فرهنگ بعید


محمدرضا رضایی
آشنا: شناس، پارتی، از دست‌های پشت پرده در سنوات قبل. کنایه از کسی که در یک اداره دولتی مشغول به کار است و تمام دوستان و فامیل‌های وی (اعم از نزدیک و دور) از نامبرده توقع دارند تمام گیروگرفت‌های اداری آنان را حل کند، حتی اگر آن گیروگرفت اداری، محاکمه برای جرم قتل باشد.
باران: قطرات آبی که از آسمان فرو می‌ریزد. چیزی که اگر نباشد همه برای آمدنش نماز و دعا می‌خوانند، ولی وقتی آمد همه از اینکه باران، ماشینشان را کثیف و گلی کرده، به خدا شکایت می‌کنند.
پس‌انداز: پولی که به‌ مرور‌زمان ذخیره می‌شود تا در روز مبادا به‌کار آید؛ لکن در روز مبادا نرخ تورم چنان بالا رفته که صاحب پس‌انداز آرزو می‌کند ای کاش هیچ‌وقت پول را پس‌انداز نمی‌کرد و در زمان خودش خرج می‌کرد.
ترسناک: وحشت‌آفرین، خودروی داخلی، ایربگ. چیزی که انسان فکر می‌کند منطقاً نمی‌شود؛ ولی با آن روبه‌رو شده و می‌بیند که اتفاقاً می‌شود. مانند قیمت پراید که منطقاً نباید 182میلیون تومان باشد.
جادوگر: کسی که کاری انجام می‌دهد که عقل آدمیزاد توان درک آن را ندارد. برخی فروشگاه‌ها وقتی که به چیزی تخفیف الکی می‌دهند و با اینکه قیمت جنس تخفیفی چهاربرابر قیمت واقعی آن است؛ ولی به‌طور شگفت‌انگیزی مردم برای خریدنش هجوم می‌آورند.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7857/20/603981/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها