مردان حادثهجو
محدثه واعظی پور
روزنامهنگار
چهلمین جشنواره فیلم فجر با همه حواشی، کاستیها و امتیازهایش به پایان رسید. دو اتفاق حاشیهای پس از پایان جشنواره، فضای خبری را تحت تأثیر قرار داد: انصراف رضا میرکریمی و محمدحسین مهدویان از حضور در جشنوارههای آتی. میرکریمی برخلاف اغلب تصمیمگیریهایش که با هوشمندی و از سر حوصله است، زمانی که اختتامیه در جریان بود با انتشار پستی در اینستاگرام، موضع خود را روشن کرد. او که در مراسم پایانی جشنواره حضور نداشت، با غیبتش اولین گام دراعتراض به عملکرد هیأت داوران را برداشت. مهدویان فیلمساز بعدی بود که یک روز پس از برگزاری اختتامیه این کار را کرد. کارگردان «ایستاده در غبار» با انتشار پستی از پایان حضورش در جشنواره فجر خبر داد.
این اتفاق، واکنشهایی تقریباً یکسان در فضای مجازی و حتی رسانههای رسمی داشت. اغلب منتقدان و روزنامهنگاران سینمایی، همراهی با این حرکت نداشتند و آن را غیرحرفهای ارزیابی کردند. میرکریمی و مهدویان از فیلمسازانی هستند که با نخستین فیلمشان در جشنواره، مورد توجه قرار گرفتهاند، از طرف داوران تحسین شده و از سوی منتقدان بارها ستایش و حمایت شدهاند. میرکریمی دبیر چهار دوره جشنواره جهانی فجر بوده، جشنوارهای که اگر چه با جشنواره ملی تفاوتهای اساسی در نحوه برگزاری داشته، اما زیر مجموعهای از سیاستهای فرهنگی نظام بوده است و کسی نیست که نداند دبیری چنین رویدادهایی به هر سینماگر یا تهیهکنندهای داده نمیشود. پس حتی اگر مهدویان به دلیل جوانی، مناسبات حاکم بر سینما را نداند و از باید و نبایدها خبر نداشته باشد (که دارد)، میرکریمی همه این اصول و قواعد را به خوبی میداند. این که دو فیلمساز حرفهای، فقط به خاطر رأی هیأت داوران و برآورده نشدن انتظارهایشان از جشنواره، قهر و اعلام انصراف کنند، همدلی برانگیز یا حرکتی اعتراضی و انتقادی قلمداد نمیشود. برای بسیاری از سینماگران در ادوار مختلف این اتفاق رخ داده و باعث دلخوری و قهر آنها شده، به بعضی فیلمسازان و حتی بازیگران (جواد عزتی نمونه خوبی برای این ماجراست) سالها بیمهری یا کمتوجهی شده، اما آنها با این موضوع کنار آمده و اعتبار خود را به جشنواره فیلم فجر گره نزدهاند. هر هیأت داوری، در هر جشنواره، آرا و نظر خود را دارد و اگر هر سینماگری که از جشنواره، سیمرغ بلورین نمیگیرد بخواهد از شرکت در دورههای بعدی انصراف دهد، این بدعت خطرناک به یک شیوه و سنت غلط و ناپسند تبدیل میشود.
میشود محترمانه و با سیاست، بدون این که بخواهیم در هر قهر و انصرافی برای خود، اعتبار و جایگاه مضاعف تعریف کنیم از ارسال فیلم به دبیرخانه خودداری کنیم. میتوانیم بهانه بیاوریم که فیلمبرداری یا مراحل فنی طول کشیده، اما در آن شرایط نه امکان حضور در جشنواره فجر و استفاده از این ویترین بزرگ را داریم، نه در نشستهای خبری و مقابل دوربین عکاسان حضور پیدا کرده و برای فیلممان تبلیغ میکنیم. مهدویان و میرکریمی همه این نکتهها را بهتر از ما میدانند، آنها فیلمسازان باهوشی هستند که فیلمهای خوبی ساختهاند، اعتبار آنها ربطی به جشنواره فیلم فجر ندارد، البته جشنواره برای آنها امکان درخشیدن فراهم کرده و در اکران عمومی هم فیلمهایشان همیشه شرایط خوبی داشته است. نارضایتی آنها از این همه امتیاز و حمایت، عجیب و غیرقابل باور است.
