نقدی بر سازوکار تصویب بودجه برای فعالیتهای فرهنگی
ارزش کار فرهنگی با پول سنجیده نمیشود
ایلیا داودی
دکترای علوم سیاسی
یکی از مسائلی که به وضوح در حوزه فرهنگ در طول سالهای اخیر دیده شده و در رسانهها بازتاب یافته، مسأله تخصیص بودجههای کلان به برخی فعالیتها است. دو نمونه از این موارد که تازگی هم دارند و مربوط به همین زمان اخیر هستند، بودجه مصوب تحت عنوان تولید محتوا برای فضای مجازی و بودجه مصوب برای امر جهاد تبیین از سوی مجلس و شهرداری تهران است که البته مصوبه مجلس برای جهاد تبیین از سوی شورای نگهبان با اصل سوم قانون اساسی مغایر شناخته شده است.
انتقاد صریح مقام معظم رهبری از تخصیص بودجه هنگفت به «جهاد تبیین» را میتوان به عنوان یک مسأله کلانتر تحلیل کرد؛ معنای روشن این انتقاد آن است که مواجهه با طرحهای فرهنگی صرفاً با تخصیص بودجه راه به جایی نمیبرد و ضرورتاً برای نشان دادن اهمیت انجام کار فرهنگی لازم نیست که بودجههای کلان به آنها تخصیص پیدا کند. در راستای تبیین ابعاد این انتقاد، به طور کلی در رابطه با طرحهای فرهنگی که بودجههای مصوب کلان به آنها اختصاص پیدا میکند، چند نکته وجود دارد که باید بدانها توجه کرد؛ اول آنکه در نظر گرفتن رقمهای کلان برای برخی طرحهای فرهنگی بر چه اساسی صورت گرفته است؟ آیا برآورد هزینه کارشناسی برای این دست سیاستها در قالبها و سرفصلهای مختلف انجام شده و یا این رقم به طور تقریبی و کلی در نظر گرفته شده است؟ در صورتی که این دست برآوردها به صورت کارشناسی انجام شده باشد، بودجههای تخصیصی در چهارچوب کدام برنامهها و طرحها قرار است اجرایی شوند و بر چه اساسی این میزان بودجه برای آنها در نظر گرفته میشود؟ به عبارت دیگر فهرست استاندارد تعرفه انجام امور مختلف در حوزه فرهنگی از کجا استخراج شده است؟ نکته دیگر آن است که این دست بودجهها بر چه اساسی و به چه نهادهایی اختصاص پیدا میکند؟ به عبارت دیگر تشخیص اینکه کدام نهاد قادر به فعالیت در راستای طرحهای فرهنگی است برعهده چه کسی است و آیا اساساً برای هر نوبت تخصیص بودجه به طرحهای فرهنگی به صورت دقیق برآورد کارشناسی صورت میگیرد یا خیر و عهدهدار انجام این برآورد چه کسی یا چه نهادی است؟ در حقیقت باید پرسید که این تخصیص بودجه به نهادها بر اساس کدام معیار صورت میگیرد؟ پرسش دیگری که قابل طرح است، آن است که اصلاً مگر نهادهای فرهنگی خود دارای بودجه مستقل نبودهاند و در بودجهای که به طور معمول برای آنها در نظر گرفته شده، این دست مطالبات فرهنگی مشخص نشده که جزو فعالیتهای معمول و مرسوم آنها تلقی نشده است؟ در حقیقت باید پرسید که بر چه مبنایی تشخیص داده میشود که انجام برخی فعالیتهای فرهنگی جدید در چهارچوب همان وظایف قبلی نهادهای فرهنگی نبوده است؟ منظور آن است که به هر حال هر فعالیتی که برای این مؤسسات در نظر گرفته میشود و هر بودجهای که به آنها اختصاص داده میشود، به طور معمول در راستای چهارچوبهای کلی رسالت آنها تعریف میشود؛ برای نمونه موضوعاتی مانند تولید محتوا برای فضای مجازی یا فعالیت در چهارچوب جهاد تبیین، آیا جزو وظایف تعریف شده برای مؤسسات و نهادهای فرهنگی نبوده است؟ اینکه بودجهای جداگانه برای آنها در نظر گرفته شود بر اساس چه فلسفه و منطقی صورت گرفته است؟
پرسش بعدی آن است که آیا به دستگاههایی که بودجه مصوب برای برخی برنامههای فرهنگی تخصیص داده میشود، فهرستی از فعالیتهای مربوط با طرح نیز ارائه میشود تا بعداً بتوان از آنها مطالبه کرد؟ اصلاً آیا میتوان فهرست واحدی را به همه دستگاهها ارائه کرد یا اگر مرجع تشخیص نوع فعالیت خود آن دستگاهها و نهادها باشند، چه تضمینی برای درستی این تشخیص وجود دارد و نظارت بر آنها از سوی کدام مرجع صورت میگیرد؟ این در حالی است که برای فعالیتهای فرهنگی حتی یک فهرست واحد هم به نظر نمیرسد به این دستگاهها ارائه شده باشد که کارکردهای آنها در راستای بودجه مصوب را توضیح داده باشد.
به همین خاطر به نظر میرسد این طرح اساساً به صورت غیرکارشناسی انجام شده است. در صورتی که اگر این طرحها کارشناسی بود باید فهرستی از فعالیتهای مرتبط با آنها، قالبها، موضوعات و سرفصلهای ویژه این کار نیز طراحی و تدوین و در اختیار نهادهایی که بودجه به آنها تعلق گرفته قرار داده میشدند.
در حالی که چنین چهارچوب و چنین محتوایی وجود ندارد. حتی در صورتی که این چهارچوب هم تدوین میشد باز هم محل نقد بود، چرا که یک چهارچوب واحد نمیتواند برای نهادهای مختلف که در حوزههای مختلف و با مأموریتهای مختلف فعالیت میکنند کارآمد باشد و هر یک از آنها باید مأموریتهای جداگانهای را برای خود در نظر بگیرند.
بر این اساس باید پرسید آیا اصلاً قبل از تصویب بودجه از نهادها خواسته شده برنامهای را هر یک به صورت جداگانه تدوین کنند و به مرجع تصویب کننده بودجه ارائه دهند؟ به نظر نمیرسد این گونه بوده باشد.
نکته دیگری که درباره این بودجه وجود دارد آن است که آیا اساساً بنایی برای ارزیابی میزان فعالیتهای انجام شده نسبت به میزان بودجه دریافتی وجود دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا نهادها صرفاً دریافت کننده بودجه هستند و قرار نیست نسبت به فعالیتهایی که انجام میدهند به نهادی پاسخگو باشند؟ چه کسی یا چه نهادهایی ارزیابی میکنند که بودجه مصوب در راستای عنوانی که برای آن در نظر گرفته شده صرف میشود؟ اگر نهادی از صرف کردن این بودجه در راستای تولید محتوا برای فضای مجازی امتناع کند یا بودجه را در جای دیگری صرف کند آیا مرجع رسیدگی کننده به این موضوع وجود دارد؟ اصلاً این موضوع قابل تشخیص است؟ چه سازوکاری برای این تشخیص و برای رسیدگی به این موضوع وجود دارد؟ از نظر قانونی چه زیرساختهایی برای این مسأله فراهم شده است؟ آیا چنین زیرساختهایی وجود دارد؟ به نظر میرسد نه چهارچوبی برای این دست طرحهای فرهنگی که بودجههای کلان برای آنها تصویب میشود، از پیش تعیین شده و نه قرار است پس از مدتی معین به چگونگی صرف بودجه در راستای عنوان در نظر گرفته شده برای بودجه رسیدگی شود. بر این اساس آیا میتوان امیدی داشت که این بودجهها بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند؟ آیا اهمیت دادن به یک موضوع و دغدغه نشان دادن نسبت به یک حوزه صرفاً با تصویب بودجههای کلان مشخص میشود و عینیت پیدا میکند؟ نقش مؤسسات فرهنگی غیردولتی و گروههای فعال در جامعه کجاست؟ آیا بهتر نبود این بودجهها از طریق سازوکارهای مشخص به این دسته از مؤسسات و به این نهادها اختصاص می یافت و یا حداقل بخشی از آن در اختیار آنها قرار می گرفت این بودجه اساساً بر چه فلسفهای استوار است و بر اساس کدام پیشنهاد و یا طرح کارشناسی مصوب اختصاص داده شده است؟ شاید بی پاسخ بودن چنین پرسشهایی زمینه را برای تأمل در اینکه چرا برخی طرحهای فرهنگی بهرغم تصویب بودجه کلان در سالهای گذشته نتوانستهاند به موفقیت نسبی دست پیدا کنند، هموار سازد.
دکترای علوم سیاسی
یکی از مسائلی که به وضوح در حوزه فرهنگ در طول سالهای اخیر دیده شده و در رسانهها بازتاب یافته، مسأله تخصیص بودجههای کلان به برخی فعالیتها است. دو نمونه از این موارد که تازگی هم دارند و مربوط به همین زمان اخیر هستند، بودجه مصوب تحت عنوان تولید محتوا برای فضای مجازی و بودجه مصوب برای امر جهاد تبیین از سوی مجلس و شهرداری تهران است که البته مصوبه مجلس برای جهاد تبیین از سوی شورای نگهبان با اصل سوم قانون اساسی مغایر شناخته شده است.
انتقاد صریح مقام معظم رهبری از تخصیص بودجه هنگفت به «جهاد تبیین» را میتوان به عنوان یک مسأله کلانتر تحلیل کرد؛ معنای روشن این انتقاد آن است که مواجهه با طرحهای فرهنگی صرفاً با تخصیص بودجه راه به جایی نمیبرد و ضرورتاً برای نشان دادن اهمیت انجام کار فرهنگی لازم نیست که بودجههای کلان به آنها تخصیص پیدا کند. در راستای تبیین ابعاد این انتقاد، به طور کلی در رابطه با طرحهای فرهنگی که بودجههای مصوب کلان به آنها اختصاص پیدا میکند، چند نکته وجود دارد که باید بدانها توجه کرد؛ اول آنکه در نظر گرفتن رقمهای کلان برای برخی طرحهای فرهنگی بر چه اساسی صورت گرفته است؟ آیا برآورد هزینه کارشناسی برای این دست سیاستها در قالبها و سرفصلهای مختلف انجام شده و یا این رقم به طور تقریبی و کلی در نظر گرفته شده است؟ در صورتی که این دست برآوردها به صورت کارشناسی انجام شده باشد، بودجههای تخصیصی در چهارچوب کدام برنامهها و طرحها قرار است اجرایی شوند و بر چه اساسی این میزان بودجه برای آنها در نظر گرفته میشود؟ به عبارت دیگر فهرست استاندارد تعرفه انجام امور مختلف در حوزه فرهنگی از کجا استخراج شده است؟ نکته دیگر آن است که این دست بودجهها بر چه اساسی و به چه نهادهایی اختصاص پیدا میکند؟ به عبارت دیگر تشخیص اینکه کدام نهاد قادر به فعالیت در راستای طرحهای فرهنگی است برعهده چه کسی است و آیا اساساً برای هر نوبت تخصیص بودجه به طرحهای فرهنگی به صورت دقیق برآورد کارشناسی صورت میگیرد یا خیر و عهدهدار انجام این برآورد چه کسی یا چه نهادی است؟ در حقیقت باید پرسید که این تخصیص بودجه به نهادها بر اساس کدام معیار صورت میگیرد؟ پرسش دیگری که قابل طرح است، آن است که اصلاً مگر نهادهای فرهنگی خود دارای بودجه مستقل نبودهاند و در بودجهای که به طور معمول برای آنها در نظر گرفته شده، این دست مطالبات فرهنگی مشخص نشده که جزو فعالیتهای معمول و مرسوم آنها تلقی نشده است؟ در حقیقت باید پرسید که بر چه مبنایی تشخیص داده میشود که انجام برخی فعالیتهای فرهنگی جدید در چهارچوب همان وظایف قبلی نهادهای فرهنگی نبوده است؟ منظور آن است که به هر حال هر فعالیتی که برای این مؤسسات در نظر گرفته میشود و هر بودجهای که به آنها اختصاص داده میشود، به طور معمول در راستای چهارچوبهای کلی رسالت آنها تعریف میشود؛ برای نمونه موضوعاتی مانند تولید محتوا برای فضای مجازی یا فعالیت در چهارچوب جهاد تبیین، آیا جزو وظایف تعریف شده برای مؤسسات و نهادهای فرهنگی نبوده است؟ اینکه بودجهای جداگانه برای آنها در نظر گرفته شود بر اساس چه فلسفه و منطقی صورت گرفته است؟
پرسش بعدی آن است که آیا به دستگاههایی که بودجه مصوب برای برخی برنامههای فرهنگی تخصیص داده میشود، فهرستی از فعالیتهای مربوط با طرح نیز ارائه میشود تا بعداً بتوان از آنها مطالبه کرد؟ اصلاً آیا میتوان فهرست واحدی را به همه دستگاهها ارائه کرد یا اگر مرجع تشخیص نوع فعالیت خود آن دستگاهها و نهادها باشند، چه تضمینی برای درستی این تشخیص وجود دارد و نظارت بر آنها از سوی کدام مرجع صورت میگیرد؟ این در حالی است که برای فعالیتهای فرهنگی حتی یک فهرست واحد هم به نظر نمیرسد به این دستگاهها ارائه شده باشد که کارکردهای آنها در راستای بودجه مصوب را توضیح داده باشد.
به همین خاطر به نظر میرسد این طرح اساساً به صورت غیرکارشناسی انجام شده است. در صورتی که اگر این طرحها کارشناسی بود باید فهرستی از فعالیتهای مرتبط با آنها، قالبها، موضوعات و سرفصلهای ویژه این کار نیز طراحی و تدوین و در اختیار نهادهایی که بودجه به آنها تعلق گرفته قرار داده میشدند.
در حالی که چنین چهارچوب و چنین محتوایی وجود ندارد. حتی در صورتی که این چهارچوب هم تدوین میشد باز هم محل نقد بود، چرا که یک چهارچوب واحد نمیتواند برای نهادهای مختلف که در حوزههای مختلف و با مأموریتهای مختلف فعالیت میکنند کارآمد باشد و هر یک از آنها باید مأموریتهای جداگانهای را برای خود در نظر بگیرند.
بر این اساس باید پرسید آیا اصلاً قبل از تصویب بودجه از نهادها خواسته شده برنامهای را هر یک به صورت جداگانه تدوین کنند و به مرجع تصویب کننده بودجه ارائه دهند؟ به نظر نمیرسد این گونه بوده باشد.
نکته دیگری که درباره این بودجه وجود دارد آن است که آیا اساساً بنایی برای ارزیابی میزان فعالیتهای انجام شده نسبت به میزان بودجه دریافتی وجود دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا نهادها صرفاً دریافت کننده بودجه هستند و قرار نیست نسبت به فعالیتهایی که انجام میدهند به نهادی پاسخگو باشند؟ چه کسی یا چه نهادهایی ارزیابی میکنند که بودجه مصوب در راستای عنوانی که برای آن در نظر گرفته شده صرف میشود؟ اگر نهادی از صرف کردن این بودجه در راستای تولید محتوا برای فضای مجازی امتناع کند یا بودجه را در جای دیگری صرف کند آیا مرجع رسیدگی کننده به این موضوع وجود دارد؟ اصلاً این موضوع قابل تشخیص است؟ چه سازوکاری برای این تشخیص و برای رسیدگی به این موضوع وجود دارد؟ از نظر قانونی چه زیرساختهایی برای این مسأله فراهم شده است؟ آیا چنین زیرساختهایی وجود دارد؟ به نظر میرسد نه چهارچوبی برای این دست طرحهای فرهنگی که بودجههای کلان برای آنها تصویب میشود، از پیش تعیین شده و نه قرار است پس از مدتی معین به چگونگی صرف بودجه در راستای عنوان در نظر گرفته شده برای بودجه رسیدگی شود. بر این اساس آیا میتوان امیدی داشت که این بودجهها بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند؟ آیا اهمیت دادن به یک موضوع و دغدغه نشان دادن نسبت به یک حوزه صرفاً با تصویب بودجههای کلان مشخص میشود و عینیت پیدا میکند؟ نقش مؤسسات فرهنگی غیردولتی و گروههای فعال در جامعه کجاست؟ آیا بهتر نبود این بودجهها از طریق سازوکارهای مشخص به این دسته از مؤسسات و به این نهادها اختصاص می یافت و یا حداقل بخشی از آن در اختیار آنها قرار می گرفت این بودجه اساساً بر چه فلسفهای استوار است و بر اساس کدام پیشنهاد و یا طرح کارشناسی مصوب اختصاص داده شده است؟ شاید بی پاسخ بودن چنین پرسشهایی زمینه را برای تأمل در اینکه چرا برخی طرحهای فرهنگی بهرغم تصویب بودجه کلان در سالهای گذشته نتوانستهاند به موفقیت نسبی دست پیدا کنند، هموار سازد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7874/6/607334/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

























































































































