با وجود تبلیغات بنیانبرافکن نیروهای غربی
غروب خیزشهای اسلامی، آرزوی محال است
اریکا بیاجینی و لوچیا آردووینی
اساتید مطالعات بینالملل در دانشگاههای دابلین ایرلندجنوبی و لنکستر انگلیس
مترجم: وصال روحانی
شاید شرایط برای جنبشهای اسلامی در خاورمیانه تیرهتر از گذشته شده باشد اما هنوز زود است که کار اخوانالمسلمین را که جنبش پیشرو در این زمینه محسوب می شود و نهادی ریشهدار در مصر است پایان یافته بدانیم.
قریب به دو دهه بعد از خیزش جنبشهای اسلامی در این منطقه، این جنبشها با موج تازهای از محدودیتها و مواجههها روبهرو هستند و برخی دولتها کوشیدهاند آنها را در حالت ایزوله دائمی و شدید قرار بدهند اما این طرز تلقی که احزاب اسلامی در کشورهای خاورمیانه رو به غروبی دائمی میروند، یک برآورد غیرواقعی و شتابزده است. مارک لینچ تحلیلگر سیاسی امور خاورمیانه میگوید: «در معدودی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا جنبشهای اسلامی قدرت را در دست گرفتهاند ولی در اداره کشور کم آوردند و همین مسأله، اقبال عمومی نسبت به آنها را کاهش داده است. حتی شماری از کشورهای منطقه با سختگیری افراطی هرگونه فعالیت احزاب اسلامی را به حداقل رساندهاند که عربستان و امارات از آن قبیل هستند. بدتر از هر چیزی، تبلیغات دامنهدار غربیها علیه آنها و جا انداختن این ایده نادرست است که جنبش های اسلامی، بالقوه مظهر ناآرامی هستند و میکوشند ثبات سیاسی و نظامی کشورها را مختل سازند.»
واقعیت امر هر چه باشد، کوشش دولتها برای تبعید جنبشهای اسلامی و پایهگذاران آنها به نقاط دوردست، خواه ناخواه از کارایی این گروهها کاسته است. این دولتها با این بهانه واهی که جنبشهای اسلامی با رویکردهایی واپسگرایانه از جا افتادن مدرنیسم در این کشورها جلوگیری میکنند، امکان یک دفاع کلامی و عملی همهجانبه و مؤثر را از این جنبشها گرفتهاند.
فقط یک حکومت کوتاه
در این بین اخوانالمسلمین بهعنوان یک جنبش پیشرو که بسیاری از خیزشهای مشابه از آن الگو و خط فکری گرفتهاند، از اواخر دهه 1920 با هجمههای بسیاری روبهرو بوده است، اما با وجود تبلیغات دروغ دستراستیها، در 90 و اندی سالی که از شروع فعالیتهای آن میگذرد، فقط یکبار و آنهم به طور نسبی و نصفونیمه قدرت را در دست گرفت. این اتفاق پس از برکناری حسنی مبارک در سال 2011 و روی کار آمدن دولت اسلامگرای محمد مرسی رخ داد. در آن زمان مرسی و وابستگانش بیشترین آرا را در انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری مصر کسب کردند؛ زیرا هم مقبول مسلمانان بودند و هم مبارک و سلف غربگرای او انور سادات، آنقدر به کشور خود خیانت کرده و با رژیم غاصب صهیونیستی مؤانست کردند که مردم مصر از آنها بیزار شده بودند؛ اما تبلیغات سوء نظامیان مصر علیه مرسی و ایزوله شدن وی در این روند پوشالی، کار خود را کرد و او را در کمتر از دو سال برکنار و روانه زندان کردند. نظامیان به سرکردگی «سیسی» کشور را در دست گرفتند و در نمایشی اسفبار از یک دموکراسی جعلی از حسنی مبارک رفع اتهام و وی از زندان آزاد شد (که با مرگ وی این آزادی شرمآور عمر کوتاهی یافت.)
این حمله نیز به بار نمینشیند
اینک اخوانالمسلمین و سایر جنبشهای اسلامی تحت شدیدترین مراقبتها و فزونترین فشارهای محدودکننده دولت نظامی سیسی قرار دارند و اگرچه هنوز از پای درنیامدهاند اما با این سؤال درونی و ابهام باطنی مواجهند که باید به چه شکلی به صحنه برگردند تا بهانههای نظامیان برای سرکوب بیرحمانهتر آنها فزونتر از قبل نشود. تحمل حملات وسیع دولت مصر تجربه تازهای برای اخوانالمسلمین نیست که در سال 1928 تأسیس شد و آنها هر بار، توانستهاند از زیر لبه تیغ درآیند و از نو شکوفا شوند و هر مرتبه که قدرت گذشته خود را تکرار کردهاند، کارشان با ارزشتر از مرتبه قبل بوده است، زیرا مبارزه دولت مصر با آنها ریشهدارتر و قساوتآمیزتر از گذشته بوده است. شاید هم هنر بزرگ و اصلی اخوانالمسلمین تبدیل این تهاجمها به وسیلهای قوی و بنیادین برای تجدید حیاتشان بوده و با اینکه بارها احساس شده که هر یک از این تهاجمها برای قطع شریانهای حیاتی آنها کفایت میکند، این جنبش چیزی خلاف این را به اثبات رسانده و این مدیون عهد اخوت و اعتقاد عمیقی است که بین اعضای این گروه جریان دارد. با این اوصاف، حمله در دست اجرای دولت سیسی به اخوانالمسلمین با وجود تمامی ابعاد عظیم آن، امکان دارد باز حاصلی جز ناکامی نداشته باشد.
دشواریهای کار در تبعید
سیسی و سایر ژنرالهای مصر به دفعات به مردم این کشور متذکر شدهاند که تجربه شکست خورده مرسی گویای این حقیقت است که بنیادهای اسلامی اگر هم خیرخواه باشند، سازوکارهای اداره دولت را نمیشناسند و باعث تضعیف ساختار زندگی مردم میشوند. از سوی دیگر، فشار فزاینده روی تمامی ارکان اخوانالمسلمین سبب شد گاهی از اعضای جوانتر این نهاد اقدامات تلافیجویانه تندی سر بزند که سیسی آن را نشانه تندخویی کل اسلامگراها توصیف کرده و با همین سلاح، آنها را بشدت کوبیده است. به اینها بیفزایید تبعید شماری از کلیدیترین اعضای شورای مرکزی اخوانالمسلمین به سایر کشورها را که طبعاً سبب میشود بازگشت آنها به مصر و طراحی و اجرای نقشه احیایشان در آنجا سخت و سختتر شود. اگر گزارش برخی نشریات غربی صحیح باشد، بر سر نحوه کارگردانی و اجرای این روند احیا نیز اختلافسلیقههایی بین بزرگان این جنبش وجود دارد و این مسأله هم از کارایی و تشکل آنها کاسته است.
به تاریخ نگاه کنید
با این حال تاریخ و اتفاقات آن بهترین درس برای آدمهای امروز و اهالی فردا است و اولین درس برگرفته از خیزشهای اسلامی و بویژه اخوانالمسلمین ظرف دهههای اخیر این است که آنها هرچند بارها تضعیف و کمرنگ شدهاند اما به سبب ریشه داشتن در قلوب مردم به فصلی تازه از حیات خویش پا نهادهاند. آنها برخلاف سیسی و نظایر او مثل بازیگران سینما نیستند که هر چیز دور از ذهن و محالی را خوب جلوه داده و مخلوق خویش توصیف کنند و برعکس بر نیروی مردمی تکیه دارند که هنوز در اصل طالب حکومتهایی اسلامخواهانه در سراسر منطقه هستند و این را بر رویکردهای سیاسی پرحیله ارجح میدانند. بنابراین تصور یک غروب ابدی برای خیزشهای اسلامی در بهار 2022 فقط آرزوی خوشخیالترین دولتهای وابسته به غرب در خاورمیانه و شمال آفریقا و به تبع آن طلبیدن یک چیز محال است.
منبع: Middle East Eye
اساتید مطالعات بینالملل در دانشگاههای دابلین ایرلندجنوبی و لنکستر انگلیس
مترجم: وصال روحانی
شاید شرایط برای جنبشهای اسلامی در خاورمیانه تیرهتر از گذشته شده باشد اما هنوز زود است که کار اخوانالمسلمین را که جنبش پیشرو در این زمینه محسوب می شود و نهادی ریشهدار در مصر است پایان یافته بدانیم.
قریب به دو دهه بعد از خیزش جنبشهای اسلامی در این منطقه، این جنبشها با موج تازهای از محدودیتها و مواجههها روبهرو هستند و برخی دولتها کوشیدهاند آنها را در حالت ایزوله دائمی و شدید قرار بدهند اما این طرز تلقی که احزاب اسلامی در کشورهای خاورمیانه رو به غروبی دائمی میروند، یک برآورد غیرواقعی و شتابزده است. مارک لینچ تحلیلگر سیاسی امور خاورمیانه میگوید: «در معدودی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا جنبشهای اسلامی قدرت را در دست گرفتهاند ولی در اداره کشور کم آوردند و همین مسأله، اقبال عمومی نسبت به آنها را کاهش داده است. حتی شماری از کشورهای منطقه با سختگیری افراطی هرگونه فعالیت احزاب اسلامی را به حداقل رساندهاند که عربستان و امارات از آن قبیل هستند. بدتر از هر چیزی، تبلیغات دامنهدار غربیها علیه آنها و جا انداختن این ایده نادرست است که جنبش های اسلامی، بالقوه مظهر ناآرامی هستند و میکوشند ثبات سیاسی و نظامی کشورها را مختل سازند.»
واقعیت امر هر چه باشد، کوشش دولتها برای تبعید جنبشهای اسلامی و پایهگذاران آنها به نقاط دوردست، خواه ناخواه از کارایی این گروهها کاسته است. این دولتها با این بهانه واهی که جنبشهای اسلامی با رویکردهایی واپسگرایانه از جا افتادن مدرنیسم در این کشورها جلوگیری میکنند، امکان یک دفاع کلامی و عملی همهجانبه و مؤثر را از این جنبشها گرفتهاند.
فقط یک حکومت کوتاه
در این بین اخوانالمسلمین بهعنوان یک جنبش پیشرو که بسیاری از خیزشهای مشابه از آن الگو و خط فکری گرفتهاند، از اواخر دهه 1920 با هجمههای بسیاری روبهرو بوده است، اما با وجود تبلیغات دروغ دستراستیها، در 90 و اندی سالی که از شروع فعالیتهای آن میگذرد، فقط یکبار و آنهم به طور نسبی و نصفونیمه قدرت را در دست گرفت. این اتفاق پس از برکناری حسنی مبارک در سال 2011 و روی کار آمدن دولت اسلامگرای محمد مرسی رخ داد. در آن زمان مرسی و وابستگانش بیشترین آرا را در انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری مصر کسب کردند؛ زیرا هم مقبول مسلمانان بودند و هم مبارک و سلف غربگرای او انور سادات، آنقدر به کشور خود خیانت کرده و با رژیم غاصب صهیونیستی مؤانست کردند که مردم مصر از آنها بیزار شده بودند؛ اما تبلیغات سوء نظامیان مصر علیه مرسی و ایزوله شدن وی در این روند پوشالی، کار خود را کرد و او را در کمتر از دو سال برکنار و روانه زندان کردند. نظامیان به سرکردگی «سیسی» کشور را در دست گرفتند و در نمایشی اسفبار از یک دموکراسی جعلی از حسنی مبارک رفع اتهام و وی از زندان آزاد شد (که با مرگ وی این آزادی شرمآور عمر کوتاهی یافت.)
این حمله نیز به بار نمینشیند
اینک اخوانالمسلمین و سایر جنبشهای اسلامی تحت شدیدترین مراقبتها و فزونترین فشارهای محدودکننده دولت نظامی سیسی قرار دارند و اگرچه هنوز از پای درنیامدهاند اما با این سؤال درونی و ابهام باطنی مواجهند که باید به چه شکلی به صحنه برگردند تا بهانههای نظامیان برای سرکوب بیرحمانهتر آنها فزونتر از قبل نشود. تحمل حملات وسیع دولت مصر تجربه تازهای برای اخوانالمسلمین نیست که در سال 1928 تأسیس شد و آنها هر بار، توانستهاند از زیر لبه تیغ درآیند و از نو شکوفا شوند و هر مرتبه که قدرت گذشته خود را تکرار کردهاند، کارشان با ارزشتر از مرتبه قبل بوده است، زیرا مبارزه دولت مصر با آنها ریشهدارتر و قساوتآمیزتر از گذشته بوده است. شاید هم هنر بزرگ و اصلی اخوانالمسلمین تبدیل این تهاجمها به وسیلهای قوی و بنیادین برای تجدید حیاتشان بوده و با اینکه بارها احساس شده که هر یک از این تهاجمها برای قطع شریانهای حیاتی آنها کفایت میکند، این جنبش چیزی خلاف این را به اثبات رسانده و این مدیون عهد اخوت و اعتقاد عمیقی است که بین اعضای این گروه جریان دارد. با این اوصاف، حمله در دست اجرای دولت سیسی به اخوانالمسلمین با وجود تمامی ابعاد عظیم آن، امکان دارد باز حاصلی جز ناکامی نداشته باشد.
دشواریهای کار در تبعید
سیسی و سایر ژنرالهای مصر به دفعات به مردم این کشور متذکر شدهاند که تجربه شکست خورده مرسی گویای این حقیقت است که بنیادهای اسلامی اگر هم خیرخواه باشند، سازوکارهای اداره دولت را نمیشناسند و باعث تضعیف ساختار زندگی مردم میشوند. از سوی دیگر، فشار فزاینده روی تمامی ارکان اخوانالمسلمین سبب شد گاهی از اعضای جوانتر این نهاد اقدامات تلافیجویانه تندی سر بزند که سیسی آن را نشانه تندخویی کل اسلامگراها توصیف کرده و با همین سلاح، آنها را بشدت کوبیده است. به اینها بیفزایید تبعید شماری از کلیدیترین اعضای شورای مرکزی اخوانالمسلمین به سایر کشورها را که طبعاً سبب میشود بازگشت آنها به مصر و طراحی و اجرای نقشه احیایشان در آنجا سخت و سختتر شود. اگر گزارش برخی نشریات غربی صحیح باشد، بر سر نحوه کارگردانی و اجرای این روند احیا نیز اختلافسلیقههایی بین بزرگان این جنبش وجود دارد و این مسأله هم از کارایی و تشکل آنها کاسته است.
به تاریخ نگاه کنید
با این حال تاریخ و اتفاقات آن بهترین درس برای آدمهای امروز و اهالی فردا است و اولین درس برگرفته از خیزشهای اسلامی و بویژه اخوانالمسلمین ظرف دهههای اخیر این است که آنها هرچند بارها تضعیف و کمرنگ شدهاند اما به سبب ریشه داشتن در قلوب مردم به فصلی تازه از حیات خویش پا نهادهاند. آنها برخلاف سیسی و نظایر او مثل بازیگران سینما نیستند که هر چیز دور از ذهن و محالی را خوب جلوه داده و مخلوق خویش توصیف کنند و برعکس بر نیروی مردمی تکیه دارند که هنوز در اصل طالب حکومتهایی اسلامخواهانه در سراسر منطقه هستند و این را بر رویکردهای سیاسی پرحیله ارجح میدانند. بنابراین تصور یک غروب ابدی برای خیزشهای اسلامی در بهار 2022 فقط آرزوی خوشخیالترین دولتهای وابسته به غرب در خاورمیانه و شمال آفریقا و به تبع آن طلبیدن یک چیز محال است.
منبع: Middle East Eye
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7903/4/612176/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





























