هنر جاری و ساری در روستاها
شهره طاعتی
مددکار اجتماعی
در جوامع شهری امروزی بیشتر هنرها، رسوم و مناسبات بین فردی و جامعهای دستخـــوش تغییرات شده است و از حالت سنتی و شاید قدیمی خود به نحوی به سوی تجدد و به روز شدن گرویده است. در بسیاری از شاخههای هنری نیز این تغییرات به وجود آمده و از آن حالت سنتی خود به سمت اثری جدید و حتی نوعی دیگر از آثار سوق پیدا کرده است. به طور مثال هنر نقاشی، سفالگری و... در گذشتههای دور یا نه چندان دور به صورت چند سبک و مدل مشخصی توسط هنرمندان ارائه میشد اما درحال حاضر میتوان آثاری را دید که در نقاشی سبکی نو دارند و در سفال نیز چهرهای نو و در بعضی آثار کالاهایی جدید با نیاز جامعه امروزی تولید شده است. این نوگرایی هم دارای حسن است و هم میتواند آسیبزا باشد. حسن آن در ایجاد خلاقیت و پویایی بیشتر در بین هنرمندان شده ولی آسیب آن در به وجود آوردن دیدگاهی کاسب کارانه است تا اینکه هنرمندانه باشد.
اما در جوامع روستایی هنوز میتوان آثار هنری بکر و دست نخوردهای مشاهده کرد. روستاییان با همان هنرمندی که از اجداد خود به ارث بردهاند به خلق آثار هنری میپردازند که بیشتر آنها مورد استفاده روزانهشان قرار میگیرد؛ مثلاً در بافت فرش و گلیم که یک هنر کاملاً تخصصی و هوشمندانه است به صورت آموختههای سینه به سینه از نسلهای قبلی خود اجرا میکنند و به عنوان یک اثر مورد استفاده در منازل و زندگی روزانهشان میشناسند.
اگر نگاهی تحلیلگرانهتر به زندگی روستاییان بیندازیم، میبینیم که بیشتر زندگی آنها با هنر گره خورده که شاید خودشان متوجه این امر نباشند ولی به واسطه نوع و سبک زندگی خود از دوران کودکی با هنرهای متفاوتی آشنا میشوند که در طول زندگیشان مورد استفاده است. در این جوامع آسیب هنر نوظهور و متجدد کمتر از جامعه شهری است زیرا در اکثر روستاها به ترکیب رنگها و مدل اثر خلق شده از قدیمالایام پایبند هستند و برای دست ساختههایشان اغلب از رنگهایی که خود از طبیعت وام گرفتهاند و از عوامل طبیعی برای درست کردن آن استفاده میکنند، بیشتر از رنگهای بازاری مورد توجهشان است. به همین دلیل روح اثر هنری آنها بسیار دل انگیزتر از همان مدل اثر است که توسط یک فرد شهری و با مواد صنعتی ساخته میشود.
در روستاها مثلاً حصیر، سبد و غیره چون جزو ملزومات مورد استفاده روزانه است به هنر بافت آن به چشم یک اثر هنری نگاه نمیکنند، اما ما میتوانیم با توجه بیشتر به روستاها و ارائه آگاهی و شناخت به آنها بابت اینکه بدانند هنر در سراسر زندگیشان جاری و ساری است و با چه ارزش والایی به خلق این آثار میپردازند، میتوانند در زنده نگه داشتن این هنرهای دست نخورده، برای نسلهای بعدی کمک شایانی کنند زیرا وقتی ضرورت وجود و ارزش یک اثر از نظر سازنده آن بدرستی شناخته شود آن را از فعالیتها و ملزومات روزمره زندگی نمیدانند و به آن با ارزشگذاری بیشتری نگاه میکنند.
مددکار اجتماعی
در جوامع شهری امروزی بیشتر هنرها، رسوم و مناسبات بین فردی و جامعهای دستخـــوش تغییرات شده است و از حالت سنتی و شاید قدیمی خود به نحوی به سوی تجدد و به روز شدن گرویده است. در بسیاری از شاخههای هنری نیز این تغییرات به وجود آمده و از آن حالت سنتی خود به سمت اثری جدید و حتی نوعی دیگر از آثار سوق پیدا کرده است. به طور مثال هنر نقاشی، سفالگری و... در گذشتههای دور یا نه چندان دور به صورت چند سبک و مدل مشخصی توسط هنرمندان ارائه میشد اما درحال حاضر میتوان آثاری را دید که در نقاشی سبکی نو دارند و در سفال نیز چهرهای نو و در بعضی آثار کالاهایی جدید با نیاز جامعه امروزی تولید شده است. این نوگرایی هم دارای حسن است و هم میتواند آسیبزا باشد. حسن آن در ایجاد خلاقیت و پویایی بیشتر در بین هنرمندان شده ولی آسیب آن در به وجود آوردن دیدگاهی کاسب کارانه است تا اینکه هنرمندانه باشد.
اما در جوامع روستایی هنوز میتوان آثار هنری بکر و دست نخوردهای مشاهده کرد. روستاییان با همان هنرمندی که از اجداد خود به ارث بردهاند به خلق آثار هنری میپردازند که بیشتر آنها مورد استفاده روزانهشان قرار میگیرد؛ مثلاً در بافت فرش و گلیم که یک هنر کاملاً تخصصی و هوشمندانه است به صورت آموختههای سینه به سینه از نسلهای قبلی خود اجرا میکنند و به عنوان یک اثر مورد استفاده در منازل و زندگی روزانهشان میشناسند.
اگر نگاهی تحلیلگرانهتر به زندگی روستاییان بیندازیم، میبینیم که بیشتر زندگی آنها با هنر گره خورده که شاید خودشان متوجه این امر نباشند ولی به واسطه نوع و سبک زندگی خود از دوران کودکی با هنرهای متفاوتی آشنا میشوند که در طول زندگیشان مورد استفاده است. در این جوامع آسیب هنر نوظهور و متجدد کمتر از جامعه شهری است زیرا در اکثر روستاها به ترکیب رنگها و مدل اثر خلق شده از قدیمالایام پایبند هستند و برای دست ساختههایشان اغلب از رنگهایی که خود از طبیعت وام گرفتهاند و از عوامل طبیعی برای درست کردن آن استفاده میکنند، بیشتر از رنگهای بازاری مورد توجهشان است. به همین دلیل روح اثر هنری آنها بسیار دل انگیزتر از همان مدل اثر است که توسط یک فرد شهری و با مواد صنعتی ساخته میشود.
در روستاها مثلاً حصیر، سبد و غیره چون جزو ملزومات مورد استفاده روزانه است به هنر بافت آن به چشم یک اثر هنری نگاه نمیکنند، اما ما میتوانیم با توجه بیشتر به روستاها و ارائه آگاهی و شناخت به آنها بابت اینکه بدانند هنر در سراسر زندگیشان جاری و ساری است و با چه ارزش والایی به خلق این آثار میپردازند، میتوانند در زنده نگه داشتن این هنرهای دست نخورده، برای نسلهای بعدی کمک شایانی کنند زیرا وقتی ضرورت وجود و ارزش یک اثر از نظر سازنده آن بدرستی شناخته شود آن را از فعالیتها و ملزومات روزمره زندگی نمیدانند و به آن با ارزشگذاری بیشتری نگاه میکنند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7770/16/591462/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















