تغییر در گروه اقدام ایران؛ شکست یا تغییر در سیاست امریکا؟



ایمان اسدی
کارشناس سیاست خارجی
انتصاب برایان هوک به عنوان نماینده ویژه امریکا در امور ایران، با تأسیس گروه اقدام ایران همزمان شد و او که از دوره رکس تیلرسون در وزارت خارجه امریکا بود، روی پرونده ایران متمرکز شد. این گروه پس از اعلام راهبرد ترامپ علیه ایران در 13 اکتبر 2017 مقارن با 21 مهر ماه سال 96، و به تبع آن خروج یکجانبه امریکا از برجام، در میانه‌ بازگشت تحریم‌ها علیه ایران و به عنوان هماهنگ‌کننده‌ بخش‌های مختلف حاکمیت امریکا در قبال تحریم ایران و ایجاد اجماع در سطح بین‌الملل برای اجرای سختگیرانه‌ تحریم‌ها به وجود آمد. در آن برهه، هماهنگ‌سازی اقدامات آشکار علیه ایران را گروه اقدام ایران وزارت خارجه امریکا به ریاست برایان هوک عهده‌دار شد و هماهنگ‌سازی اقدامات پنهان نیز برعهده‌ مرکز عملیات ایرانِ سازمان اطلاعات مرکزی امریکا به ریاست «مایکل دی‌آندریا» قرار گرفت. مدتی پس از آن، با شروع اعتراضات و ناآرامی‌ها در ونزوئلا، امریکا «الیوت آبرامز» را نیز به عنوان نماینده ویژه در امور ونزوئلا منصوب کرد. در همان برهه، مقایسه‌هایی بین این دو شخصیت و کشورهای ایران و ونزوئلا صورت گرفت.
برایان هوک سابقه کار دیپلماتیک و عضویت در هیأت نمایندگی امریکا در سازمان ملل را در پرونده خود داشت، آن هم در دوره‌ای که موضوع قطعنامه‌های تحریمی ضد ایرانی شورای امنیت و کمیته تحریم ایران در شورای امنیت داغ بوده است و گزینه‌ مناسبی برای اجماع‌سازی جهانی حول راهبرد فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران بوده و همانطور که خود هوک بارها تأکید کرده بود. در پایان این مسیر ایران یا باید به میز مذاکره برگردد و یا فروپاشی اقتصادی خود را تجربه نماید. وی به لحاظ فکری و اندیشه‌ای چیزی از خود بروز نداده و بیشتر به عنوان یک شخصیت پراگماتیست برای اجرای منویات هیأت حاکمه امریکا شناخته شد. اما الیوت آبرامز، از اوایل دهه نود میلادی، در اتخاذ و پیاده‌سازی راهبردهای ضد چپگرایان در امریکای لاتین فعال بوده است و در پروژه‌های مختلفی مانند ایران کنترا در نیکاراگوئه، قتل عام مردم الموزوته السالوادور و دفاع از دیکتاتور گواتمالا «ریوس مونت» و کودتا علیه هوگو چاوز، رئیس جمهوری پیشین ونزوئلا نقش داشته است. با سابقه‌ براندازی و کودتا، انتخاب وی به عنوان نماینده ویژه در ونزوئلا، صرفاً با هدف سرنگونی دولت مادورو صورت گرفت. نطق‌های آبرامز نیز از همان ابتدا بر مدار کناره‌گیری مادورو از حکومت استوار بود.
حال در کمال ناباوری، با کناره‌گیری برایان هوک، نماینده امریکا در امور ایران،‌ الیوت آبرامز جایگزین وی شده است و پس از دو سال از خروج امریکا از برجام، پرونده ایران را در دست گرفته است. در رابطه با ماهیت و پیامدهای این تغییر نکاتی وجود دارد که در ادامه مورد بررسی قرار می‌دهیم؛
 اولین پیام کناره‌گیری برایان هوک، فارغ از خودخواستگی یا دگرخواستگی این استعفا، همان‌گونه که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران بین‌المللی نیز بدان اذعان داشتند،‌ عدم توفیق امریکا در راهبرد فشار حداکثری علیه ایران بوده است. هدف اعلامی این راهبرد علیه ایران که بارها توسط مقامات کاخ سفید اعلام شد، فشار بر ایران برای وادارسازی این کشور به پذیرش توافق جامع و مد نظر امریکا بوده است. در واقع مسیر اصلی امریکا برای رسیدن به توافق مطلوب ترامپ، که مؤلفه‌های چنین توافقی در سخنرانی مایک پمپئو در بنیاد هریتیج  به صورت جزئی در قالب شروط 12گانه مطرح گردید. حال پس از گذشت قریب به سه سال از شروع راهبرد امریکا علیه ایران، هیچ توافقی بین دو کشور حاصل نشده است و  همانطور که حتی جیسون رضائیان نیز بدان اعتراف کرد، این کناره‌گیری به معنای مرگ راهبرد فشار حداکثری امریکا علیه ایران است.
  با وجود اینکه بیش از 50 کشور، اعلام خودخوانده ریاست خوان گوایدو در ونزوئلا را به رسمیت شناختند و در ابتدای شروع اعتراضات در ونزوئلا،‌ به خیابان آمدن میلیونی مخالفان آبی‌پوش، زبانزد رسانه‌ها و افکار عمومی جهانی شد و حتی مقامات امریکا در کلمبیا با رهبران مخالفان دیدار کردند و در قالب کمک‌های آژانس یو اس اید، برای مخالفان کمک‌های متعددی ارسال شد، ولی الیوت آبرامز نیز همانند برایان هوک، در اجرای مأموریت خود به صورت کامل شکست خورد و هیچ توفیقی در ونزوئلا به دست نیاورد و نقطه‌ تاریکی در پرونده‌ اقدامات دیپلماتیک و براندازانه‌ وی ثبت شد. حال یک فرد شکست خورده، جایگزین فرد شکست خورده‌ دیگری شده است.
 راهبرد امریکا در قبال ایران از فاز براندازی عبور کرده است و حتی اگر در ابتدای شروع این راهبرد، چنین قصدی در ذهن مقامات کاخ سفید بود و آن‌ را در گفتار پنهان می‌کردند، در این برهه زمانی و حداقل در فرصت محدود باقی مانده تا انتخابات، چنین برنامه‌ای ندارد، چرا که مطمئن است امکانی برای آن وجود ندارد و امریکا هم توانی برای تحقق این هدف ندارد. در این شرایط و زمان کم باقی‌مانده تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا، کاخ سفید به توافق نیاز بیشتری دارد تا براندازی و اساساً توافق بسیار در دسترس‌تر از براندازی است. در این حال، انتخاب فردی که مهم‌ترین سابقه‌ وی کمک به براندازی و کودتا بوده است به عنوان نماینده امریکا در کشوری که امریکا امکان و توانایی برای براندازی و کودتا در آن ندارد، هیچ پیامی جز گیجی و استیصال مقامات کاخ سفید در قبال ایران ندارد.
  سابقه‌ فعالیت‌های الیوت آبرامز عمدتاً بر امریکای لاتین استوار بوده و هنر وی جنبش‌ها و حرکت‌های ضد چپگرایی بوده است. این در حالی است که مورد ایران دارای تفاوت‌های ماهوی و شکلی بسیار زیادی با امریکای لاتین و جنبش‌های چپگرایی است و حتی اگر هدف امریکا با چنین انتخابی، تحریک اعتراضات مردمی و گسترش اعتصابات و در نهایت دامن‌ زدن به ناآرامی و آشوب در ایران باشد، انتخاب چنین فردی، نشان از خالی بودن مشت مقامات کاخ سفید در قبال ایران است. چرا که در این برهه زمانی و همزمان با ارسال پالس‌های مختلف برای مذاکره در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریکا و با توجه به بحران‌های متعدد داخلی پیش ‌روی رئیس ‌جمهوری امریکا، این کشور به شدت به دنبال دستاوردسازی در حوزه سیاست خارجی است تا جایی‌ که همان‌طور که مایک پمپئو نیز اخیراً اعتراف کرد، رئیس‌ جمهوری این کشور برای بشار اسد رئیس‌ جمهوری سوریه نامه ارسال کرده و درخواست مذاکره با موضوع آزادی زندانیان را داشته است. اینها همه نشان از تلاش زمامداران کاخ سفید برای کسب توافقات خارجی در آستانه انتخابات است و طبعاً در چنین شرایطی امریکا می‌توانست با انتخاب فردی موجه، دستاوردسازی خارجی خود را تسهیل بخشد و چنین انتخابی نمایانگر،‌ پریشانی، بی برنامگی و ناکامی در اجرای راهبرد فشار حداکثری علیه ایران است.
بعضاً ادعا می‌شود امریکا با چنین انتخابی، قصد داشته پالس و سیگنال براندازی برای ایران ارسال نماید تا موضع عدم مذاکره‌ ایران را در آستانه‌ انتخابات نرم و موجبات دستاوردسازی خارجی خود با موضوع ایران را تسهیل کند. اما غافل از اینکه موضوع ایران برای امریکا یک سوژه بسیار حیاتی و مهم شده است و در این سه سال، بخش قابل توجهی از وقت مقامات کاخ سفید بدان اختصاص یافته است و این ناکامی و عدم توفیق در پرونده ایران، خود یکی از مهم‌ترین پاشنه آشیل‌های ترامپ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری است که چنین انتخاب نامناسبی نیز این ناکامی امریکا را بیشتر نمایش می‌دهد. چنین انتخابی بیش از هر چیز نشان از شکست راهبرد امریکا در قبال ایران است؛ امریکا با چنین انتخابی به دنبال دادن آدرس غلط، برای سرپوش گذاشتن بر این شکست بوده است.


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7435/2/553489/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها