پالایشگاه‌ها یک دژ محکم بودند




ادامه از صفحه 15
چطور ایرانی‌ها توانستند کارهایی را که تا به حال انجام نداده بودند، خودشان پیش ببرند؟ چرا پیش از این از دانش متخصصان ایرانی استفاده نشده بود؟
وقتی پشتیبان پیدا کنید، فداکاری‌ها و تخصص‌ها ظاهر می‌شود. عین مسأله ارتش است. حکومت شاه از آنها دفاع نکرد اما مردم از آنها حمایت کردند و آنها هم جرأت به خرج دادند و پا در میدان گذاشتند.
به تعبیری، وقتی تخصص هست اما حمایت نیست، بروز تخصص متوقف می‌شود. اما وقتی تخصص هست و حمایت هست، این تخصص ظهور پیدا می‌کند.
البته این تعمیرات مداوم در دوران جنگ و زمانی که می‌برد، بستگی به سطح خرابی داشت. برخی‌ها همان موقع انجام می‌شد و برخی هم طول می‌کشید. اگر قطعات نیاز داشت، می‌رفتند و قطعات را قاچاقی می‌آوردند و بعد خودشان کار را در دست می‌گرفتند.
کشور ما وسیع است و منابع نفتی خیلی زیاد است. برکت الهی آنقدر زیاد بود که در زمان وزارت نفت، با همان بنزین 3 تومان و گازوئیل 2 ریال بودجه تأمین می‌شد و به اکثر تشکیلات هم کمک می‌کردیم. پول اضافه می‌ماند و مجوز‌ها را می‌گرفتیم و کمک می‌کردیم.
مهندس موسوی روزی اعلام کردند که ارومیه 500 بار حمله هوایی شده هر که می‌تواند کمک کند. من همان موقع تلفن زدم و یک میلیارد و 250 میلیون تومان پول دادیم.
مهندس موسوی سال‌های بعد گفتند که آن پول خیلی برکت داشت و برای بازسازی و نوسازی به مردمی که خانه هایشان خراب شده بود، کمک کردیم.
پس‌از آن هم هرجا رفتم برکت‌ها فراوان بود. لذا من نگران کشور نیستم. به اندازه کافی متخصص، ایثارگر و سرمایه هست. کشور ما خیلی ثروتمند است. حتی از اسکاندیناوی ثروتمندتر است.
گفته می‌شود که در بین پالایشگاه‌ها، پالایشگاه آبادان بی‌وقفه مورد حمله قرار می‌گرفت. چرا؟
این پالایشگاه نزدیک به مرز بود و شاید به همین خاطر بیشتر مورد حملات قرار می‌گرفت؛ اما علت اینکه آبادان مثل خرمشهر سقوط نکرد، وجود همین پالایشگاه بود.
از نظر فیزیکی، پالایشگاه قوی و مانند سنگر بود و هم آدم‌هایش خیلی خوب بودند و تا وقتی جنگ بود از آبادان تکان نخوردند.
در این سال‌ها که پالایشگاه آبادان مدام بمباران می‌شد، یک نفر تقاضای مرخصی نکرد و تعدادی از این کارگران عزیز پالایشگاه شهید شدند اما یکی نیامد مرخصی بگیرد و این داستان خیلی زیبابی است.
از جان گذشتگی برای مردم و وطن حرف اول را می‌زد. باور بفرمایید که وقتی هم استاندار خوزستان بودم و جنگ شد، یک نفر از این مدیران استان نیامد بگوید که کار دارم و مرخصی می‌خواهم. در تمام مناطق نفت خیز جنگ بود و شهید می‌دادند. شرکت لوله‌سازی اهواز یک روز 22 شهید داد اما کار تعطیل نشد.
دائم تلمبه خانه‌ها توسط صدام بمباران می‌شد. بازهم می‌ایستادند و نفت را به داخل و خارج می‌رساندند. حاضر بودند که شهید شوند اما سوخت به مردم برسد. یک نفر نیامد که بگوید از خانواده من شهید شدند و کمک می‌خواهم.
اشاره کردید که صدام به‌دنبال جداسازی خوزستان بود. این مستند است؟
بله. این در اسناد عراقی‌ها بود. بعدها که صدام سقوط کرد، اسنادی به دست کشور رسید که نشان می‌داد، بختیار موقع کودتای نوژه در بغداد بوده و می‌خواست که خوزستان کودتا شود و به آنجا بیاید و خوزستان را مستقل کند. می‌خواستند که کشور نفتی قوی برای خودشان درست کنند.
چه چیزی جلوی این برنامه را گرفت؟
همدلی ملت و دولت. آن زمان اصلاً دولت جزئی از مردم بود و سیاستمدار از ملت فاصله نداشت. فراموش نکنیم که همیشه ملت‌ها، دولت‌ها را تشکیل می‌دهند و اگر امتیاز طلب شوند از بین می‌روند. صدام کجاست؟ امریکایی‌ها کجا هستند؟
اما ملت‌ها می‌مانند. سر حق خیلی سنگین است و نگاهش به زمین است. دولتی که وظایف خود را انجام می‌دهد؛ آن وقت نعمت‌های الهی نصیبش می‌شود.