روزنامهنگار
چهلمین جشنواره فیلم فجر با همه حواشی، کاستیها و امتیازهایش به پایان رسید. دو اتفاق حاشیهای پس از پایان جشنواره، فضای خبری را تحت تأثیر قرار داد: انصراف رضا میرکریمی و محمدحسین مهدویان از حضور در جشنوارههای آتی. میرکریمی برخلاف اغلب تصمیمگیریهایش که با هوشمندی و از سر حوصله است، زمانی که اختتامیه در جریان بود با انتشار پستی در اینستاگرام، موضع خود را روشن کرد. او که در مراسم پایانی جشنواره حضور نداشت، با غیبتش اولین گام دراعتراض به عملکرد هیأت داوران را برداشت. مهدویان فیلمساز بعدی بود که یک روز پس از برگزاری اختتامیه این کار را کرد. کارگردان «ایستاده در غبار» با انتشار پستی از پایان حضورش در جشنواره فجر خبر داد.
این اتفاق، واکنشهایی تقریباً یکسان در فضای مجازی و حتی رسانههای رسمی داشت. اغلب منتقدان و روزنامهنگاران سینمایی، همراهی با این حرکت نداشتند و آن را غیرحرفهای ارزیابی کردند. میرکریمی و مهدویان از فیلمسازانی هستند که با نخستین فیلمشان در جشنواره، مورد توجه قرار گرفتهاند، از طرف داوران تحسین شده و از سوی منتقدان بارها ستایش و حمایت شدهاند. میرکریمی دبیر چهار دوره جشنواره جهانی فجر بوده، جشنوارهای که اگر چه با جشنواره ملی تفاوتهای اساسی در نحوه برگزاری داشته، اما زیر مجموعهای از سیاستهای فرهنگی نظام بوده است و کسی نیست که نداند دبیری چنین رویدادهایی به هر سینماگر یا تهیهکنندهای داده نمیشود. پس حتی اگر مهدویان به دلیل جوانی، مناسبات حاکم بر سینما را نداند و از باید و نبایدها خبر نداشته باشد (که دارد)، میرکریمی همه این اصول و قواعد را به خوبی میداند. این که دو فیلمساز حرفهای، فقط به خاطر رأی هیأت داوران و برآورده نشدن انتظارهایشان از جشنواره، قهر و اعلام انصراف کنند، همدلی برانگیز یا حرکتی اعتراضی و انتقادی قلمداد نمیشود. برای بسیاری از سینماگران در ادوار مختلف این اتفاق رخ داده و باعث دلخوری و قهر آنها شده، به بعضی فیلمسازان و حتی بازیگران (جواد عزتی نمونه خوبی برای این ماجراست) سالها بیمهری یا کمتوجهی شده، اما آنها با این موضوع کنار آمده و اعتبار خود را به جشنواره فیلم فجر گره نزدهاند. هر هیأت داوری، در هر جشنواره، آرا و نظر خود را دارد و اگر هر سینماگری که از جشنواره، سیمرغ بلورین نمیگیرد بخواهد از شرکت در دورههای بعدی انصراف دهد، این بدعت خطرناک به یک شیوه و سنت غلط و ناپسند تبدیل میشود.
میشود محترمانه و با سیاست، بدون این که بخواهیم در هر قهر و انصرافی برای خود، اعتبار و جایگاه مضاعف تعریف کنیم از ارسال فیلم به دبیرخانه خودداری کنیم. میتوانیم بهانه بیاوریم که فیلمبرداری یا مراحل فنی طول کشیده، اما در آن شرایط نه امکان حضور در جشنواره فجر و استفاده از این ویترین بزرگ را داریم، نه در نشستهای خبری و مقابل دوربین عکاسان حضور پیدا کرده و برای فیلممان تبلیغ میکنیم. مهدویان و میرکریمی همه این نکتهها را بهتر از ما میدانند، آنها فیلمسازان باهوشی هستند که فیلمهای خوبی ساختهاند، اعتبار آنها ربطی به جشنواره فیلم فجر ندارد، البته جشنواره برای آنها امکان درخشیدن فراهم کرده و در اکران عمومی هم فیلمهایشان همیشه شرایط خوبی داشته است. نارضایتی آنها از این همه امتیاز و حمایت، عجیب و غیرقابل باور است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7851/28/603072/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




































































































