صنایع دستی و مواجهه با خلأ عاطفی جامعه
حجتالله مرادخانی
پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه
درباره صنایع دستی به عنوان مجموعه متنوعی از محصولات فرهنگی و بومی ایران بسیار صحبت میشود. عرصهای که در برگیرنده بسیاری از سنتها و شیوههای هنری و نقشمایههای کهن است و متنی ماندگار برای تجلی و ثبت آنها فراهم کرده است. در کنار کارکردهای فرهنگی و هنری، صنایع دستی واجد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی هم هست که تحلیلهای گوناگونی درخصوص آن مطرح و ارائه شده یا میشود. با وجود این خصلتها و تنوع ارزنده، اما چالشی که این حوزه با آن روبهرو بوده این نکته است که؛ چرا آثار صنایع دستی کمتر در سبد مصرف مخاطب ایرانی قرار دارد؟ فارغ از شرایط اقتصادی حاکم و محدودیتهای مالی پیش آمده که تأثیراتش غیرقابل انکار است، اما دلیل مهم و مبنایی دیگری که میتوان مطرح کرد، خلأ عاطفی جامعه کنونی ما نسبت به محصولات صنایع دستی است. به این معنا که جهان ذهنی مخاطب ایرانی نسبت به صنایع دستی خالی است و در نتیجه صنایع دستی فارغ از قیمت و در دسترس بودن یا نبودن، اولویت ذهنی جامعه مخاطب نیست. در حالی که میتوان با هزینه خرید یک بسته شکلات و شیرینی متوسط که برای سلامتی ضررهای بسیاری دارد، یک یادگاری صنایع دستی خرید و به دیدن دوستی رفت.
اما این خلأ عاطفی چگونه شکل گرفته و علت آن چیست؟ در دنیای امروز رسانههای مختلف تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر ناخودآگاه فردی و جمعی افراد جامعه دارند و گرایش و تمایل آنها به محصولات و خدمات مختلف را تعیین میکنند. این مسأله البته مستقل از تبلیغات مستقیمی است که در این عرصهها صورت میگیرد. با نگاهی به محتوای رسانههای نافذی مانند فیلم و سریالها، میبینیم که تقریباً در بسیاری فیلمها و سریالهای تولید داخل، صنایع دستی یا حضور ندارد یا بسیار کم رنگ و سطحی و آن هم در نماهای محدودی قابل رؤیت است. در حالی که استفاده از گوشیهای همراه خارجی و زندگی لوکس تبدیل به یک سبک زندگی در فیلم و سریال ایرانی شده است. در دیگر تولیدات تصویری مانند انیمیشنها و بازیهای مختلف هم خبری از صنایع دستی و روایتهای جذاب آن نیست. از سوی دیگر وقتی به رمانها و داستانهای منتشر شده به زبان فارسی هم نگاه کنیم، شرایط همین طور است و ردی و یادی از صنایع دستی در لابهلای سطرهای این مکتوبات دیده نمیشود.
رسانههای جمعی هم اغلب در رویدادها و مناسبتهای مختلف مانند روز جهانی صنایع دستی و هفته صنایع دستی یا جشن نوروز، یلدا و... متمرکزتر به این هنرصنعت کهن میپردازند و محتواهای مختلفی تولید میکنند اما در دیگر ایام این تمرکز مستمر نیست و سهم صنایع دستی در محتواهای مختلفی که توسط رسانههای گوناگون در عرصه فرهنگ تولید و منتشر میشود، کم است. با وجود چنین شرایطی است که در کل جامعه ما در سالیان اخیر نسبت به صنایع دستی خلأ عاطفی پیدا کرده و در نتیجه کمتر در اولویت خرید ما قرار میگیرد. مقولهای که به نظر میرسد تا نسبت به رفع آن اقدامات مؤثر و فراگیری صورت نگیرد، صحبت کردن از شیوههای جدید فروش و بازاریابی و مفاهیمی از این دست، شاید چندان گرهگشا نباشد.
در این بین اما شبکههای اجتماعی و صفحات شخصی هنرمندان تا حدودی توانسته این شرایط را تعدیل کند. ولیکن تأثیر آن در برابر خلأ دیگر بخشها چندان فراوان نیست. توسعه شبکههای اجتماعی و آموزش تولید محتوا در حوزه صنایع دستی، توانسته تا حدی تأثیراث مؤثری بجا بگذارد که رشد و توسعه بیشتر آن قطعاً خواهد توانست این خلأ عاطفی را کمتر و در نتیجه بستر مناسبی برای رونق صنایع دستی در عرصه تولید و فروش مهیا سازد.
در پایان باید گفت به نظر میرسد با تحلیل واقعبینانه و مبتنی بر اطلاعات درست میتوان برای حل مشکلات صنایع دستی در حد بضاعت و امکانات موجود گامهای اثربخشی برداشت و از سکون این عرصه مهم از صنایع فرهنگی ایران ممانعت به عمل آورد. بی تردید در این مسیر حمایت دیگر مؤلفان و خالقان آثار هنری در سینما، سریال، تلویزیون، نویسندگان و شعرا نیز خواهد توانست در تعاملی هم افزایانه، انرژی حیات بخشی را به بطن اقتصاد فرهنگ ایران منتقل سازد.
پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه
درباره صنایع دستی به عنوان مجموعه متنوعی از محصولات فرهنگی و بومی ایران بسیار صحبت میشود. عرصهای که در برگیرنده بسیاری از سنتها و شیوههای هنری و نقشمایههای کهن است و متنی ماندگار برای تجلی و ثبت آنها فراهم کرده است. در کنار کارکردهای فرهنگی و هنری، صنایع دستی واجد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی هم هست که تحلیلهای گوناگونی درخصوص آن مطرح و ارائه شده یا میشود. با وجود این خصلتها و تنوع ارزنده، اما چالشی که این حوزه با آن روبهرو بوده این نکته است که؛ چرا آثار صنایع دستی کمتر در سبد مصرف مخاطب ایرانی قرار دارد؟ فارغ از شرایط اقتصادی حاکم و محدودیتهای مالی پیش آمده که تأثیراتش غیرقابل انکار است، اما دلیل مهم و مبنایی دیگری که میتوان مطرح کرد، خلأ عاطفی جامعه کنونی ما نسبت به محصولات صنایع دستی است. به این معنا که جهان ذهنی مخاطب ایرانی نسبت به صنایع دستی خالی است و در نتیجه صنایع دستی فارغ از قیمت و در دسترس بودن یا نبودن، اولویت ذهنی جامعه مخاطب نیست. در حالی که میتوان با هزینه خرید یک بسته شکلات و شیرینی متوسط که برای سلامتی ضررهای بسیاری دارد، یک یادگاری صنایع دستی خرید و به دیدن دوستی رفت.
اما این خلأ عاطفی چگونه شکل گرفته و علت آن چیست؟ در دنیای امروز رسانههای مختلف تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر ناخودآگاه فردی و جمعی افراد جامعه دارند و گرایش و تمایل آنها به محصولات و خدمات مختلف را تعیین میکنند. این مسأله البته مستقل از تبلیغات مستقیمی است که در این عرصهها صورت میگیرد. با نگاهی به محتوای رسانههای نافذی مانند فیلم و سریالها، میبینیم که تقریباً در بسیاری فیلمها و سریالهای تولید داخل، صنایع دستی یا حضور ندارد یا بسیار کم رنگ و سطحی و آن هم در نماهای محدودی قابل رؤیت است. در حالی که استفاده از گوشیهای همراه خارجی و زندگی لوکس تبدیل به یک سبک زندگی در فیلم و سریال ایرانی شده است. در دیگر تولیدات تصویری مانند انیمیشنها و بازیهای مختلف هم خبری از صنایع دستی و روایتهای جذاب آن نیست. از سوی دیگر وقتی به رمانها و داستانهای منتشر شده به زبان فارسی هم نگاه کنیم، شرایط همین طور است و ردی و یادی از صنایع دستی در لابهلای سطرهای این مکتوبات دیده نمیشود.
رسانههای جمعی هم اغلب در رویدادها و مناسبتهای مختلف مانند روز جهانی صنایع دستی و هفته صنایع دستی یا جشن نوروز، یلدا و... متمرکزتر به این هنرصنعت کهن میپردازند و محتواهای مختلفی تولید میکنند اما در دیگر ایام این تمرکز مستمر نیست و سهم صنایع دستی در محتواهای مختلفی که توسط رسانههای گوناگون در عرصه فرهنگ تولید و منتشر میشود، کم است. با وجود چنین شرایطی است که در کل جامعه ما در سالیان اخیر نسبت به صنایع دستی خلأ عاطفی پیدا کرده و در نتیجه کمتر در اولویت خرید ما قرار میگیرد. مقولهای که به نظر میرسد تا نسبت به رفع آن اقدامات مؤثر و فراگیری صورت نگیرد، صحبت کردن از شیوههای جدید فروش و بازاریابی و مفاهیمی از این دست، شاید چندان گرهگشا نباشد.
در این بین اما شبکههای اجتماعی و صفحات شخصی هنرمندان تا حدودی توانسته این شرایط را تعدیل کند. ولیکن تأثیر آن در برابر خلأ دیگر بخشها چندان فراوان نیست. توسعه شبکههای اجتماعی و آموزش تولید محتوا در حوزه صنایع دستی، توانسته تا حدی تأثیراث مؤثری بجا بگذارد که رشد و توسعه بیشتر آن قطعاً خواهد توانست این خلأ عاطفی را کمتر و در نتیجه بستر مناسبی برای رونق صنایع دستی در عرصه تولید و فروش مهیا سازد.
در پایان باید گفت به نظر میرسد با تحلیل واقعبینانه و مبتنی بر اطلاعات درست میتوان برای حل مشکلات صنایع دستی در حد بضاعت و امکانات موجود گامهای اثربخشی برداشت و از سکون این عرصه مهم از صنایع فرهنگی ایران ممانعت به عمل آورد. بی تردید در این مسیر حمایت دیگر مؤلفان و خالقان آثار هنری در سینما، سریال، تلویزیون، نویسندگان و شعرا نیز خواهد توانست در تعاملی هم افزایانه، انرژی حیات بخشی را به بطن اقتصاد فرهنگ ایران منتقل سازد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7929/17/616106/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























