به احترام زادروز مردی که لطف تار بود
نوازندهای که پس از مرگش یکی از لقب هایی که به او دادند «لطف تار» بود انگار که دیگر بعد از لطفی تار لطفی نداشت؛ اما محمدرضا لطفی یک روز سرد زمستان درست در 17 دی ماه 1325 در گرگان به دنیا آمد. تا 67 سالگی که رخت و چشم از جهان فرو بست پروندهای از خود به جا گذاشت که بیشک او را به یکی از ستونهای مهم، معتبر و ارزشمند موسیقی ایرانی تبدیل میکرد. لطفی بنیانگذار کانون فرهنگ و هنری چاووش، گروه شیدا و مکتبخانه میرزاعبدالله بود که در کنار تولید آثار فاخر شاگردان بسیاری را هم تربیت و به جامعه هنری ایران تقدیم کرد. او تجربه همکاری با خوانندگان بسیاری از جمله تاج اصفهانی، غلامحسین بنان، شجریان و شهرام ناظری را داشت و البته مدرس استعدادهای درخشانی مثل هنگامه اخوان، صدیق تعریف، محمد معتمدی و ... بود.محمدرضا لطفی بعد از یک دوره باشکوه 67 ساله 12 اردیبهشت 1393 بر شانههای اهالی موسیقی تا خانه ابدیاش مشایعت شد.
جای خالی استاد...
صدیق تعریف
خواننده و ردیفدان
در این مجال اندک چگونه میتوان مطلبی موجز و پربار و درخور راجع به یکی از بزرگان تأثیرگذار موسیقی معاصر ایران نگاشت اما...
چونکه گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از که جوییم از گلاب
چونکه گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زین پس ز بلبل سرگذشت
استاد لطفی نوازندهای چیره دست و بیبدیل و تارنواز و سه تار نوازی طراز اول بود و با نواختن اغلب سازهای ایرانی آشنایی کامل داشت: نی و کمانچه را بخوبی مینواخت و بر تنبک و دف مسلط بود و با دقایق و ظرایف آوازهم آشنایی فراتر از تصور داشت، هم ازمحضر استاد دوامی بهره برده بود و هم درمکتب استاد برومند واستاد علی اکبرخان شهنازی تلمذ کرده بود. درجلساتی که استاد برومند واستاد دوامی به شاگردانشان درس میدادند، لطفی با سه تارهمراهی میکرد. بسیار به آواز عشق میورزید و براهمیت آواز درموسیقی ایران وقوف کامل داشت که این مهم درآثارش بخوبی مشهود است. لطفی معلمی ممتاز بود و مباحث آکادمیک را با نگاهی زیربنایی، تاریخی و ریشهای آموزش میداد. من شانس و افتخارشاگردی ایشان را در دهه 60 پیدا کردم. به یاد میآورم دراولین آلبوم رسمیام بهنام «به یاد طاهرزاده»، ایشان درانتقال شیوه آوازی طاهرزاده، کلمه به کلمه و تحریر به تحریر با من کار می کرد و من هم با اشتیاق و ولع میآموختم. ما نه تنها برآن بودیم که کاراستاد طاهرزاده را بازآفرینی و اجرا کنیم بلکه میخواستیم درک درست و حس درونی کار را به لحاظ روحی و روانی و معنایی به شنونده منتقل کنیم. این اثر طی یک پروسه و تلاش پنج، شش ماهه به اهتمام استاد لطفی، گروه شیدا وعارف و خوانندگی من به سامان رسید. درمصاحبهای اشاره کرده بودم که لطفی «استاد کامل» بود. این عبارتی بود که خود استاد برای برخی از بزرگان و نامداران موسیقی به کارمی برد که به اعتقاد من، خود ایشان نیزبدرستی مصداق این عبارت بود.تا جایی که به یاد میآورم، ایشان این عبارت را درمورد استادان، طاهرزاده و اقبال و درویش خان و میرزاعبدالله و آقاحسینقلی و در مواردی درباره استاد کسایی واستاد شهنازهم به کار برده بودند. او به معنای درست کلمه، اهل تسامح و تساهل و مدارا بود. سرسختانه به آموزش و انتقال و تداوم سنت موسیقایی به زمان معاصر می پرداخت. مکتب خانه میرزاعبدالله را که بنیان گذاشته بود را میشد حقیقتاً یک مرکز آکادمیک آموزش موسیقی به حساب آورد. ایشان ازساعتهای اولیه بامداد تا حتی پاسی از نیمه شب درکارتعلیم و تدریس و تمرین بود، علاوه برکلاسهای آموزش ساز، کلاسهایی مانند ریتم شناسی، ردیف شناسی، ادوار و... داشت. اکثرشاگردان ایشان جوان بودند و پرانرژی. لطفی سرشار از شوق کار با جوانان بود. او برهمه امور و زمینههای موسیقی احاطه داشت و درهمه زمینههای موسیقی بخصوص جوانان را یاری میکرد، ازجمله در زمینه آواز. اما دریغا و دردا که او به دلایل مختلف نتوانست آن چیزی که درحوزه موسیقی درذهنش داشت را به طورکامل عملی کند. لطفی آرزو و سودای بنیانگذاری دانشگاه مستقلی را همیشه در ذهن و مخیله خود میپروراند. دانشگاهی همانند آنچه که راوی شانکار نوازنده و آهنگساز بزرگ هند درکشمیربنیان نهاده بود که دریغا و دردا، هیچگاه این آرزو محقق نشد. لطفی شهید راه عشق به موسیقی و هنر بود و بیجانشین. دغدغه او فقط و فقط و صرفاً اصل و اساس و خود گوهرموسیقی بود نه حواشی و تبعات آن، هرچند پارهای از اوقات، حواشی و فرعیات، دامن او را هم میگرفت. راجع به استاد محمدرضا لطفی استاد بیبدیل موسیقی ایران بسیار بیشترمیتوان گفت و نوشت اما فرصت کم است و مجال اندک.
یادش عزیز و گرامی، هرچقدر از زمان کوچ آخر او می گذرد جای خالیاش بیشتراحساس میشود و بیتردید درآینده هم بیشتر احساس خواهد شد.
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
ای که ز تو مانده نکویی نشانه...
هنگامه اخوان
خواننده پیشکسوت موسیقی اصیل ایرانی
آشنایی من با زنده یاد محمدرضا لطفی دررادیو شکل گرفت، سالهای قبل ازانقلاب. آن زمان آقای هوشنگ ابتهاج مدیر واحد موسیقی رادیو بود ومن درمحضر مرحوم استاد ادیب خوانساری آموختن ردیف و تکنیکهای آوازی را دررادیو آموزش میدیدم. یک روز آقای ابتهاج به کلاس آمد و من را دید که با یک جثه کوچک و پرازاسترس درحال آوازخوانی هستم- آن زمان 16 سالم بود- و بعد آن دیدار با لطفی صحبت کرد که باهم همکاری داشته باشیم. مرحوم لطفی گفت طرحی درذهن دارم و ازمن خواست تا فردای آن روز به دانشگاه تهران بروم، دراولین ملاقات همکاریمان، لطفی بسیارخوشرو و مؤدب برخورد کرد و از صدایم میگفت که شبیه قمرالملوک وزیری است.به من گفت کجا زندگی می کنی؟ گفتم نازی آباد، مدتی میهمان منزل خواهرم هستم و ازآن روز به بعد تقریباً هر روز با یک اتوبوس دو طبقه به کلاسهای تمرین آقای لطفی میرفتم.درجلسه اول ساز ویولن به دست گرفت و من یک آواز دشتی خواندم وبعد گفت تصمیم دارم کارهای قمررا بازسازی کنم و همانطور که پیشتر گفته بودم صدای شما بیشباهت با این خواننده بزرگ نیست، آیا علاقهمند هستید؟ گفتم بله و بسیار خوشحال شدم وبعد آن از من خواست تصنیف «موسم گل» را بخوانم؛ یکی از مشهورترین و زیباترین تصنیفهای تاریخ ایران در آواز دشتی ساخته موسی خان معروفی که بانو قمر خوانده بود با شعر وحید دستگردی. کاری با تنبک بیژن کامکار و تارنوازی لطفی. بعد آن تصنیفهایی چون «عاشقی محنت بسیار کشید» با شعری از ایرج میزرا را خواندم که درآلبوم چاووش 5 قرار دارد و درادامه «مرغ سحر»، «باز آمدم» که با گروه شیدا اجرا و ضبط شد و... و همکاری های ما همچنان ادامه داشت...
