حضور سنتها و پرهیز از نوآوری در نمایش ها و آیین های محرم
رضا آشفته
منتقد
ما همچنان بر سنتهای موجود نمایشی مانند تعزیه، انواع نقالی و پردهخوانی مرتبط با دهه عاشورا و مراسم و آیینهای سوگواری امام حسین(ع) تأکید میورزیم که در ایام محرم و صفر به شکل گستردهای در سراسر ایران و دیگر نقاط شیعهنشین جهان مورد بهرهبرداری مذهبی و آیینی واقع شود، و همچنان توجهی به یک جریان نوین تئاتری در این عرصه نداریم. با آنکه تلاشهایی شده که مرتبط با محرم، عاشورا و زندگی امام حسین، خانواده و یارانش و حتی پیامد عاشورا مانند قیام مختار تولیدات تئاتری در قالبهای شناخته شده غربی صورت بگیرد اما هنوز الگوها و پارادایمی برای این منظور شکل نگرفته و کماکان همان شکلهای سنتی و آیینی بهترین و بیشترین کارکرد را در مناسبتهای مذهبی به خود میگیرد.
در سال 1381 برای نخستین بار همایش عاشوراییان شکل گرفت که در آن ارائه محتوا در قالب تئاتر امروزی بود و سپس در ادامه، همین همایش تبدیل به جشنواره گستردهای شد اما با وجود این، تولیدات آن همانند تعزیه یا نقالی نمیتوانند از جایگاه معین و متشخصی برای استقرار در یک وضعیت برخوردار شوند. اتفاقاً از همان آغاز دهه 80 محمد رحمانیان چند نمایش مذهبی را با قالب تئاتر امروزی ارائه کرد و با آنکه شاکله درخوری نیز داشت و با اقبال عمومی و کارشناسی نیز همراه شد اما نتوانست مورد الگوبرداری واقع شود و به شکل پیوستهای در جریان تئاتر ایران به کار گرفته شود. نمایش «اسبها» و سپس «پل» از جمله نمایشهای مذهبی محمد رحمانیان با موضوع و موضع تاریخی قیام امام حسین(ع) شکل گرفت و سپس «عشقه» نیز یکی دیگر از تولیدات او بود که به زندگی پیامبر میپرداخت. اما این سه تئاتر هرگز به دست دیگران الگوبرداری نشده و نتوانست تبدیل به یک جریان و پیوستگی در تئاتر ما شود. بنابراین همین خود بیانگر پرسشی است که چرا این نوع موضوعات به شکل گسترده و عمومی در قالب تئاتر غربی به کار گرفته نمیشود و همچنان شکل سنتی تعزیه و پردهخوانی و نقالی کارکرد راستین خود و جایگاه اعتباریاش را نگه داشته است؟!
حتی پیش از اینها نیز با موضوع زندگی و شهادت امام علی(ع) نیز متنهایی همچون «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی، «مهر و آیینهها» نوشته حمید امجد و «امیر» نوشته محمد رحمانیان نوشته و منتشر شده بود که رحمانیان بعدها در دهه 90 «مجلس ضربت زدن» را و در همان پایان دهه 70 حمید امجد «مهر و آیینهها» را کار کردند و نمایشهای درخوری نیز بودند. بنابراین نمونههای قابل اتکایی هم نوشته و اجرا شده اما هنوز یک مجموعه اسم و رسم دار با مجموعهای از نویسندگان و کارگردانان نامی در پی این نوع الگوبرداری برنیامدهاند و همچنان تعزیه و شکلهای سنتی و آیینی در تکایا و گذرگاههای همگانی در ایام محرم و صفر از طرفداران پرو پا قرصی نیز برخوردار است.
شاید مردم همان شکل سنتی را که به نوعی مراسم مذهبی است و برای گریستن و همنوایی و هماهنگی با قیام امام حسین(ع) به کار گرفته میشود، بیشتر باور دارند و شاید این نوع تولیدات تازه و تئاتری را که توسط دولت به برخی از بزرگان تئاتر پیشنهاد و سفارش داده نتوانسته جایگزین خوبی باشد و آنان نیز از پس این مهم برآمدهاند، با آن هدف و معنای مذهبی و آیینی مغایر میدانند و شاید تئاتر دیگر از آن آیین و رنگ و بوی مذهبی دور مانده و نمیتواند مخاطب را دچار حال و هوا و باوری مذهبی گرداند. شاید مکان برگزاری تئاتری با روحیه و ذهنیت مخاطبان مذهبی سر سازگاری ندارد و تئاتر برایشان نوعی قرتی بازی یا انحطاط از معناست.
شاید پس از آن بزرگان معاصر، دیگر نام و نامآوری نتوانسته در حد و اندازه آنان در قالبهای نوین به موضوعات مذهبی بپردازد و با آنکه در انواع جشنوارههای مذهبی این موضوعات دنبال شده و بسیار نیز متن و اجرا به صحنه آمده اما هنوز از دل آن با هزینههای میلیاردی یک جریان پویا و ادامهدار شکل نگرفته است. اینها از آن مواردی است که باید با پژوهشهای گسترده مورد مطالعه قرار گیرد و دلایل آن ردیابی شود چنانچه تئاتر همواره موضوعات و جریانهای بسیاری را کمابیش با خود به دنبال داشته است و این نیز میتواند به یک جریان تبدیل شود اگر پیچ و خمهایش اصلاح شود.
منتقد
ما همچنان بر سنتهای موجود نمایشی مانند تعزیه، انواع نقالی و پردهخوانی مرتبط با دهه عاشورا و مراسم و آیینهای سوگواری امام حسین(ع) تأکید میورزیم که در ایام محرم و صفر به شکل گستردهای در سراسر ایران و دیگر نقاط شیعهنشین جهان مورد بهرهبرداری مذهبی و آیینی واقع شود، و همچنان توجهی به یک جریان نوین تئاتری در این عرصه نداریم. با آنکه تلاشهایی شده که مرتبط با محرم، عاشورا و زندگی امام حسین، خانواده و یارانش و حتی پیامد عاشورا مانند قیام مختار تولیدات تئاتری در قالبهای شناخته شده غربی صورت بگیرد اما هنوز الگوها و پارادایمی برای این منظور شکل نگرفته و کماکان همان شکلهای سنتی و آیینی بهترین و بیشترین کارکرد را در مناسبتهای مذهبی به خود میگیرد.
در سال 1381 برای نخستین بار همایش عاشوراییان شکل گرفت که در آن ارائه محتوا در قالب تئاتر امروزی بود و سپس در ادامه، همین همایش تبدیل به جشنواره گستردهای شد اما با وجود این، تولیدات آن همانند تعزیه یا نقالی نمیتوانند از جایگاه معین و متشخصی برای استقرار در یک وضعیت برخوردار شوند. اتفاقاً از همان آغاز دهه 80 محمد رحمانیان چند نمایش مذهبی را با قالب تئاتر امروزی ارائه کرد و با آنکه شاکله درخوری نیز داشت و با اقبال عمومی و کارشناسی نیز همراه شد اما نتوانست مورد الگوبرداری واقع شود و به شکل پیوستهای در جریان تئاتر ایران به کار گرفته شود. نمایش «اسبها» و سپس «پل» از جمله نمایشهای مذهبی محمد رحمانیان با موضوع و موضع تاریخی قیام امام حسین(ع) شکل گرفت و سپس «عشقه» نیز یکی دیگر از تولیدات او بود که به زندگی پیامبر میپرداخت. اما این سه تئاتر هرگز به دست دیگران الگوبرداری نشده و نتوانست تبدیل به یک جریان و پیوستگی در تئاتر ما شود. بنابراین همین خود بیانگر پرسشی است که چرا این نوع موضوعات به شکل گسترده و عمومی در قالب تئاتر غربی به کار گرفته نمیشود و همچنان شکل سنتی تعزیه و پردهخوانی و نقالی کارکرد راستین خود و جایگاه اعتباریاش را نگه داشته است؟!
حتی پیش از اینها نیز با موضوع زندگی و شهادت امام علی(ع) نیز متنهایی همچون «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی، «مهر و آیینهها» نوشته حمید امجد و «امیر» نوشته محمد رحمانیان نوشته و منتشر شده بود که رحمانیان بعدها در دهه 90 «مجلس ضربت زدن» را و در همان پایان دهه 70 حمید امجد «مهر و آیینهها» را کار کردند و نمایشهای درخوری نیز بودند. بنابراین نمونههای قابل اتکایی هم نوشته و اجرا شده اما هنوز یک مجموعه اسم و رسم دار با مجموعهای از نویسندگان و کارگردانان نامی در پی این نوع الگوبرداری برنیامدهاند و همچنان تعزیه و شکلهای سنتی و آیینی در تکایا و گذرگاههای همگانی در ایام محرم و صفر از طرفداران پرو پا قرصی نیز برخوردار است.
شاید مردم همان شکل سنتی را که به نوعی مراسم مذهبی است و برای گریستن و همنوایی و هماهنگی با قیام امام حسین(ع) به کار گرفته میشود، بیشتر باور دارند و شاید این نوع تولیدات تازه و تئاتری را که توسط دولت به برخی از بزرگان تئاتر پیشنهاد و سفارش داده نتوانسته جایگزین خوبی باشد و آنان نیز از پس این مهم برآمدهاند، با آن هدف و معنای مذهبی و آیینی مغایر میدانند و شاید تئاتر دیگر از آن آیین و رنگ و بوی مذهبی دور مانده و نمیتواند مخاطب را دچار حال و هوا و باوری مذهبی گرداند. شاید مکان برگزاری تئاتری با روحیه و ذهنیت مخاطبان مذهبی سر سازگاری ندارد و تئاتر برایشان نوعی قرتی بازی یا انحطاط از معناست.
شاید پس از آن بزرگان معاصر، دیگر نام و نامآوری نتوانسته در حد و اندازه آنان در قالبهای نوین به موضوعات مذهبی بپردازد و با آنکه در انواع جشنوارههای مذهبی این موضوعات دنبال شده و بسیار نیز متن و اجرا به صحنه آمده اما هنوز از دل آن با هزینههای میلیاردی یک جریان پویا و ادامهدار شکل نگرفته است. اینها از آن مواردی است که باید با پژوهشهای گسترده مورد مطالعه قرار گیرد و دلایل آن ردیابی شود چنانچه تئاتر همواره موضوعات و جریانهای بسیاری را کمابیش با خود به دنبال داشته است و این نیز میتواند به یک جریان تبدیل شود اگر پیچ و خمهایش اصلاح شود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7694/16/583871/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





















