور متوجه خواهی شد.» کِلی به عنوان رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید اولین نفری بود که صبحها ترامپ را میدید و در پایان روز هم آخرین نفری بود که با او خداحافظی میکرد و من فقط میتوانم حدس بزنم که او در مدت خدمتش جلوی چند اشتباه را توانسته است، بگیرد. کِلی به انتقاد از رسانهها پرداخت که از نظر من کاملاً قابل توجیه بود و خطاب به من گفت: «آنها به سراغ تو هم میآیند.» خودم هم در این باره تردیدی نداشتم. کره شمالی به تهدیدات خود مبنی بر لغو اجلاس ترامپ – کیم ادامه میداد و مشخصاً به شخص من هم حمله میکرد. البته این حملات برای من تازگی نداشت. کره شمالی در سال 2002 و در دوران ریاست جمهوری بوش (پسر) افتخار داده و مرا «تفاله بشریت» توصیف کرده بود. آنها بویژه از ارجاع من به مدل لیبی برای خلع سلاح هستهای عصبانی بوده و حملاتشان بیشتر بر این متمرکز بود (من با خودم فکر میکردم نکند کرهایها در داخل کاخ سفید خبرچین دارند و از واکنش ترامپ نسبت به اشاره من به مدل لیبی آگاه شدهاند). آنها میگفتند: «ما از قبل ماهیت و ذات بولتون را میشناسیم و به هیچ وجه حس نفرتمان را نسبت به وی پنهان نمیکنیم.» البته برای همه ما در طرف امریکایی مذاکرات کاملاً روشن بود که ناراحتی آنها از کجا نشأت میگیرد. کرهایها در واقع به موضوع «خلع سلاح هستهای کامل، قابل راستیآزمایی و غیرقابل برگشت» حمله میکردند. کره جنوبی همچنان نگران تلاشهای همسایه شمالی برای ناکام گذاشتن مانور نظامی مشترک کره جنوبی و امریکا بود. حتی دولت به اصطلاح صلح طلب و طرفدار مذاکره رئیس جمهور مون
در سئول نیز بخوبی و به طور کامل درک میکرد که این مانور مشترک چقدر برای امنیت آنها حیاتی است و از اینکه کره شمالی مجدداً تلاش میکند تا میان سئول و واشنگتن تفرقه ایجاد کند، ابراز نگرانی میکرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7431/4/553091/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





