زنده یاد لطفی نگاهش به موسیقی متفاوت بود، هنرمندی خلاق و بداهه نوازی کم نظیرکه اغلب کارهای قدیمی را حفظ و بازسازی کرده بود. از دیدگاه من محمدرضا لطفی از شخصیتهای مطرح و تأثیرگذار موسیقی ایران است. این هنرمند بزرگ آشنا و مسلط به ردیف و موسیقی سنتی ایران بود و در کنار آن در نوازندگی سازهایی همچون تار، سه تار و کمانچه، توانا، شناخته شده و برجسته بود، البته باید بگویم به نواختن تمامی سازهای ایرانی مسلط بوده وحتی در زمینه موسیقی سنتی ایران، تألیف و پژوهشهای بسیار داشته ودر پی سالها فعالیت جدی و حرفهای درموسیقی، آثار قابل توجه و ارزشمندی تولید کرده است. ازدیگرکارهای مهم وتأثیر گذارمحمدرضا لطفی درموسیقی ایران، که اوایل دهه 50 با همکاری و همراهی هوشنگ ابتهاج و زنده یاد حسن کامکار انجام شد، ایجاد کانون چاووش بود که ماحصل آن 12 آلبوم موسیقی ارزشمند است، مرکزی که استادان بزرگی درآنجا حضور داشتند و به تعلیم، تربیت و ترویج موسیقی میپرداختند و درآن دوران مسیر تازهای در موسیقی ایرانی بهوجود آوردند و کارهای بسیار موفقی انجام شد و درکنار آن مؤسسه گروه شیدا و مکتب خانه میرزا عبدالله را راهاندازی کرد. لطفی در سالها فعالیت هنری اش شاگردان بسیار خوبی تربیت کرد که امروز هریک آهنگسازان و نوازندههای توانمندی هستند و در آموزشگاههای موسیقی به تدریس مشغولند. البته این نوع پرورش برخاسته از نگاه جدی و با نفوذ او به موسیقی بود، چرا که دیسیپلین خاصی داشت و در هنگام آموزش و تمرین، کارش شوخی بردار نبود، باید رأس ساعت برسر تمرین حاضر میشدیم و سازهایمان را از قبل کوک کرده باشیم. به یاد دارم یک روز نوبت تمرین آواز شور بود و من 5 دقیقه دیر رسیدم و آقای لطفی 6 ماه من را جریمه کرد و تمرین نداشتم.این جدیت و حرفهای بودن درکاراو بهگونهای بود که کار را با یک بار تمرین ضبط میکردیم و بار دوم و سومی نداشت. فراموش نکنیم یک تعداد وابسته به هنر هستند و یک تعداد پیوسته و پیوسته کسانی هستند که موسیقی را با جان و دل پذیرفتهاند و بهصورت موروثی آن را حفظ کرده اند. محمدرضا لطفی در آهنگسازی هم نام و هنری شناخته شده دارد. موسیقی و هنر درخون او همیشه در جریان بود و آن را تبدیل به عشقی کرد که درآثارش قابل شنیدن و لمس کردن است، موسیقیهایی که از تفکر و دانش بالای او تراوش میکرد، موضوعی که امروزه کمتر دیده و شنیده میشود. آهنگسازانی که با برداشت از موسیقی گلها براین تصورند کاری نو ساختهاند واین جز خیانت به موسیقی چیزی دیگری نیست. این دوستان میخواهند یک شبه ره صدساله را طی کنند شاید هم نمیدانند باید خاک هنر را خورد و دراین راه ریاضت بسیار کشید تا هنرمتولد شود. البته باید بگویم بعد از انقلاب گرایش به موسیقی اصیل ایرانی رشد بیشتری داشته و در دانشگاهها و آموزشگاههای ما هنرجویان بسیاری شرکت دارند و این جای بسی خوشحالی است و میتوان امید به حفظ موسیقی ایران داشت.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7536/20/565626/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

