ملت ایران هم ایثارگر است. ایران متکی به یک ملتی است که 243 هزار نفر شهید می‌شوند و آب از آب تکان نمی‌خورد و کشور می‌ماند و رشد می‌کند.
بعد از گذشت بیش از 3 دهه از انقلاب و جنگ، فکر می‌کنید به آنچه مردم انقلابی آن روزها می‌خواستند، رسیدیم؟
اجازه دهید یک مثال دقیق بزنم. 22 بهمن سال گذشته در میدان آزادی بودم. خبرنگاران دور من را گرفتند و به نوعی همین سؤال را کردند. گفتند که انقلاب به اهداف خود رسیده است؟ من پاسخ دادم که از اهدافش عبور کرده است.
برای این حرف مصداق دارم. در سال 57 کشور حدود 36 میلیون نفر جمعیت داشت و 6 میلیون نفر از امام(ره) استقبال کردند؛ 2 میلیون از تهران و 4 میلیون از استان ها. یعنی یک ششم جمعیت به استقبال امام آمدند.
10 سال بعد امام خمینی به رحمت خدا رفت و 9 میلیون نفر امام را مشایعت کردند و 45 میلیون نفر جمعیت کشور بود که به این ترتیب یک پنجم جمعیت امام را مشایعت کردند.
40 سال بعد دونالد ترامپ، سردار قاسم سلیمانی را شهید کرد و 25 میلیون نفر ایشان را مشایعت کردند که با جمعیت 80 میلیون نفری می‌شود حدود یک سوم جمعیت ایران.
به شما قول می‌دهم که اگر به انقلاب آسیب برسد، یک دوم جمعیت فداکاری می‌کند. انقلاب سر جای خودش هست و سوءاستفاده کنندگان به جهنم واصل می‌شوند.
البته در اینجا ذکر کنم که انقلابی بودن به اسم نیست. به رفتار است و همان موقع هم عده‌ای برای انقلاب نقشه می‌کشیدند که به جای پیروزی انقلاب، خودشان پیروز شوند. اما انقلاب سر جای خودش است و سوء استفاده کنندگان از بین می‌روند. اعتبار به گفتار نیست؛ به کردار است.  خیلی‌ها در زمان جنگ حتی حاضر بودند که خودشان را روی مین بیندازند و بعد هم صاحب منصب شدند. اما الان کجا هستند؟ در امریکا و کانادا.
فکر می‌کنید که اگر دوباره جنگ شود، مردم مانند آن روزها از کشور جانانه دفاع می‌کنند؟
الان هم مردم پای کار هستند. این همه فشار وارد می‌شود و عکس‌العمل نشان نمی‌دهند. آن زمان به لحاظ اقتصادی امکاناتی بود که بین همه تقسیم می‌شد و راضی بودند. اما وقتی یک نفر خانه 700 میلیارد تومانی دارد و دیگری حتی یک اتاق 30 متری هم ندارد؛ شرایط سخت می‌شود. نباید از جیب فقرا درآورد و به جیب اغنیا ریخت. آن موقع مردم عدالت اجتماعی را بین خودشان و ستاد کشور می‌دیدند.
در پایان، وجه تمایز ملت ایران و کشورهای دیگر درگیر جنگ را چه می‌دانید؟
ملت ما خیلی قوی هستند. فکر می‌کنید علت اینکه دولت اوباما در امریکا رأی آورد چه بود؟ این بود که قول داد امریکا را از جنگ خارج کند و گفت جنگ را ادامه نمی‌دهم.  مردم امریکا 4 هزار کشته داده بودند و برای رهایی از این وضعیت دولت خود را عوض کردند. اما در مقابل می‌بینیم ملتی دولتش را عوض می‌کند و 243 هزار شهید می‌دهد و حکومتش تکان نمی‌خورد. ملت ایران در مقایسه با تمام دنیا بی‌نظیر است.
می گفتند که در «فاو» به اندازه تمامی جنگ جهانی اول و دوم گلوله ریخته شد؛ اما تکان نخورد. صدام 10 هزار تانک خریده بود و دائم روی سر ما گلوله می‌ریخت اما اثر نکرد.
و به‌دنبال ایران مردم افغانستان، عراق، سوریه و یمن را ببینید. این حرف شیطانی است که برویم جنگ کنیم، تصرف کنیم و ملت‌سازی کنیم. این خواست طیف راست امریکاست. البته این حرف را می‌زنند اما درست عکس آن عمل شد.
ایران موحد بوده و خواهد ماند. ایرانی سرزمینش را دوست دارد و زیر بار زور و حرف نامربوط نمی‌رود. به‌عنوان آخرین کلام می‌خواهم به حکومت، دولت، مجلس و قوه قضائیه بگویم، ملت ایران شریف هستند. نباید اجازه داد که حقوق مردم ضایع شود. اگر کسی امتیاز طلبی کرد و حقوق مردم را ضایع کرد دنیا و آخرت را باخته است.
با تکیه بر همین تجربه 70-60 ساله خود می‌گویم که برتری‌جویی نباید کرد. فقرا دعایشان مستجاب می‌شود. هرکه حقوق فقرا را ضایع کند خدا در کمینش است. این کشور توسط مغول خراب شد، اما همین ملت آن را دوباره آباد کردند. این ملت بیدار است.


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7454/16/555785/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها